English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
production technique U فن تولید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
induce U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induced U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
induces U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
inducing U 1-تولید جریان الکتریکی در هستهای از سیم با تاثیر الکترومغناطیسی . 2-اثبات
half U جمع کننده دودویی که میتواند نتیجه جمع دو ورودی را تولید کند. و رقم نقل خروجی تولید میکند ولی نمیتواند رقم نقل ورودی بپذیرد
alternator U دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
alternators U دستگاه تولید برق متناوب الترناتور
direct objects U برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
direct objects U دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
indirect objects U برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
indirect objects U دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
object U برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
object U دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objected U برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objected U دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objecting U برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objecting U دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
objects U برنامه کامپیوتری به صورت کد اصلی که توسط کامپایلر یا اسمبلر تولید شده است
objects U دادهای که تصویر یا صوت مشخص تولید میکند
matrix U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrix U آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrixes U چاپگری که حروف توسط مجموعهای از نقاط کنار هم تولید می شوند و صفحه را خط به خط تولید می کنند. این چاپگر برای چاپ با ریبون یا thermal یا چاپ الکترواستاتیک به کار می رود
matrixes U آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
sound U کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
sounded U کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
soundest U کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
sounds U کارت اضافی که سینگالهای صوتی آنالوگ را تحت کنترل کامپیوتر تولید میکند
join U دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
join U ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joined U دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
joined U ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
joins U دستور تولید فایل جدید که از یک فایل اضافه شده به دیگری بدست می آید
joins U ترکیب دو یا چند اطلاع برای تولید یک واحد اطلاع
voice U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice U تولید صدا مشابه صوت انسان که نتیجه سنتز صدا است
voice U تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
voices U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices U تولید صدا مشابه صوت انسان که نتیجه سنتز صدا است
voices U تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
voicing U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing U تولید صدا مشابه صوت انسان که نتیجه سنتز صدا است
voicing U تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
hard U یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
harder U یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
hardest U یچی که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند که CPU و تمام وسایل را تنظیم مجدد میکند
crack U را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
cracks U را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
offset U مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
offsetting U مقدار اضافه شدنی به آدرس پایه برای تولید آدرس اندیس نهایی
number U عدد تولید شده از داده برای هر بیتی یا تشخیص خطا
numbers U عدد تولید شده از داده برای هر بیتی یا تشخیص خطا
integrated U نوعی طراحی مدار که قادر به تولید قط عات با توان پایین و کوچک است
machine U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machined U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
machines U تولید برنامه کد ماشین از برنامه HLL با ترجمه و اسمبلر کردن هر دستور HLL
desktop U متن و جدول تولید شده و طراحی شده روی صفحه نمایش کامپیوتر شخصی
throughput U نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
logic U مدار الکترونیکی یک عملوند منط قی اعمال میکند به سیگنال ورودی و خروجی تولید میکند
supplied U تولید کردن
supply U تولید کردن
supplying U تولید کردن
generator U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generator U ای که برنامههای جدید طبق قوانین یا مشخصات ای که کاربر تنظیم کرده است تولید میکند
generator U وسیله تولید الکتریسیته
generators U دستگاهی برای تولید انرژی الکتریکی
generators U ای که برنامههای جدید طبق قوانین یا مشخصات ای که کاربر تنظیم کرده است تولید میکند
generators U وسیله تولید الکتریسیته
central U که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
monitor U تولید شده توسط کامپیوتر
monitored U تولید شده توسط کامپیوتر
monitors U تولید شده توسط کامپیوتر
component U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
components U 1-قطعهای که وارد آخرین تولید میشود 2-وسیله اکترونیک که یک سیگنال الکتریکی تولید میکند
effective U آنچه برای تولید یک نتیجه مشخص قابل استفاده است
flexible U استفاده از ماشین CNC , ربات یا سایر وسایل خودکار در تولید
circuit U مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
circuits U مدار منط قی که روی ورودیهای دودویی برای تولید خروجی طبق مجموعه توابع سخت افزاری عملیات انجام میدهد
generate U تولید کردن احداث کردن
generate U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generate U تولید کردن
generate U تولید شده توسط کامپیوتر
generate U محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
generate U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
generated U تولید کردن احداث کردن
generated U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generated U تولید کردن
generated U تولید شده توسط کامپیوتر
generated U محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
generated U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
generates U تولید کردن احداث کردن
generates U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generates U تولید کردن
generates U تولید شده توسط کامپیوتر
generates U محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
generates U استفاده از سخت افزار یا وسیله برای تولید خودکار کد و برنامه
generating U تولید کردن احداث کردن
generating U حاصل کردن تولید نیرو کردن
generating U تولید کردن
generating U تولید شده توسط کامپیوتر
generating U محلی که توسط برنامه استفاده میشود که طبق دستورات درون برنامه تولید شده است
Other Matches
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
pilot line operation U کار تولید حداقل کالاهای نظامی فقط به منظور حفظ سیستم تولید
embryophyte U گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
producer's goods U هرچیزی که تولید کننده یا صاحب کارخانه در جهت تولید جنس دیگری ازان استفاده کند
second U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconding U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconds U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
seconded U مجوز دادن به تولیدکننده برای تولید یک قطعه الکترونیکی وقتی که گنجایش تولید درحد نیاز نیست
euler theorem U در صورتی که تابع تولید همگن درجه یک باشد بر اساس قضیه اولر کل تولید مساوی مجموع پرداختی ها به عوامل تولیدمیباشد
production overheads U هزینههای بالاسری تولید هزینههای سربار تولید هزینههای غیرمستقیم تولید
increasing cost industry U حالتی است که چند موسسه به صنعت خاصی بپردازند ودر نتیجه محدودیت عوامل تولید و کمبود انها هزینه تولید بالا رود
planar U روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
cost fraction U نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
derived demand U تقاضابرای یک عامل تولید که خوداز تقاضا برای کالایی که ان عامل تولید در ان بکار میرودناشی میشود .
declassified cost U هزینه کالای تولید شده که دران سهم هر یک از عوامل تولید مشخص شده باشد
oem U شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
spermary U غده تولید کننده منی محل تولید منی
families U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family U محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
full U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
fullest U مدار تفریق دودویی که اختلاف دو ورودی را تولید میکند و یک رقم نقلی ورودی می پذیرد و در صورت لزوم رقم ثقلی خروجی تولید میکند
gnp gap U شکاف تولید ناخالص ملی اختلاف بین تولید ناخالص ملی واقعی وتولیدناخالص ملی بالقوه
producers burden of tax U بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
manufacture U تولید
fabrication U تولید
manufactured U تولید
generations U تولید
progeniture U تولید
manufactures U تولید
production rule U تولید
productions U تولید
production U تولید
assembly U تولید
outputs U تولید
assembly line U خط تولید
production line U خط تولید
production lines U خط تولید
output U تولید
total product U تولید کل
low productivity U تولید کم
assembly lines U خط تولید
aggregate output U تولید کل
generation U تولید
product U تولید
products U تولید
articulation U تولید
turn out U تولید
genesis U تولید
total output U تولید کل
production U تولید دستهای
productive U تولید کننده
marginal output U تولید نهائی
fetch up U تولید کردن
production U تولید کردن
manufacturing cost U هزینه تولید
labor intensive production U تولید کاربر
ingot production U تولید شمش
generations U تولید کردن
generating tool U ابزار تولید
generations U تولید نیرو
full production U تولید در حداکثرفرفیت
full production U تولید کامل
flow of production U گردش تولید
food production U تولید غذا
procreation U تولید مثل
forces of production U نیروهای تولید
generation U تولید کردن
flow of production U جریان تولید
gas making U تولید گاز
production U تولید محصول
ingenerate U تولید کردن
incendiarism U تولید حریق
inbreed U تولید کردن
homogenesis U تولید مثل
home country U محل تولید
generation of oscillations U تولید نوسان
generation of current U تولید جریان
generable U قابل تولید
gas generation U تولید گاز
generation U تولید نیرو
begets U تولید کردن
begotten U تولید کرده
reproductions U تولید مجدد
reproductions U تولید دوباره
agents of production U عوامل تولید
factors of production U عوامل تولید
production factors U عوامل تولید
aggradation of permafrost U تولید شبنم
aggradation of permafrost U تولید مه شبنم
raises U تولید کردن
raise U تولید کردن
aggregate production function U تابع تولید کل
beeps U تولید صدا
beeping U تولید صدا
beeped U تولید صدا
beep U تولید صدا
reproductions U تولید مثل
reproduction U تولید دوباره
manufacturer U تولید کننده
manufacturers U تولید کننده
producer U تولید کننده
sparking U تولید جرقه
producers U تولید کننده
mass-production U تولید انبوه
productivity U قابلیت تولید
reproduction U تولید مثل
reproduction U تولید مجدد
average product U تولید متوسط
begat U تولید کردن
branches of production U شاخههای تولید
produces U تولید کردن
produced U تولید کردن
produce U تولید کردن
factor of production U عامل تولید
productions U تولید دستهای
factory production U تولید کارخانهای
productions U تولید محصول
energy production U تولید نیرو
energy production U تولید انرژی
branches of production U رشتههای تولید
bring forward U تولید کردن
calorification U تولید حرارت
capital intensive technique U فن تولید سرمایه بر
carcinogenesis U تولید سرطان
chylification U تولید کیلوس
begetting U تولید کردن
beget U تولید کردن
procreating U تولید کردن
procreates U تولید کردن
procreated U تولید کردن
procreate U تولید کردن
chymification U تولید کیموس
cost of production U هزینه تولید
elasticity of production U کشش تولید
jamming U تولید پارازیت
productions U تولید کردن
pilot production U تولید نمونه
production programme U برنامه تولید
production routine U روال تولید
production account U حساب تولید
production capacity U فرفیت تولید
production coefficient U ضریب تولید
production control U کنترل تولید
production cost U هزینه تولید
production efficiency U کارائی تولید
production efficiency U کارائی در تولید
production engineer U مهندس تولید
production facility U سهولت تولید
production frontier U مرز تولید
production program U برنامه تولید
potential output U تولید بالقوه
power of production U نیروی تولید
manufactures U تولید کردن
manufactured U تولید کردن
manufacture U تولید کردن
producible U قابل تولید
production index U شاخص تولید
production management U مدیریت تولید
production method U روش تولید
production part U بخش تولید
production period U دوره تولید
production process U فرایند تولید
production process U جریان تولید
production function U تابع تولید
production gap U شکاف تولید
surplus production U مازاد تولید
surplus production U فزونی تولید
system generation U تولید سیستم
the procreative instinct U غریزه تولید
turn out U تولید کردن
underproduction U تولید ناکافی
volume of production U حجم تولید
surplus production U تولید اضافی
suppuration U تولید جراحت
scale of production U مقیاس تولید
production time U زمان تولید
productive capacity U فرفیت تولید
progenitive U تولید کننده
pyogenesis U تولید چرک
rate of output U نرخ تولید
rate of output U میزان تولید
regeneracy U تولید مجدد
relations of production U رابطه تولید
reporduce U تولید مجدد
report generation U تولید گزارش
put out <idiom> U تولید کردن
reproductivity U استعداد تولید
period of production U دوره تولید
neogenesis U تولید جدید
output rate U نرخ تولید
output variability U تغییرات تولید
means of production U ابزار تولید
regenerating U تولید مجدد
mass production U تولید انبوه
mass production U تولید ماشینی
regenerates U تولید مجدد
regenerated U تولید مجدد
fabrics U محصول تولید
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com