Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
vector space
U
فضای خطی
[ریاضی]
linear space
U
فضای خطی
[ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
marquee
U
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
marquees
U
فضای انتخابی توسط وسیله انتخاب
haze
U
تاثیر گرافیکی برای شبیه سازی مه طبیعی برای ایجاد فضای سه بعدی حقیقی تر
field
U
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fielded
U
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
fields
U
فضای ذخیره سازی یا نمایش که توسط کاربر قابل تغییر نیست
deposit
U
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
deposits
U
چاپ گرفتن ازکل یا بخشی از فضای حافظه
expansion
U
افزایش درتوان محاسبه و اندازه فضای ذخیره سازی
demand
U
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demanded
U
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
demands
U
انتقال داده مستقیم بین پردازنده و فضای ذخیره سازی
leading
U
فضای بین خط وط متن چاپ شده یا نمایش داده شده
region
U
پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
region
U
فضای مخصوص حافظه یا برنامه یا صفحه نمایش
regions
U
پر کردن فضای صفحه نمایش یا شکل گرافیکی با رنگ مشخص
regions
U
فضای مخصوص حافظه یا برنامه یا صفحه نمایش
fragmentation
U
حافظه اختصاص یافته به چندین فایل که به بخشهای آزاد و کوچکتری تقسیم میشود و آن قدر کوچک هستند که قابل استفاده نیستند ولی کلا فضای زیادی اشغال می کنند
list
U
لیستی که فضای خالی برای رکوردهای جدید در ساختارش ندارد
list
U
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
free
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freed
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
freeing
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
frees
U
پاک کردن برنامه ها یا فایل ها با افزایش فضای خالی
manager
U
بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
managers
U
بخشی از سیستم عامل دیسک که فضای دیسک را به فایلها اختصاص میدهد
word
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
worded
U
تقسیم کلمه در انتهای خط , که بخشی از کلمه در انتهای خط می ماند و بعد فضای اضافی ایجاد میشود و بقیه کلمه در خط بعد نوشته میشود
desktop
U
در یک GUI فضای کاری که نمایش گرافیک از میز کار واقعی ای با نشانههای تلفن
atmosphere
U
فضای اطراف هرجسمی
atmospheres
U
فضای اطراف هرجسمی
swap
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swapped
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swaps
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopped
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swopping
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
swops
U
فایل ذخیره شده روی دیسک سخت به عنوان فضای ذخیره سازی موقت برای داده درون RAM برای تامین حافظه مجازی
logical
U
حرفی که به دیسک درایو یا فضای ذخیره سازی انتساب میشود که به عنوان درایو محل قابل استفاده است
logical
U
واحد اطلاعات آماده پردازش که لزوما شبیه داده اصلی در فضای ذخیره سازی نیست که ممکن است حاوی داده کنترل و... باشد
string
U
فضای ذخیره سازی برای مجموعهای از حروف الفبا- عددی
volume
U
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
volumes
U
کل فضای ذخیره شده توسط داده در سیستم ذخیره سازی
erase
U
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
erased
U
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
erases
U
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
erasing
U
قرار دادن تمام ارقام در فضای ذخیره سازی به صفر
allocation
U
تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
allocations
U
تقسیم فضای حافظه یا دیسک یا استفاده از چاپگر یا برنامه یا سیستم عامل یا وسیله به روشهای مختلف
pitch
U
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
pitches
U
وقتی که حروف در فضای مجزا نوشته شوند.
flow
U
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flowed
U
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
flows
U
درج متن در قالب کاغذ در سیستم DTP متن و فضای اطراف کاغذ و بین حاشیه ها
pack
U
ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
packs
U
ارقام دهدهی ذخیره شده در فضای کوچکی با استفاده از فقط چهاربیت برای هر رقم
partition
U
فضای دیسک سخت که به عنوان درایو منط ق به کار می رود و به صورت درایو جداگانهای قابل دستیابی است
partitions
U
فضای دیسک سخت که به عنوان درایو منط ق به کار می رود و به صورت درایو جداگانهای قابل دستیابی است
area
U
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
area
U
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
area
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas
U
گرافی خط ی که در آن فضای پایین خط با یک الگو یا رنگی پر شده است
areas
U
بخشی از حافظه اصلی که داده ها را از فضای ذخیره سازی در خود نگهداری میکند تا پردازش شوند
areas
U
اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
clearance
U
فضای بیکار
clearance
U
فضای بازی
clearance
U
هوا فضای خالی فاصله
scanner
U
فضای حافظه برای ذخیره سازی تصویرکه اسکن شده است
scanners
U
فضای حافظه برای ذخیره سازی تصویرکه اسکن شده است
linear
U
لیستی که فضای خالی برای رکورد جدید در ساختارش ندارد
overlay
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlaying
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlays
U
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
high
U
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
highest
U
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
highs
U
فضای حافظه بین کیلوبایت و مگابایت
void
U
فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
void
U
فضای خالی
statement
U
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
statements
U
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی به آنها اختصاص میدهد
clipboard
U
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
clipboards
U
1-فضای ذخیره سازی موقت داده 2-
blank
U
سفید فضای خالی
blankest
U
سفید فضای خالی
aerospace
U
فضای ماوراء جو
aerospace
U
فضای هوایی
aerospace
U
فضای هوایی بالای منطقه عملیات
space
U
فضای خالی
space
U
کد حرف که یک فضای خالی چاپ کند
space
U
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
space
U
فضای خالی بین حروف یا خط ها
spaces
U
فضای خالی
spaces
U
کد حرف که یک فضای خالی چاپ کند
spaces
U
میله طولانی در انتهای صفحه کلید که پس از انتخاب در متن یک فضای خالی ایجاد میکند
spaces
U
فضای خالی بین حروف یا خط ها
mailbox
U
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
mailboxes
U
فضای ذخیره سازی الکترونیکی به همراه آدس که در آن پیام های ورودی کاربر ذخیره می شوند
register
U
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
registering
U
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
registers
U
فضای ذخیره سازی موقت که داده دران منتقل میشود
common
U
فضای حافظه یا ذخیره سازی که توسط بیشتر از یک برنامه استفاده میشود
Other Matches
ullage
U
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
bin storage space
U
فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
vacuity
U
فضای خالی
deep space
U
فضای سه بعدی
psychological space
U
فضای روانی
eucleadian space
U
فضای اقلیدسی
out of doors
U
فضای ازاد
phase space
U
فضای فازی
expanse
U
فضای زیاد
cylinder capacity
U
فضای سیلندر
danger space
U
فضای خطرناک
dead space
U
فضای مرده
dead space
U
فضای راکد
masks
U
پوشاندن فضای
subspace
U
فضای فرعی
mask
U
پوشاندن فضای
expanses
U
فضای زیاد
phase space
U
فضای فاز
floorage
U
فضای صحن
open area
U
فضای ازاد
vacuums
U
فضای تهی
vacuuming
U
فضای تهی
floor space
U
فضای اشکوب
vacuumed
U
فضای تهی
vacuum
U
فضای تهی
lacuna
U
فضای خالی
life space
U
فضای زیست
image space
U
فضای تصویر
hollow space
U
فضای توخالی
fornix
U
فضای مجوف
out of door
U
فضای ازاد
free space
U
فضای ازاد
free space
U
فضای خالی
gross space
U
فضای کلی
lebensraum
U
فضای حیاتی
work space
U
فضای دایر
cavity
U
فضای خالی
cavities
U
فضای مجوف
open
U
فضای باز
biosphere
U
فضای زیست
opens
U
فضای باز
opened
U
فضای باز
cavities
U
فضای خالی
bad break
U
فضای خالی
atmospheric environement
U
فضای جوی
reflector space
U
فضای بازتابی
cavity
U
فضای مجوف
workspace
U
فضای کاری
acceleration space
U
فضای شتاب
airspace
U
فضای هوایی
covered space
U
فضای پوشیده
covered space
U
فضای سر پوشیده
campus
U
فضای باز
campuses
U
فضای باز
coordination sphere
U
فضای کوئوردیناسیون
boot
U
فضای ترانک
cellarage
U
فضای زیرزمین
perimeter
U
فضای احاطه کننده
hair space
U
فضای باریکی درچاپ
margin
U
زمان یا فضای اضافی
margins
U
زمان یا فضای اضافی
inane
U
چرند فضای نامحدود
glades
U
فضای میان جنگل
glade
U
فضای میان جنگل
interstaller space
U
فضای بین- ستارهای
danger space
U
فضای هوایی خطرناک
furnace room
U
فضای داخل کوره
address apace
فضای آدرس دهی
hittorf dark space
U
فضای تاریک کاتد
crookes dark space
U
فضای تاریک کاتد
cathode glow
U
فضای روشن کاتد
cathode dark space
U
فضای تاریک کاتد
fanfares
U
نمایش در فضای باز
fanfare
U
نمایش در فضای باز
drift space
U
فضای تبدیل تحمیل
catcher space
U
فضای اوسیلاسیون زای
buncher space
U
فضای تحمیل سرعتی
perimeters
U
فضای احاطه کننده
aston dark space
U
فضای تاریک استن
crookes dark space
U
فضای تاریک هیتورف
floor space occupied
U
فضای مورد نیاز
faraday dark space
U
فضای تاریک فارادی
foresheets
U
فضای جلوی قایق
anode dark space
U
فضای تاریک اند
airspace control
U
کنترل فضای هوایی
hittorf dark space
U
فضای تاریک هیتورف
payload space
U
فضای بار مفید
perspective space
U
نمایش فضای سه بعدی
phase space cell
U
پیل فضای فاز
vector space
U
فضای برداری
[ریاضی]
Euclidean space
U
فضای اقلیدسی
[ریاضی]
the infinite space
U
فضای بیکران لاینتاهی
to close airspace
U
محصورکردن فضای هوایی
landscape garden
U
طراحی فضای سبز
linear space
U
فضای برداری
[ریاضی]
airspace
[over a country]
U
فضای هوایی
[در کشوری]
metric space
U
فضای متری
[ریاضی]
trough of the sea
U
فضای میان دو موج
metric space
U
فضای متریک
[ریاضی]
topological space
U
فضای توپولوژیک
[ریاضی]
memory address space
U
فضای نشانی حافظه
loading space
U
فضای قابل بارگیری
runout
U
فضای عمل یک سیستم
open cut
U
حفاری در فضای باز
compacted
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
air-hole
U
[تهویه فضای خالی سرداب]
pre-Hilbert space
U
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
bossing
U
[فضای خالی زیر پنجره]
airspace control
U
کنترل کردن فضای هوایی
compact
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
compacting
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
to close airspace
U
مسدود کردن فضای هوایی
controlled airspace
U
فضای هوایی کنترل شده
inner product space
U
فضای ضرب داخلی
[ریاضی]
three-dimensional space
U
فضای سه بعدی
[ریاضی]
[فیزیک]
cod
U
فضای داخل خلیج یادریاچه
compacts
U
چیزی که فضای زیادی نمیگیرد
fifo
U
فضای ذخیره سازی موقت
frame
U
و مرز اطراف فضای پنجره
broadcast
U
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
broadcasts
U
توزیع اطلاعات در یک فضای وسیع
deep space
U
فضای خارج از منضومه شمسی
dead space
U
زاویه بیروح فضای کور
hyphenated
U
نوشته شده با فضای خالی
space above property
U
فضای قسمت بالای ملک
user area
U
فضای مخصوص استفاده کننده
it takes much room
U
فضای زیادی را اشغال میکند
outer space
U
فضای خارج از هوا یا جوزمین
caret
U
نشانه " ^ " در فضای کلید کنترل
low memory
U
فضای حافظه تا چند کیلوبایت
road space
U
فضای اشغالی از جاده به وسیله ستون
anode glow
U
شعله مثبت فضای روشن اند
double vault
U
[دو طاق با فضای خالی بین آنها]
capacities
U
فضای فراهم برای ذخیره سازی
capacity
U
فضای فراهم برای ذخیره سازی
gap
U
فضای بین دادههای ذخیره شده
inputted
U
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
gaps
U
فضای بین دادههای ذخیره شده
claustrophobia
U
مرض ترس از فضای تنگ ومحصور
storage
U
چاپ محتوای فضای ذخیره سازی
plenums
U
فضای اشغال شده بوسیله ماده
marks
U
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
plenum
U
فضای اشغال شده بوسیله ماده
zaps
U
حذف داده موجود در فضای کاری
zapping
U
حذف داده موجود در فضای کاری
zapped
U
حذف داده موجود در فضای کاری
mark
U
کد ارسالی در وضعیته که از علامت و فضای خالی
zap
U
حذف داده موجود در فضای کاری
input
U
بلاک داده ارسالی به فضای ورودی
annulus
U
فضای بین دوایر متحد المرکز
fills
U
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
fogging
U
برای ایجاد فضای سه بعدی طبیعی تر
fill
U
رسم یک فضای بسته با یک رنگ یا سایر
operand
U
فضای یک عملوند در دستور برنامه نویسی
immediate
U
فضای حافظه اصلی و سریع در کامپیوتر
control zone
U
منطقه فضای هوایی تحت کنترل
land scaping
U
محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
agora
U
[فضای باز عمومی در یونان باستان]
landing zone
U
فضای دیسک سخت که داده عبور نمیکند
worked
U
فضای حافظه که اپراتور اشغال کرده است
work
U
فضای حافظه که اپراتور اشغال کرده است
quadding
U
درج فضای خالی در متن برای پر کردن خط
compress
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compresses
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
compressing
U
فشرده کردن چیزی تا در فضای کوچکتر جا شود
gaps
U
فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
gap
U
فضای بین نوک خواندن و رسانه مغناطسی
compacting
U
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
space heater
U
بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
to occupy much space
U
فضای زیادی را اشغال کردن زیاد جا بردن
break
U
ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
virtual
U
آدرس مربوط به فضای ذخیره سازی مجازی
compacts
U
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
compacted
U
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
compact
U
کاهش فضای ذخیره شده توسط چیزی
margin
U
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
margins
U
فضای خالی اطراف بخشی از متن چاپی
breaks
U
ایجاد فضای تنفس با حرکتهای پیاده شطرنج
storage
U
فضای لازم برای ذخیره سازی داده
gutters
U
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
scabbing
U
بوش گذاری در فضای دیواره واگنهای حامل مهمات
ante-choir
U
[فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
dense index
U
لیستی که فضای خالی برای رکودهای جدید ندارد
IAS
U
فضای حافظه اصلی با سرعت بالا در سیتم کامپیوتری
gap
U
فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
broken stowage
U
فضای خالی اطراف امادها وبارها در داخل کشتی
positive control
U
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
mezzanine space
U
فضای مخصوص گردش هوادر بالای سقف انبار
cpi
U
تعداد حروف چاپ شده که در فضای یک اینچ جا می گیرد
gutter
U
فضای خالی یا حاشیه درونی بین در صفحه مقابل
content addressable addressing
U
پردازندهای که از فضای ذخیره سازی انجمنی استفاده میکند
gaps
U
فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
drum
U
نوع اولیه فضای ذخیره سازی مغناطیسی کامپیوتر
intermediate
U
فضای موقت حافظه برای موضوعاتی که پردازش می شوند
emptier
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empties
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
emptiest
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
empty
U
فضای دریافتی برای دادههای مربوط که خالی باشد
dotting
U
فضای بین دو پیکسل مجاور روی صفحه نمایش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com