English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 226 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
striking U قابل توجه
strikingly U قابل توجه
noteworthy U قابل توجه
substantial U قابل توجه
remarkable U قابل توجه
considerable U قابل توجه
noticeable U قابل توجه
nota bene U قابل توجه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
colour U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours U شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
significant U قابل توجه حاکی از
significantly U قابل توجه حاکی از
cam U حافظهای که با توجه به مقدارش قابل آدرس دهی و دستیابی است ونه محلش
cams U حافظهای که با توجه به مقدارش قابل آدرس دهی و دستیابی است ونه محلش
newsworthy U قابل توجه عامه برای درج درروزنامه
interestingly U بطور قابل توجه
chunk U مقدار قابل توجه
chunks U مقدار قابل توجه
notice U قابل توجه دستور اماده باش
noticed U قابل توجه دستور اماده باش
notices U قابل توجه دستور اماده باش
noticing U قابل توجه دستور اماده باش
accountable strength استعداد قابل توجه
guild socialism U سوسیالیسم صنفی عقیده کسانی که درعین اعتقاد به سوسیالیسم معتقد به ایجاد سیستم عدم تمرکز در مورد اصناف ودادن ازادی بیشتر به انهابودند و کنترل دولتی صاحبان حرف را جایز نمیشمردند واز این نظر گرایش ایشان به سندیکالیسم قابل توجه است
notice to airmen U قابل توجه خلبانان
Please note [that] ... U قابل توجه است که
Other Matches
screamer U اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
draw attention U توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
favorites U طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest U پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourites U طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favourite U طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
recoverable item U وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end U طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality U مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow U سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
achievable U قابل وصول قابل تفریق
flexile U قابل تغییر قابل تطبیق
presentable U قابل معرفی قابل ارائه
changeable U قابل تعویض قابل تبدیل
adducible U قابل اضهار قابل ارائه
transferable U قابل واگذاری قابل انتقال
presentable U قابل نمایش قابل تقدیم
elastic U قابل کش امدن قابل انعطاف
bilable U قابل رهایی قابل ضمانت
exigible U قابل تقاضا قابل ادعا
exigible U قابل مطالبه قابل پرداخت
tenable U قابل مدافعه قابل تصرف
sensible U قابل درک قابل رویت
presumable U قابل استنباط قابل استفاده
combustible U قابل سوزش قابل تراکم
thankworthy U قابل تشکر قابل شکر
observable U قابل مشاهده قابل گفتن
heedfully U با توجه
assiduity U توجه
adverence U توجه
advertence U توجه
advertency U توجه
noting U توجه
attention to orders U توجه
regard U توجه
attention U توجه
attentiveness U توجه
heedfulness U توجه
note U توجه
tendance U توجه
oblivious U بی توجه
notes U توجه
attendance U توجه
mindfulness U توجه
inattentive U بی توجه
mindfully U با توجه
cares U توجه
cared U توجه
NB U توجه!
regarded U توجه
regards U توجه
care U توجه
listlessly U بی توجه
attendances U توجه
listless U بی توجه
unresponsive U بی توجه
unconsidered U بی توجه
re- U با توجه به
remarks U توجه
turn to U توجه
remarking U توجه
keeps U توجه
keep U توجه
attentions U توجه
remarked U توجه
remark U توجه
heeds U توجه
heeding U توجه
re U با توجه به
heed U توجه
heeded U توجه
capacity U حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacities U حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
cautions U اخطار توجه
interests U توجه نظر
attending U توجه کردن
regards U رعایت توجه
interest U توجه نظر
regarded U رعایت توجه
yummy U جالب توجه
to be d. to U توجه نکردن به
observingly U از روی توجه
as to that <adv.> U با توجه به این
inattention U فقدان توجه
nota bene U توجه شود
notwithstanding U بدون توجه
wistfully U با دقت و توجه
liberal U جالب توجه
liberals U جالب توجه
to drive at U توجه داشتن به
attend U توجه کردن
mark U توجه کردن
marks U توجه کردن
safe keeping U حفافت توجه
inattention U عدم توجه
attention seeking U توجه طلب
favoured U طرف توجه
on this <adv.> U با توجه به این
self care U توجه از خود
wistfulness U توجه دقت
look after U توجه داشتن به
favours U توجه مرحمت
tent U توجه کردن
favouring U توجه مرحمت
attention span U فراخنای توجه
favour U توجه مرحمت
tents U توجه کردن
favors U توجه مرحمت
favoring U توجه مرحمت
at nurse U در توجه دایه
tendency U توجه استعداد
attention deficit U کاستی توجه
regard U رعایت توجه
get with it <idiom> U توجه کردن
unwitting U بی توجه بی هوش
auspice U حسن توجه
concerning this <adv.> U با توجه به این
for this purpose <adv.> U با توجه به این
hereto <adv.> U با توجه به این
attention to orders U توجه کنید
span of attention U فراخنای توجه
auspices U حسن توجه
hereunto <adv.> U با توجه به این
tendencies U توجه استعداد
attention getting U توجه طلب
favored U توجه مرحمت
noticed U توجه اطلاع
intentness U سرگرمی توجه
polarities U توجه به قطب
polarity U توجه به قطب
unscrupulous U بی توجه به نیک و بد
devil may care U بی توجه به مقام
introversion U توجه بدرون
to take keep U توجه کردن
perpend U توجه کردن
welfare U توجه کردن
notation U ثبت توجه
notations U ثبت توجه
hypoprosexia U فقدان توجه
hypoprosessis U فقدان توجه
to watch over U توجه کردن
warning U توجه به خط ر ممکن
riding high <idiom> U جالب توجه
notices U توجه اطلاع
notice U توجه اطلاع
oyez U توجه کنید
eye catcher U چیزجالب توجه
detraction U کاهش توجه
pay attention <idiom> U توجه کردن
favor U توجه مرحمت
figure on U توجه کردن
pay respect to U توجه داشتن به
Your attention please. U توجه فرمایید !توجه فرمایید !
Take care of the infant. U از نوزاد توجه کن
field of attention U میدان توجه
focal point U کانون توجه
take care of U توجه کردن از
engaging U جالب توجه
interesting U جالب توجه
caution U توجه کنید
caution U اخطار توجه
cautioned U توجه کنید
cautioning U توجه کنید
see after U توجه داشتن به
to llok U توجه کردن
tentless U بی توجه بی دقت
cautioning U اخطار توجه
cautioned U اخطار توجه
notables U جالب توجه
notable U جالب توجه
noticing U توجه اطلاع
consideration U توجه مراعات
attends U توجه کردن
remarkable U جالب توجه
consideration U توجه تامل
cautions U توجه کنید
warnings U توجه به خط ر ممکن
considerations U توجه مراعات
considerations U توجه تامل
livelier U جالب توجه سرزنده
meticulous attention U دقت و توجه زیاد
object point U سمت مورد توجه
as regards U با توجه به اینکه اما
etx U توجه مشابه EOT
liveliest U جالب توجه سرزنده
favourite or vor U مقرب طرف توجه
quaintness U غرابت جالب توجه
an interesting story U حکایت جالب توجه
unco U جالب توجه عجیب
providental U مربوط به توجه پروردگار
quaitly U بطورغریب وجالب توجه
polestar U هادی مورد توجه
unregarded U مورد توجه قرارنگرفته
objective point U سمت مورد توجه
primary interest U هدف توجه اصلی
turn to U عطف توجه مراجعه
to lose interest U جلب توجه نکردن
lively U جالب توجه سرزنده
as respects U با توجه به اینکه اما
under his majesty's patronage U با سرپرستی و توجه اعلیحضرت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com