Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bailable
U
قابل ضمانت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
Other Matches
pecuniary liability
U
ضمانت ضمانت جبران خسارت
guarantees
U
ضمانت
suretyship
U
ضمانت
sponsorship
U
ضمانت
mainprise
U
ضمانت
warrant
U
ضمانت
guarantee
U
ضمانت
warranted
U
ضمانت
sponsored by
U
به ضمانت
sponsion
U
ضمانت
bail
U
ضمانت
guaranty
U
ضمانت
gurantee
U
ضمانت
guarantee
U
ضمانت
bond
U
ضمانت
guaranteed
U
ضمانت
warranting
U
ضمانت
warranties
U
ضمانت
guaranty
U
ضمانت
pledge
[archaic]
[guaranty]
U
ضمانت
warrants
U
ضمانت
warranty
U
ضمانت
warranty
U
ضمانت
answers
U
ضمانت کردن
guarantors
U
ضمانت کننده
guaranteed
U
ضمانت کردن
sanction
U
ضمانت اجرا
answer
U
ضمانت کردن
insure
U
ضمانت کردن
bilable
U
ضمانت بردار
answered
U
ضمانت کردن
bond
U
پیوستگی ضمانت
vouch
U
ضمانت کردن
upon bail
U
بقیه ضمانت
fiduciary bond
U
ضمانت شرافتی
pecuniary liability
U
ضمانت پولی
guaranty
U
ضمانت نامه
assurances
U
ضمانت وثیقه
pledging
U
وثیقه ضمانت
pledged
U
وثیقه ضمانت
pledge
U
وثیقه ضمانت
contract guarantee
U
ضمانت قرارداد
assurance
U
ضمانت وثیقه
guarantor
U
ضمانت کننده
sponsors
U
ضمانت کردن
sponsoring
U
ضمانت کردن
pledges
U
وثیقه ضمانت
sponsor
U
ضمانت کردن
guarantee period
U
دوره ضمانت
sanctioned
U
ضمانت اجرا
bondholder
U
ضمانت دار
warranties
U
ضمانت نامه
letter of indemnity
U
ضمانت نامه
responsibilities
U
ضمانت جوابگویی
responsibility
U
ضمانت جوابگویی
express warranty
U
ضمانت صریح
limplied warranty
U
ضمانت ضمنی
sanctions
U
ضمانت اجرا
warranty
U
ضمانت نامه
bonded
U
ضمانت شده
sanctioning
U
ضمانت اجرا
suretyship
U
عقد ضمانت
bank bond
U
ضمانت بانکی
answering
U
ضمانت کردن
bank guarantee
U
ضمانت بانکی
irrepleviable
U
ضمانت برندار
bail bond
U
ضمانت نامه
vouch for
U
ضمانت کردن
joint and several guarantee
U
ضمانت تضامنی
guarantee
U
ضمانت کردن
guarantees
U
ضمانت کردن
irreplevisable
U
ضمانت برندار
sanction
U
ضمانت اجرایی قانون
it is not protected by sanctions
U
ضمانت اجرایی ندارد
warrants
U
ضمانت کردن مجوز
warranted
U
ضمانت کردن مجوز
i guarantee his appearance
U
من ضمانت می کنم که حاضرشود
sanctions
U
ضمانت اجرایی قانون
warrant
U
ضمانت کردن مجوز
bail
U
تضمین ضمانت کردن
sanctioned
U
ضمانت اجرایی قانون
joint bond
U
تعهد یا ضمانت مشترک
sanctioning
U
ضمانت اجرایی قانون
to bail out
U
با ضمانت از زندان دراوردن
guarantee
U
شخص ضمانت شده
guaranteed
U
شخص ضمانت شده
warranting
U
ضمانت کردن مجوز
bailment
U
رهایی به قید ضمانت
act as surety
U
کفالت یا ضمانت کردن
stand surety for a person
U
ضمانت کسی را کردن
board exchange warranty
U
ضمانت تعویض برد
guarantees
U
شخص ضمانت شده
bank guarantee
U
ضمانت نامه بانکی
able to justify bail
U
قادر به تقبل ضمانت
warrent
U
ضمانت یاتعهد کردن
the watch is warranted
U
ضمانت شده است
to go bail for any one
U
ضمانت کسی راکردن
to stand surety for any one
U
ضمانت کسیرا کردن
average bond
U
ضمانت نامه جبران خسارت
guarantee
U
ضمانت نامه تضمین کردن
sanctions
U
مجوز جریمه ضمانت اجرا
sanctions
U
ضمانت اجرایی معین کردن
sanctioning
U
مجوز جریمه ضمانت اجرا
waging
U
ضمانت حسن انجام کار
wages
U
ضمانت حسن انجام کار
waged
U
ضمانت حسن انجام کار
performance guarantee
U
ضمانت حسن انجام کار
sanction
U
مجوز جریمه ضمانت اجرا
wage
U
ضمانت حسن انجام کار
pledgor
U
دهنده ضمانت یابیعانه یا قول
sanctioned
U
ضمانت اجرایی معین کردن
sanctioned
U
مجوز جریمه ضمانت اجرا
bid bond
U
ضمانت شرکت در مناقصه یا مزایده
sanctioning
U
ضمانت اجرایی معین کردن
sanction
U
ضمانت اجرایی معین کردن
to vouch for any one's honesty
U
ضمانت درستی کسی را کردن
open credit
U
اعتبار بدون ضمانت نامه
guaranteed
U
ضمانت نامه تضمین کردن
good performance guarantee
U
ضمانت حسن انجام کار
guaranty
U
تضمین ضمانت یا تعهد کردن
guarantees
U
ضمانت نامه تضمین کردن
repayment guarantee
U
ضمانت استرداد پیش پرداخت
tender bonds
U
ضمانت نامههای مناقصه یامزایده
tender guarantee
U
ضمانت شرکت در مزایده یامناقصه
guarantee a contract
U
اجرای قراردادی را ضمانت کردن
pledgeor
U
دهنده ضمانت یابیعانه یا قول
vouch
U
ضمانت کردن مسئول واقع شدن
local parole
U
زندانی که به قید ضمانت محلی ازاد میشود
30% down payment against bank guaranty
U
۳۰ درصد پیش پرداخت در برابر ضمانت بانکی
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
accommodation bill
U
براتی که جهت کمک یا ضمانت فردی تهیه میگردد
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
bareboat charter
U
ضمانت نامه تضمین حرکت کشتی و پرداخت مخارج پرسنل ان
del credere
U
ضمانت فروشنده حق العمل کار نسبت به معتبر بودن خریدار
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
sensible
U
قابل درک قابل رویت
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
warranted
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warranting
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrant
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
warrants
U
اجازه کتبی حکم قانونی تعهد کردن ضمانت کردن کسی
to pass one's word for another
U
از طرف دیگری قول دادن ضمانت دیگری را کردن
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
consideration
U
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
considerations
U
وجه التزام یا خسارت تادیه یاخسارت عدم انجام تعهد که در عقود و ایقاعات تعیین میشود و یا به طور کلی "ضمانت اجرای عقد و تعهد " عوض یا عوضین
floatable
U
قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible
U
غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable
U
غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
indiscoverable
U
غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
inconvertible
U
غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
ubi jus, ibi remedium
U
هر جا حقی هست ضمانت اجرا هم هست هر جا حقی است حق استیفاء ان هم وجوددارد
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably
U
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendable
U
قابل فروش جنس قابل فروش
vendible
U
قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable
U
قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
able
U
قابل
dissoluble
U
قابل حل
qualified
U
قابل
capable
U
قابل
ablest
U
قابل
abler
U
قابل
good
U
قابل
acceptor
U
قابل
thorough paced
U
قابل
solvable
U
قابل حل
apt
U
قابل
soluble
U
قابل حل
sensible
U
قابل حس
incapable
U
نا قابل
understandable
<adj.>
U
قابل فهم
arbitrable
U
قابل داوری
reasonable
[comprehensible]
<adj.>
U
قابل فهم
comprehensible
<adj.>
U
قابل فهم
contradictable
U
قابل تکذیب
controllable
U
قابل نظارت
controllable
U
قابل کنترل
awardable
U
قابل اعطاء
ascertainable
U
قابل تحقیق
avertible
U
قابل دفع
explicable
<adj.>
U
قابل توضیح
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com