Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 309 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
revocable
U
قابل فسخ
revokable
U
قابل فسخ
terminable
<adj.>
U
قابل فسخ
voidable
<adj.>
U
قابل فسخ
annullable
<adj.>
U
قابل فسخ
callable
<adj.>
U
قابل فسخ
cancelable
[American]
<adj.>
U
قابل فسخ
cancellable
[British]
<adj.>
U
قابل فسخ
rescindable
<adj.>
U
قابل فسخ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
byte
U
ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
bytes
U
ارسال بایتهای داده پیاپی بیتهایی که به صورت سریال یا موازی قابل ارسالند
field
U
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded
U
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields
U
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
exception
U
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exceptions
U
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
database
U
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases
U
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
unappealing
U
غیر قابل استیناف
persona non grata
U
شخص غیر قابل قبول
reduce
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reduces
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
reducing
U
تبدیل داده فایل به حالت فشرده تر که به راحتی قابل پردازش باشد
bazooka
U
یکنوع سلاح قابل حمل بازوکا
bazookas
U
یکنوع سلاح قابل حمل بازوکا
ransom
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
ransoms
U
وجهی که جهت ازادکردن اسیر یا خریداری مدت زندان قابل خرید پرداخت شودوجهی که جهت احتراز ازتنبیهات جزایی از طرف مجرم و به جای تقبل ان تنبیهات پرداخت شود
card
U
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
card
U
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
card
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
card
U
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
cards
U
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards
U
تختهای که شامل درایو دیسک سخت است و نیز واسطهای مورد نیاز الکترونیکی که قابل ورود به سیستم هستند
cards
U
وسیلهای که داده کارت پانچ را به حالتی کا قابل دریافت برای کامپیوتر باشد تبدیل میکند
cards
U
ورقه نصب مواد که روی آن قط عات الکترونیکی قابل نصبند
marker
U
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
markers
U
دو علامت در ابتدا و انتهای بخشی از داده یا متن برای نشان دادن بلاک خاص که قابل حرکت یا حذف یا کپی به عنوان سیگنال واحد باشد
half
U
مجموعه بیتتها که نیمی از کلمه استاندارد را می گیرند ولی به عنوان واحد مجزا قابل دسترسی اند
inoperable
U
غیر قابل جراحی
inoperable
U
غیر قابل استفاده
inoperable
U
غیر قابل کار انداختن خراب
workable
U
قابل اعمال
workable
U
قابل استخراج
exploitable
U
قابل استفاده
exploitable
U
قابل استخراج
reader
U
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
readers
U
وسیلهای که داده روی پانچ کارت را به صورتی که توسط کامپیوتر قابل تشخیص است تبدیل میکند
staffing
U
قابل دسترس ساختن افرادبرای سازمانها
irrefutable
U
غیر قابل تکذیب
sound
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounded
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
soundest
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sounds
U
تبدیل صوت آنالوگ به دیجیتال که قابل استفاده در کامپیوتر شود
sicker
U
قابل اطمینان
impeachable
U
قابل اتهام
impeachable
U
قابل تعقیب
indictable
U
قابل تعقیب
binder
U
را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
binders
U
را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
hard
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
hard
U
که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
harder
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
harder
U
که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
hardest
U
تختهای که حاوی درایو دیسک سخت و واسط های الکترونیکی لزم است که قابل نصب در اتصال سیستم است
hardest
U
که قابل برنامه ریزی یا تغییر نیستند
reliability
U
قابل اعتماد
reliability
U
قابل اطمینان
flexibility
U
کش دار قابل تغییر
fragmentation
U
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
editor
U
نرم افزازی که فقط یک خط از برنامه اصل قابل ویرایش در آن در هر لحظه است
editors
U
نرم افزازی که فقط یک خط از برنامه اصل قابل ویرایش در آن در هر لحظه است
cassette
U
کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
cassettes
U
کاست کوچک حاوی چرخهای از نوار مغناطیسی باریک که سیگنالهای صوتی قابل ضبط هستند.
basic
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basics
U
سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
dim
U
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dimmed
U
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
dims
U
نرم افزاری که به کاربر اجازه میدهد متن چاپ شده را به صورت دیجیتالی ذخیره کند این کار توسط اسکنر و رسانه ذخیره سازی با حجم بالا مثل CDROM قابل ضبط انجام میشود
public
U
متن یا برنامهای که حق کپی ندارد و توسط هر کسی قابل کپی کردن است
word
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
worded
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
link
U
تعداد دستورات کامپیوتری در برنامه که در هر زمان قابل فراخوانی هستند و کنترل به دستور بعدی به برنامه اصلی برمی گردد
machine
U
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine
U
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machine
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machine
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machined
U
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machined
U
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machined
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machined
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
machines
U
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machines
U
زبان برنامه نویسی که روی کامپیوتری که کامپایلر مناسب دارد قابل ترجمه و اجرا است
machines
U
غیراستاندارد یا آنچه روی سخت افزار یا نرم افزار تولیدکننده دیگر بدون تغییرات قابل استفاده نباشد
machines
U
شماره یا آدرس مطلق که نقط های در حافظه که کلمه داده قابل یافتن و دستیابی است را مشخص میکند
stop
U
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopped
U
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stopping
U
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
stops
U
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند
floppy discs
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy disk
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
floppy disks
U
مغناطیسی که توسط کامپیوتر جداگانه قابل آدرس دهی است
global
U
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
globally
U
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
logical
U
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
remainder
U
پس مانده غیر قابل مصرف
plastic
U
تغییر پذیر قابل تحول و تغییر
prime
U
عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
primed
U
عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
primes
U
عددی که فقط قابل قسمت به خودش و یک باشد
Other Matches
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
sensible
U
قابل درک قابل رویت
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
U
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
soluble
U
قابل حل
dissoluble
U
قابل حل
qualified
U
قابل
good
U
قابل
ablest
U
قابل
abler
U
قابل
sensible
U
قابل حس
thorough paced
U
قابل
acceptor
U
قابل
incapable
U
نا قابل
apt
U
قابل
solvable
U
قابل حل
able
U
قابل
capable
U
قابل
describable
U
قابل توصیف
extensile
U
قابل کشش
extensile
U
قابل بسط
extensible
U
قابل تمدید
determinable
U
قابل تعیین
expansile
U
قابل انبساط
detachable bottom
U
کف قابل تفکیک
expellable
U
قابل اخراج
despisable
U
قابل استحقار
recommendable
U
قابل توصیف
expessible
U
قابل فهماندن
explainable
U
قابل شرح
extensile
U
قابل تعمیم
exterminable
U
قابل انقراض
descendible
U
قابل انتقال
fiduciary
U
قابل اعتماد
fertilizable
U
قابل باروری
fermentable
U
قابل تخمیر
fencible
U
قابل دفاع
fathomable
U
قابل پیمایش
deprivable
U
قابل محرومیت
farmeble
U
قابل کشتکاری
derivable
U
قابل اشتقاق
farmeble
U
قابل اجاره
farmable
U
قابل اجاره
farmable
U
قابل کشتکاری
faithworthy
U
قابل اعتماد
erodible
U
قابل سایش
extractible
U
قابل استخراج
descendible
U
قابل نزول
extractable
U
قابل کشیدن
extractive
U
قابل کشیدن
expessible
U
قابل بیان
expandable
U
قابل انبساط
detonable
U
قابل انفجار
dividable
U
قابل تقسیم
discountable
U
قابل کسر
effable
U
قابل تغییر
effaceable
U
قابل زدودن
eludible
U
قابل گریز
enforcible
U
قابل اجرا
eradicable
U
قابل استیصال
cognizable
U
قابل درک
distributable
U
قابل توزیع
distillable
U
قابل تقطیر
discussible
U
قابل بحث
dislikable
U
قابل تنفر
discriminable
U
قابل تمیز
dislikeable
U
قابل تنفر
displaceable
U
قابل تغییر
disputable
U
قابل بحث
exepandable
U
قابل توسعه
discoverable
U
قابل کشف
erectile
U
قابل نعوظ
executory
U
قابل اجرا
exercisable
U
قابل تمرین
exhalable
U
قابل تبخیر
diminishable
U
قابل کاستن
dubitable
U
قابل تردید
dilatable
U
قابل اتساع
diffusible
U
قابل انتشار
detonatable
U
قابل انفجار
executable
U
قابل اجرا
excludable
U
قابل استثناء
erodible
U
قابل فرسایش
dirigible
U
قابل هدایت
evaporable
U
قابل تبخیر
evocable
U
قابل احضار
exactable
U
قابل تحمیل
exactable
U
قابل مطالبه
examinable
U
قابل امتحان
exchangeable
U
قابل مبادله
discussable
U
قابل بحث
fishable
U
قابل ماهیگیری
investigable
U
قابل رسیدگی
limpsy
U
قابل انحناء
limsy
U
قابل انحناء
livable
U
قابل زیستن
livable
U
قابل معاشرت
livable
U
قابل زندگی
liveable
U
قابل زیستن
liveable
U
قابل معاشرت
liveable
U
قابل زندگی
machinable
U
قابل تراش
limpsey
U
قابل انحناء
limit of inflammability
U
حد قابل اشتعال
pardoable
U
قابل عفو
inventible
U
قابل اختراع
inventible
U
قابل جعل
irrecusable
U
غیر قابل رد
irrigable
U
قابل ابیاری
judicable
U
قابل قضاوت
justiciable
U
قابل دادرسی
kenspeckle
U
قابل شناسایی
leviable
U
قابل تحمیل
licensable
U
قابل اجازه
macroscopic
U
قابل رویت
maintainable
U
قابل نگاهداری
moveable
U
قابل تغییر
multipliable
U
قابل تکثیر
multiplicable
U
قابل تکثیر
namable
U
قابل ذکر
nota bene
U
قابل توجه
numerable
U
قابل شمارش
omissible
U
قابل حذف
open cheque
U
چک قابل انتقال
operable
U
قابل علاج
moot
U
قابل بحث
mobilizable
U
قابل تجهیز
mistakable
U
قابل اشتباه
medicable
U
قابل معالجه
meltable
U
قابل ذوب
mentionable
U
قابل ذکر
merchantable
U
قابل معامله
merchantable
U
قابل فروش
mibeable
U
قابل استخراج
minable
U
قابل استخراج
operable
U
قابل درمان
interconvertible
U
قابل تبدیل
fissile
U
قابل انشقاق
fracturable
U
قابل شکست
fracturable
U
قابل انکسار
fungible
U
قابل تعویض
fusil
U
قابل ذوب
fusile
U
قابل ذوب
gasifiable
U
قابل تبخیرgasworks
generable
U
قابل تعمیم
generable
U
قابل تولید
get at able
U
قابل حصول
fortifiable
U
قابل استحکام
forgeable
U
قابل اهنگری
forfeitable
U
قابل مجازات
fissionable
U
قابل شکافت
fit for use
U
قابل استفاده
fit to eat
U
قابل خوردن
fixed format
U
قابل ثابت
fleeceable
U
قابل چیدن
flege
U
قابل پرواز
flightworthy
U
قابل پرواز
flyable
U
قابل پرواز
fordable
U
قابل عبور
governable
U
قابل حکومت
grantable
U
قابل اهداء
inferable
U
قابل استنباط
inferible
U
قابل استنباط
inflamable
U
قابل اشتعال
inflective
U
قابل صرف
inflexional
U
قابل صرف
inhabitable
U
قابل سکنی
inheritable
U
قابل توارث
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com