Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
medicable
U
قابل معالجه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
chronic dose
U
دز قابل معالجه و پیشگیری اتمی
Other Matches
electrotherapy
U
معالجه امراض بوسیله حرارت حاصله از الکتریسته معالجه با برق
definitive hospitalization
U
سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
he received a fire treatment
U
معالجه شد
healing
U
معالجه
medical treatment
U
معالجه
treatment
U
معالجه
medical
U
معالجه
treatments
U
معالجه
therapy
U
معالجه
edermical meducation
U
معالجه جلدی
malpractice
U
معالجه غلط
radium therapy
U
معالجه بارادیوم
malpractices
U
معالجه غلط
treament
U
سلوک معالجه
psychopathy
U
معالجه روانی
climatotherapy
U
معالجه با اب وهوا
balneotherapy
U
معالجه باشستشو
heliotherapy
U
معالجه با افتاب
trichopathy
U
معالجه ناخوشیهای مو
pretreatment
U
معالجه قبلی
electropathy
U
معالجه برقی
iatraliptics
U
معالجه بامالش
mechanotherapy
U
معالجه مکانیکی
emergency treatment
U
معالجه اضطراری
emergency treatment
U
معالجه اورژانس
rest cure
U
معالجه با استراحت
orthopathy
U
معالجه بدون دارو
psychiatry
U
معالجه ناخوشیهای دماغی
aerotherapeutics
U
معالجه بوسیله هوا
self treatment
U
معالجه پیش خود
faradism
U
معالجه باجریان برق
chiropody
U
فن معالجه ودرمان امراض پا
pretreat
U
قبلا معالجه کردن
faradization
U
معالجه باجریان برق
diathermy
U
معالجه بوسیله حرارت
psychotherapy ortherapeutics
U
معالجه بوسائل روحی یاهیپنوتیزیم
pedicure
U
معالجه امراض دست وپا
massotherapy
U
معالجه بوسیله مشت و مال
physicotherapy
U
معالجه بوسایل طبیعی ومکانیکی
hydropathy
U
معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
pyretotherapy
U
معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
self treatment
U
معالجه بدون کمک نسخه
pedicures
U
معالجه امراض دست وپا
phototherapy
U
معالجه ناخوشیهای پوست بوسیله روشنایی
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
aromatherapy
U
معالجه توسط ماساژ با روغن معطر
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
hypnotherapy
U
معالجه امراض بوسیله خواب مغناطیسی
immunotherapy
U
معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
correctional treatment
U
روش معالجه از راه اصلاح رفتار
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
orthopaedy
U
معالجه ناخوشی بی انکه دارویی بکار برند
oxygen tent
U
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
oxygen tents
U
چادراکسیژن مخصوص معالجه سرما خوردگی وامثال ان
helleborism
U
معالجه دیوانگی یاخربق داروی کارکن که ازخربق میسازند
homeopathy
U
معالجه امراض بوسیله تجویزدارویی که دراشخاص سالم علائم ان مرض را بوجوداورد
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
herioic treatment
U
معالجه با وسایل سخت دربیماری سخت
examination
U
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
examinations
U
معالجه کردن بازجویی امتحان کردن
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
water cure
U
علاج بااب معالجه بااب
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
sensible
U
قابل درک قابل رویت
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
emergency medical tag
U
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
U
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
dissoluble
U
قابل حل
qualified
U
قابل
solvable
U
قابل حل
acceptor
U
قابل
soluble
U
قابل حل
abler
U
قابل
able
U
قابل
ablest
U
قابل
good
U
قابل
apt
U
قابل
thorough paced
U
قابل
capable
U
قابل
incapable
U
نا قابل
sensible
U
قابل حس
tractile
U
قابل کشش
livable
U
قابل زندگی
deniable
U
قابل تکذیب
tractile
U
قابل اتساع
extendable
U
قابل تمدید
denumerable
U
قابل شمارش
extendable
U
قابل تعمیم
open
U
قابل بحث
deniable
U
قابل انکار
pitiable
U
قابل ترحم
demandable
U
قابل تقاضا
defeasible
U
قابل القاء
demandable
U
قابل مطالبه
livable
U
قابل زیستن
deliverable
U
قابل تحویل
demountable
U
قابل برداشتن
employable
U
قابل استخدام
livable
U
قابل معاشرت
divisible
U
قابل تقسیم
distinct
U
قابل تشخیص
liveable
U
قابل زیستن
demountable
U
قابل انتقال
negotiates
U
قابل انتقال
machinable
U
قابل تراش
spareable
U
قابل امساک
crystallizable
U
قابل تبلور
cultivable
U
قابل کشت
statutable
U
قابل تقنین
observable
U
قابل مراعات
knowable
U
قابل دانستن
suable
U
قابل پیگرد
submergible
U
قابل فروکردن در اب
submersible
U
قابل شناوری
superimposable
U
قابل اضافه
superimposable
U
قابل تحمیل
soundable
U
قابل ایجادصوت
criticizable
U
قابل انتقاد
negotiated
U
قابل انتقال
negotiate
U
قابل انتقال
conveyable
U
قابل انتقال
soiothfast
U
قابل اعتماد
conveyable
U
قابل رساندن
correctable
U
قابل تصحیح
emendable
U
قابل تصحیح
maintainable
U
قابل نگاهداری
crescive
U
قابل رشد
separable
U
قابل تفکیک
soluble oil
U
روغن قابل حل
macroscopic
U
قابل رویت
superimposable
U
قابل تزاید
superposable
U
قابل انطباق
to take effect
U
قابل اجراشدن
elastic
U
قابل ارتجاع
declinable
U
قابل تصریف
titratable
U
قابل عیارگیری
newsworthy
U
قابل انتشار
to come into effect
U
قابل اجراشدن
decomposable
U
قابل تجزیه
to come into operation
U
قابل اجراشدن
deducible
U
قابل کسر
traceable
U
قابل ردیابی
traceable
U
قابل تعقیب
opens
U
قابل بحث
thinkable
U
قابل فکر
supposable
U
قابل فرض
swimmable
U
قابل شناوری
liveable
U
قابل زندگی
temptable
U
قابل اغوا
liveable
U
قابل معاشرت
repeatable
U
قابل تکرار
decidable
U
قابل حکم
terminable
<adj.>
U
قابل فسخ
decipherable
U
قابل استخراج
thankworthy
U
قابل سپاسگزاری
supportable
U
قابل تحمل
opened
U
قابل بحث
deportable
U
قابل تبعید
unifiable
U
قابل هم رنگی
discussible
U
قابل بحث
dislikable
U
قابل تنفر
dislikeable
U
قابل تنفر
judicable
U
قابل قضاوت
utilizable
<adj.>
U
قابل مصرف
displaceable
U
قابل تغییر
disputable
U
قابل بحث
distillable
U
قابل تقطیر
distributable
U
قابل توزیع
venial
U
قابل عفو
dividable
U
قابل تقسیم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com