Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
sash
U
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
sashes
U
قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
chopsticks
U
میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
wicket
U
میلههای چوبی کریکت نوبت توپزنی در کریکت
wickets
U
میلههای چوبی کریکت نوبت توپزنی در کریکت
mixers
U
انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
mixer
U
انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
ninepins
U
یکجور بازی با نه میله چوبی که انهارابا گوی چوبی می خوابانند
christmass tree
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
stake
U
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
staked
U
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
stakes
U
ستون چوبی یا سنگی تزئینی میخ چوبی
bucket
U
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets
U
جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
glassman
U
تاجر شیشه شیشه ساز
plate glass
U
شیشه سنگ شیشه تختهای
ink bottle
U
شیشه مرکب شیشه جوهر
flatbed
U
وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
noggin
U
سطل چوبی لیوان چوبی
naggin
U
سطل چوبی لیوان چوبی
noggins
U
سطل چوبی لیوان چوبی
treenail
U
میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
trenail
U
میخ بزرگ چوبی با میخ چوبی یا گوه بهم کوبیدن
croquet
U
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
gavel
[چکش چوبی قضات]
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
vitrify
U
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
glass wool
U
پشم یا براده شیشه پشم شیشه
net posts
U
میلههای تور
parallel bars
U
میلههای پارالل
four horsemen
U
جا گذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
split
U
میلههای باقیمانده
grates
U
میلههای اهنی
grated
U
میلههای اهنی
grate
U
میلههای اهنی
connections
U
میلههای رابط
seal bars
U
میلههای اب بندی
maples
U
میلههای بولینگ
leave
U
میلههای جامانده
rods of corti
U
میلههای کورتی
leaving
U
میلههای جامانده
picket fence
U
جاگذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
grated
U
پنجره میلههای اهخنی
driving bit
U
هویزه میلههای اسب
seat bars
U
میلههای تکیه گاه
stanchion
U
میلههای عمودی ناو
cross barred
U
دارای میلههای عرضی
grate
U
پنجره میلههای اهخنی
bacillary
U
بشکل میلههای کوچک
bacillar
U
بشکل میلههای کوچک
grates
U
پنجره میلههای اهخنی
ended
U
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
gridiron
U
خطوط یا میلههای فلزی مشبک
pin deck
U
قسمت زیر میلههای بولینگ
wicketkeeper
U
توپگیر مدافع میلههای کریکت
spiller
U
انداختن تمام میلههای بولینگ با
setup
U
وضع قرارگرفتن میلههای بولینگ
end
U
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
ends
U
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
hig low jack
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
handing
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hand
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
sour apple
U
ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
convert
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
double pinochle
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
studs
U
زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
pocket split
U
باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
dead wood
U
میلههای افتاده بولینگ که درجا می ماند
converted
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converting
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converts
U
انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
bedpost
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
big four
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
golden gate
U
پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
square out
U
ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
half worcester
U
ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
throw out
U
سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
blow
U
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
blows
U
ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
pick a cherry
U
ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
fills
U
تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
pinsetter
U
وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
fill
U
تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
foundation
U
انداختن تمام میلههای بولینگ در دور نهم
pinspotter
U
وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
grids
U
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
pumpkin
U
پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
pumpkins
U
پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
take guard
U
وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
grid
U
بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
baby split
U
وضعی که میلههای 2 و 7 یا3 و 01 بولینگ باقی می ماند
worcester
U
باقی گذاشتن تمام میله هابجز میلههای 1 و 5 بولینگ
pit
U
منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
wood
U
چوب گلف با دسته دراز و سرچوبی میلههای بولینگ
pits
U
منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
pinfall
U
تعداد میلههای افتاده با یک گوی بولینگ ضربه فنی کشتی
lanternpinion
U
چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
columnar
U
گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
counting
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counts
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
bar graph
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
count
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
count
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counted
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted
U
تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counting
U
حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
screw picket
U
میلهای که سر ان پیچی شکل باشد میلههای پیچ دار پایه سیم خاردار
histogram
U
گرافی که روی آن مقادیر به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده می شوند
bar chart
U
گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند
spread eagle
U
سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
crankpin
U
قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
in-
U
شامل
self inclusive
U
شامل
inclusive
U
شامل
including
U
شامل
comprising
U
شامل
containing
U
شامل
sweeping
U
شامل
far-reaching
U
شامل
Inc
U
شامل
in
U
شامل
covering
U
شامل
chart
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charted
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charts
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
charting
U
گرافی که در آن مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی با طول و پهنای مختلف نشان داده می شوند
butyraceous
U
شامل کره
do with
<idiom>
U
شامل شدن
trinomial
U
شامل سه نام
apply
U
شامل شدن
applying
U
شامل شدن
includable
U
شامل کردنی
retrospect
U
شامل گذشته
embracing
U
شامل بودن
ineligible
U
شامل نشدنی
comprise
U
شامل بودن
comprised
U
شامل بودن
excluding
U
شامل نشدن
bimillenary
U
شامل دوهزار
engirdle
U
شامل بودن
butyric
U
شامل کره
applies
U
شامل شدن
embraces
U
شامل بودن
engird
U
شامل بودن
includible
U
شامل کردنی
embraced
U
شامل بودن
embrace
U
شامل بودن
comprises
U
شامل بودن
inclusive or
U
یای شامل
glass
U
شیشه
panes
U
شیشه
bottles
U
شیشه
bottle
U
شیشه
glassblower
U
شیشه گر
plate
U
شیشه
plates
U
شیشه
glazier
U
شیشه بر
glass blower
U
شیشه گر
glazier
U
شیشه گر
glass cutter
U
شیشه بر
water glass
U
اب شیشه
pane
U
شیشه
across the board
U
شامل تمام طبقات
intraspecific
U
شامل گروه بخصوصی
encompass
U
شامل بودن دربرگرفتن
over all
U
شامل همه چیز
exclusive
U
آنچه شامل نمیشود
inclusive or gate
U
دریچه یای شامل
exhaustive
U
شامل تمام جرئیات
plenaries
U
شامل تمام اعضاء
plenary
U
شامل تمام اعضاء
intraspecies
U
شامل گروه بخصوصی
encompassed
U
شامل بودن دربرگرفتن
excludes
U
شامل نشدن یا جداشدن
encompasses
U
شامل بودن دربرگرفتن
retroact
U
شامل گذشته شدن
terraqueous
U
شامل خشکی ودریا
ex post facto
U
شامل اصول گذشته
exclusion
U
عمل شامل نشدن
encompassing
U
شامل بودن دربرگرفتن
echaustive
U
شامل همهء جزئیات
exclude
U
شامل نشدن یا جداشدن
glazing
U
شیشه کاری
pane
U
قاب شیشه
glassy
U
شیشه مانند
glazing
U
شیشه بری
obsidian
U
شیشه معدنی
obscured glass
U
شیشه مات
pane
U
جام شیشه
opaline
U
شیشه مات
obscured glass
U
شیشه تار
muscovy glass
U
شیشه معدنی
mirror glass
U
شیشه اینه
plate glass
U
شیشه لوحی
glasshouses
U
شیشه گرخانه
brushes
U
شیشه شور
fibreglass
U
شیشه لیفی
fibreglass
U
پشم شیشه
glassware
U
شیشه الات
glassware
U
فروف شیشه
brush
U
شیشه شور
windowpane
U
شیشه پنجره
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com