Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
fathomable
U
قابل پیمایش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
immeasurably
U
بطور غیر قابل پیمایش
mensurable
U
قابل پیمایش واندازه گیری پیمودنی
Other Matches
free form
U
نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
scanned
U
پیمایش
scans
U
پیمایش
scan
U
پیمایش
surveys
U
پیمایش
scale factor
U
پیمایش
scan line
U
خط پیمایش
survey
U
پیمایش
mensuration
U
پیمایش
surveyed
U
پیمایش
traversal
U
پیمایش
scaling
U
پیمایش
traverse
U
پیمایش کردن
closed traverse
U
پیمایش بسته
scan area
U
ناحیه پیمایش
closing
U
بستن پیمایش
open travers
U
پیمایش باز
scan path
U
مسیر پیمایش
gaugeable
U
پیمایش پذیر
fathomable
U
پیمایش پذیر
directional traverse
U
پیمایش سمتی
traversed
U
پیمایش کردن
traverse leg
U
ساق پیمایش
immeusurableness
U
پیمایش ناپذیری
optical scanning
U
پیمایش نوری
traversing
U
پیمایش کردن
spanless
U
پیمایش ناپذیر
traverse station
U
ایستگاه پیمایش
immeasurability
U
پیمایش ناپذیری
traverses
U
پیمایش کردن
mensurability
U
پیمایش پذیری
traverse leg
U
شاخه پیمایش
traingulation
U
پیمایش بوسیله مثلثات
traversed
U
حرکت سمتی پیمایش
geodetically
U
موافق قاعده پیمایش
padding
U
پیمایش لایه گذاری
traverses
U
حرکت سمتی پیمایش
traversing
U
حرکت سمتی پیمایش
traverse
U
حرکت سمتی پیمایش
traverseal
U
عمل طی کردن پیمایش
immeasurable
U
پیمایش ناپذیر بیکران
cursive scanning
U
پیمایش با یک ترمینال ویدئویی
surveyor's level
U
تراز مساحی یا پیمایش
heliometer
U
الت پیمایش قطر خورشید
tachymeter
U
دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
closing azimuth error
U
اشتباه گرای بستن پیمایش
backtracking
U
عمل پیمایش معکوس یک لیست
coherence
U
فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
chain survey
U
پیمایش بدون اندازه گیری زاویه
thunderscan
U
یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
traingulation
U
تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
hypsometry
U
پیمایش ارتفاعهای روی زمین نسبت به تراز دریا
refresh display cycle
U
زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
heliometry
U
پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
opisometer
U
الت پیمایش خطهای خمیده که دارای چرخی است و ان چرخ روی پیچی می غلتد
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
background noise
U
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
sensible
U
قابل درک قابل رویت
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
raster scan
U
ردیابی افقی محل تصویر پیمایش محل تصویر
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
U
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
acceptor
U
قابل
solvable
U
قابل حل
good
U
قابل
soluble
U
قابل حل
incapable
U
نا قابل
apt
U
قابل
dissoluble
U
قابل حل
thorough paced
U
قابل
able
U
قابل
abler
U
قابل
ablest
U
قابل
sensible
U
قابل حس
qualified
U
قابل
capable
U
قابل
considerable
U
قابل توجه
liveable
U
قابل معاشرت
declinable
U
قابل تصریف
liveable
U
قابل زیستن
changeable
U
قابل تغییر
demandable
U
قابل مطالبه
transformative
U
قابل تغییر
demandable
U
قابل تقاضا
deliverable
U
قابل تحویل
descendible
U
قابل نزول
livable
U
قابل زیستن
livable
U
قابل معاشرت
pitiable
U
قابل ترحم
defeasible
U
قابل القاء
decomposable
U
قابل تجزیه
separable
U
قابل تفکیک
decipherable
U
قابل استخراج
decidable
U
قابل حکم
livable
U
قابل زندگی
deducible
U
قابل کسر
employable
U
قابل استخدام
amenable
U
قابل جوابگویی
negotiated
U
قابل انتقال
submergible
U
قابل فروکردن در اب
submersible
U
قابل شناوری
crescive
U
قابل رشد
observable
U
قابل مراعات
machinable
U
قابل تراش
knowable
U
قابل دانستن
superimposable
U
قابل اضافه
superimposable
U
قابل تحمیل
superimposable
U
قابل تزاید
superposable
U
قابل انطباق
supportable
U
قابل تحمل
supposable
U
قابل فرض
suable
U
قابل پیگرد
macroscopic
U
قابل رویت
negotiate
U
قابل انتقال
soundable
U
قابل ایجادصوت
controvertible
U
قابل مباحثه
meltable
U
قابل ذوب
medicable
U
قابل معالجه
maintainable
U
قابل نگاهداری
conveyable
U
قابل انتقال
conveyable
U
قابل رساندن
spareable
U
قابل امساک
correctable
U
قابل تصحیح
emendable
U
قابل تصحیح
statutable
U
قابل تقنین
swimmable
U
قابل شناوری
criticizable
U
قابل انتقاد
to come into operation
U
قابل اجراشدن
liveable
U
قابل زندگی
traceable
U
قابل ردیابی
traceable
U
قابل تعقیب
tractile
U
قابل کشش
tractile
U
قابل اتساع
opens
U
قابل بحث
opened
U
قابل بحث
open
U
قابل بحث
extendable
U
قابل تعمیم
extendable
U
قابل تمدید
newsworthy
U
قابل انتشار
to take effect
U
قابل اجراشدن
crystallizable
U
قابل تبلور
cultivable
U
قابل کشت
terminable
<adj.>
U
قابل فسخ
thankworthy
U
قابل سپاسگزاری
thinkable
U
قابل فکر
titratable
U
قابل عیارگیری
temptable
U
قابل اغوا
elastic
U
قابل ارتجاع
to come into effect
U
قابل اجراشدن
divisible
U
قابل تقسیم
intelligible
U
قابل درک
discountable
U
قابل کسر
discoverable
U
قابل کشف
discriminable
U
قابل تمیز
venial
U
قابل عفو
discussable
U
قابل بحث
remarkable
U
قابل توجه
discussible
U
قابل بحث
serviceable
U
قابل استفاده
expendable
U
قابل خرج
dislikable
U
قابل تنفر
realizable
U
قابل تحقق
realizable
U
قابل درک
sociable
U
قابل معاشرت
judicable
U
قابل قضاوت
utilizable
<adj.>
U
قابل مصرف
intelligible
U
قابل فهم
licensable
U
قابل اجازه
treatable
U
قابل بحث
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com