Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
drag loading
U
فشار کششی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tension member
U
میله کششی عضو کششی
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
draw bridge
U
پل کششی
gravitative
U
کششی
tensional
U
کششی
wheeled
U
کششی
towed
U
کششی
tensile
U
کششی
tensorial
U
کششی
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pull device
U
عامل کششی
tensile load
U
بار کششی
tension load
U
بار کششی
stretching vibration
U
ارتعاش کششی
drag link
U
اتصال کششی
towed artillery
U
توپخانه کششی
track tension
U
کششی شنی
tensile force
U
نیروی کششی
deadweight
U
فرفیت کششی
tensile resistance
U
مقاومت کششی
resistance to tensile
U
مقاومت کششی
drag force
U
نیروی کششی
tensile stress
U
تنش کششی
tensile test
U
ازمایش کششی
tensile test
U
ازمون کششی
tensile zone
U
منطقه کششی
tensile strength
U
استحکام کششی
tensile strength
U
تاب کششی
tension field
U
میدان کششی
tension member
U
قطعه کششی
tensile strength
U
توان کششی
tension flange
U
عضو کششی
tensile strength
U
مقاومت کششی
drawing press
U
پرس کششی
drag roll
U
غلطک کششی
draw punch
U
منگنه کششی
drawing die
U
ماتریس کششی
resistance to tensile
U
تاب کششی
draw hook
U
قلاب کششی
drawing die
U
حدیده کششی
tensile stress
U
خستگی کششی
lift pump
U
تلمبه کششی
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
tensile test specimen
U
نمونه ازمون کششی
double action drawing press
U
پرس کششی دوکاره
tensile test piece
U
نمونه ازمون کششی
double action cam drawing press
U
پرس کششی دو واکنشی
drawing mill
U
دستگاه نورد کششی
firing pull device
U
ماسوره کششی مین
tensile stress
U
تنش کششی مجاز
crank press
U
پرس کششی اهرم
towed
U
توپخانه کششی حمل شونده به وسیله یدک کش
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
mauler
U
نوعی موشک هدایت شونده باسکوی خود کششی مخصوص پدافند هوایی
lift strut
U
پایه هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
lift wire
U
سیم هایی که بار کششی حاصل از ایجاد نیروی برای بال را متحمل میشوند
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
extensibility
U
کیفیتی که اجازه میدهد بتن بدون ترک خوردن تغییر شکل کششی راتحمل کند
compound bending
U
خمشی که دران لنگر پیچشی صفر بوده وتنشهای عمودی کششی وفشاری فاهر میشوند
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
strain hadening
U
سخت گردانی کششی سخت گردانی تغییر بعدی
pressured
U
فشار
weight
U
فشار
thrust
U
فشار
atmospheric pressure
U
فشار جو
pressing
U
فشار
back iron
U
بن فشار
fantod
U
فشار
pressor
U
فشار زا
back pressure
U
پی فشار
pressure curve
U
خم فشار
thrusting
U
فشار
ice push
U
فشار یخ
isobare
U
هم فشار
isopiestic
U
هم فشار
line of thrust
U
خط فشار
hydraulic pressure
U
فشار اب
low pressure
U
فشار کم
thrusts
U
فشار
barometric pressure
U
فشار جو
sense of pressure
U
حس فشار
pressure sense
U
حس فشار
pressuring
U
فشار
pressures
U
فشار
total pressure
U
فشار کل
zip
U
فشار
zipped
U
فشار
zipping
U
فشار
zips
U
فشار
violence
U
فشار
constraint
U
فشار
water pressure
U
فشار اب
presses
U
فشار
strain
U
فشار
strains
U
فشار
distraint
U
فشار
atmosphere
U
فشار جو
atmospheres
U
فشار جو
pressure vessel
U
فشار
bunt
U
فشار با سر
press
U
فشار
impacts
U
فشار
compression
U
فشار
brunt
U
فشار
tension
U
فشار
tensions
U
فشار
push
U
فشار
pushed
U
فشار
pushes
U
فشار
growing pains
U
فشار
pressure
U
فشار
exertion
U
فشار
exertions
U
فشار
impact
U
فشار
isobar
U
هم فشار
isobars
U
تک فشار
stress
U
فشار
stressing
U
فشار
stroke
U
فشار با پا
stresses
U
فشار
stroked
U
فشار با پا
strokes
U
فشار با پا
isobars
U
هم فشار
isobar
U
تک فشار
stroking
U
فشار با پا
high tension
U
فشار قوی
high pressure
U
فشار زیاد
loss of pressure
U
افت فشار
high voltage line
U
خط فشار قوی
impaction
U
فشار سخت
high tension line
U
خط فشار قوی
high pressure line
U
خط فشار قوی
high pressure area
U
منطقه پر فشار
inclined compression
U
فشار مایل
impluse voltage
U
فشار ضربهای
impact pressure
U
فشار اصابت
hydrostatic pressure
U
فشار ایستابی
hydrostatic pressure
U
فشار عمق
ciderpress
U
سیب فشار
hydrostatic pressure
U
فشار عمق اب
hydrostatic pressure
U
فشار ایستائی
hydraulic pressure test
U
ازمایش فشار اب
compressive stress
U
فشار تراکمی
cold water test pressure
U
ازمایش فشار اب
hydraulic pressure
U
فشار هیدرولیکی
hydrostatic
U
مربوط به فشار اب
high tension magneto
U
مگنت پر فشار
ciderpress
U
میوه فشار
high potential
U
فشار قوی
excess pressure
U
فشار اضافی
equilibrium vapor pressure
U
فشار به حد تعادل
equilibrium pressure
U
فشار تعادلی
deflationary pressure
U
فشار ضدتورمی
end thrust
U
فشار محوری
electric tension
U
فشار الکتریکی
diastolic pressure
U
فشار دیاستولی
effective pressure
U
فشار موثر
diffraction loading
U
منتجه فشار
edge pressure
U
فشار لبه
direct pressure
U
فشار مستقیم
economic pressure
U
فشار اقتصادی
earth pressure
U
فشار خاک
dynamic pressure
U
فشار پویا
discharge pressure
U
فشار تخلیه
contact pressure
U
فشار تماس
dynamic pressure
U
فشار دینامیکی
deflationary pressure
U
فشار انقباضی
external pressure
U
فشار خارجی
head loss
U
افت فشار
group pressure
U
فشار گروهی
confined water
U
سفره اب با فشار
gossypium
U
داروی فشار
constant pressure
U
فشار ثابت
gage pressure
U
فشار مانومتری
contact pressure
U
فشار تماسی
gage pressure
U
فشار گیج
forced draft
U
هوای با فشار
cost push
U
فشار قیمت
flux density
U
تراکم فشار
cost push
U
فشار هزینه
critical pressure
U
فشار بحرانی
eyestrain
U
فشار باصره
external pressure
U
فشار برونی
drag mark
U
محل فشار
incompressible
U
فشار ناپذیر
water guage
U
فشار سنج اب
starting pressure
U
فشار استارت
static head
U
فشار ایستایی
static pressure
U
فشار ایستایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com