English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
covered space U فضای پوشیده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
footprint U فضای پوشیده شده توسط وسیله ارسال مثل ماهواره یا آنتن
footprints U فضای پوشیده شده توسط وسیله ارسال مثل ماهواره یا آنتن
covered space U فضای سر پوشیده
Other Matches
of an unknown parentage U پوشیده تبار پوشیده گهر
snow capped U دارای قله پوشیده از برف برف پوشیده
ullage U فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
bin storage space U فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
shaded U پوشیده
impenetrable U پوشیده
crypto U پوشیده
crested U پوشیده
private U پوشیده
privates U پوشیده
veiled U پوشیده
overcast U پوشیده
covert U پوشیده
defilade U پوشیده
occult U پوشیده
feathered U پوشیده
recondite U پوشیده
painted U پوشیده
florid U پوشیده از گل
latent U پوشیده
furry U خز پوشیده
furriest U خز پوشیده
dressed U پوشیده
larvated U پوشیده
inapparent U پوشیده
indoor swimming pool U استخر سر پوشیده
stubbly U پوشیده از کاهبن
cloudy U پوشیده از ابر
verrucose U پوشیده از گندمه
armor basis U پوشیده با زره
ivied U پوشیده از پاپیتال
kerchiefed or chift U بادستمال پوشیده
masked depression U افسردگی پوشیده
bosky U پوشیده از بوته
surmounted with snow U پوشیده از برف
acloud U پوشیده از ابر
latent defect U نقض پوشیده
cryptonym U نام پوشیده
cryptonimous U پوشیده نام
rolling country U زمین پوشیده
robed in bleck U سیاه پوشیده
shrubby U پوشیده از بوته
snowy U پوشیده از برف
plumbeous U پوشیده از سرب
covered position U موضع پوشیده
grassy U پوشیده از چمن
overgrown with plants U پوشیده از گیاه
panoplied U زره پوشیده از سر تا پا
bosky U پوشیده ازبیشه
mystic sense U معنی پوشیده
solvated U حلال پوشیده
shod U کفش پوشیده
snow clad U برف پوشیده
cryptogenous U پوشیده سبب
scanned image U تصویر پوشیده
masked epilepsy U صرع پوشیده
cryptical U پوشیده مرموز
scurvy U پوشیده از شوره
sadly dressed U جامه غم پوشیده
covered approach U مسیر پوشیده
verrucous U پوشیده از گندمه
iciest U پوشیده از یخ بسیارسرد
storehouse U انبار سر پوشیده
secrets U اسرارامیز پوشیده
covert U پوشیده پوشپر
habilitate U لباس پوشیده
feathery U پوشیده ازپر
defiladed area U منطقه پوشیده
uncovered U غیر پوشیده
glace U پوشیده ازشکر
concealed U پوشیده شده
storehouses U انبار سر پوشیده
blotchy U پوشیده از لکه
icy U پوشیده از یخ بسیارسرد
secret U اسرارامیز پوشیده
enclosed bridge U پل فرماندهی سر پوشیده
icier U پوشیده از یخ بسیارسرد
efflorescent U پوشیده ازگرداملاح
beetle U پوشیده شدن
beetles U پوشیده شدن
solvated proton U پروتون حلال پوشیده
occultly U بطور پوشیده یا پنهان
ermined U جامه قاقم پوشیده
frosted U پوشیده ازشبنم یخ زده
pruinose U پوشیده از دانههای سفیدمانندژاله
heavily overcast U ابری پوشیده [ هواشناسی]
woody U چوبی پوشیده از چوب
dressed up to the nines U با دقت لباس پوشیده
reconditely U بطور پوشیده یا عمیق
clarence U درشکه چهارچرخه پوشیده
covered approach U راه نفوذی پوشیده
rich clad U جامه فاخر پوشیده
bushed U ازبوته پوشیده شده
dressed inred U جامه سرخ پوشیده
dressed in scarlet U جامه سرخ پوشیده
he wears black U سیاه پوشیده است
there was no secrecy about it مطلب پوشیده ای نبود
hiddenly U بطور پوشیده و مکتوم
smudgy U پوشیده از کثافت یا گل و غیره
smudgiest U پوشیده از کثافت یا گل و غیره
tussocky U پوشیده ازکلاله مو یا علف
in mourning U جامه ماتم پوشیده
incog U پوشیده بانام عوضی
verdant U پوشیده از سبزه بی تجربه
culvert U مجرای سر پوشیده ابرو
woolskin U پوست پوشیده ازپشم
woolfell U پوست پوشیده ازپشم
gesso U سطح پوشیده از بتونه
smudgier U پوشیده از کثافت یا گل و غیره
scutate U پوشیده از فلسهای بزرگ
squamose U پوشیده از فلس یاپولک
stellular U پوشیده ازستارگان کوچک
culverts U مجرای سر پوشیده ابرو
he is thinly dressed U کم لباس پوشیده است
occultist U جستجو کننده علوم پوشیده
he is thinly dressed U لباس نازک پوشیده است
mask U زمین پوشیده از دید و تیر
defilade U گودال پوشیده از دید و تیر
spiny U پوشیده شده ازخارهای زیاد
masks U زمین پوشیده از دید و تیر
lepidote U پوشیده از شوره یا پولکهای شورهای
covered approach U پیشروی پوشیده معابر مخفی
She was dressed in the latest fashion . U آخرین مد لبا ؟ پوشیده بود
radar clutter U منطقه پوشیده از دید رادار
ceil U [پوشیده شده با روکوب چوبی]
turfy U پوشیده از ریشه یا کلوخ چمنی
acinarious U پوشیده شده از حفرههای کروی
snow-capped U دارای قله پوشیده از برف
soddy U پوشیده ازریشه یاکلوخ چمنی
hidden U پنهان کرده شده پوشیده
spinose U پوشیده شده ازخارهای زیاد
pollinose U پوشیده ازگردههای زرد رنگ
smoggy U پوشیده از مه غلیظ الوده با دود
toffie apple [British English] U سیب با ژلاتین پوشیده شده
the matter was kept private U مطلب را پوشیده نگاه داشتند
candy apple U سیب با ژلاتین پوشیده شده
puberulent U پوشیده شده از موهای ریز
she was prettily dressed U جامه قشنگ پوشیده بود
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
slushy <adj.> U پوشیده ازبرف آب دار با گل [اصطلاح روزمره]
to read between the lines U معنی پوشیده نوشته یا سخنی را دریافتن
under pledge of secrecy U با این قول که راز پوشیده بماند
wooded U پوشیده شده از درخت خیلی انبوه
she wears a shirt U پیراهن پوشیده است برتن دارد
pilose U پوشیده از موی ریز یا کرک مودار
slipcover U پوششی که بسرعت پوشیده یاخارج شود
They were all dreesd in black. U تمام آنها لباس سیاه پوشیده بودند
frosts U سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
thicketed U پوشیده شده بوسیله جنگل ودرخت زار
tundra U دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
frost U سرمازده کردن ازشبنم یا برف ریزه پوشیده ش دن
encapsulated U فایل حاوی دستورات پوشیده Post Script
tundras U دشتهای بی درخت پوشیده از گلسنگ نواحی قطبی
slipper bath U یکجور فرف تن شویی که روی ان نیمه پوشیده است
disk U صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
disks U صفحه مدور سطح پوشیده از مادهای که مغناطیسی میشود
grandstand U جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
They were dressed all in black. U همه آنها لباس تمام سیاه پوشیده بودند
grandstands U جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
scrubbing U زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
scrubbed U زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
scrub U زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
gold contacts U که با طلا پوشیده شده اند تا مقاومت الکتریکی را افزایش دهند
geode U سنگ پوکی که درون ان ازموادبلورین یا مواد معدنی پوشیده باشد
corset cover U لباس زیر زنانه که روی کرست پوشیده میشود زیرپوش
to gloze over one's words U سخنان کسی رابدانگونه تاویل کردن که عیب ان پوشیده ماند
scrubs U زمین پوشیده ازخاروخاشاک وغیر قابل عبور خارستان تیغستان
goggles U عینکی که اطرافش پوشیده شده وبرای محافظت چشم بکار میرود
pictures U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
picture U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
picturing U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
cut and cover shelter U سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
muddy weather U هوایی که دچار پوشیده شدن زمین ازبرف آب دار با گل شود [هوا و فضا]
pictured U که تولید تصویر میکند با روشن کردن فسفر پوشیده شده روی صفحه
screen U تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screened U تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screening, screenings U تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
screens U تور سیمی که در دهنه ابگذرهای پوشیده جهت جلوگیری از ورود اشغال نصب میشود
airspace U فضای هوایی
cavity U فضای مجوف
dead space U فضای راکد
cavities U فضای مجوف
cavities U فضای خالی
cylinder capacity U فضای سیلندر
acceleration space U فضای شتاب
dead space U فضای مرده
open U فضای باز
cellarage U فضای زیرزمین
bad break U فضای خالی
danger space U فضای خطرناک
opened U فضای باز
opens U فضای باز
coordination sphere U فضای کوئوردیناسیون
cavity U فضای خالی
void U فضای خالی
vacuums U فضای تهی
reflector space U فضای بازتابی
psychological space U فضای روانی
phase space U فضای فازی
out of doors U فضای ازاد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com