Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
passive earth pressure
U
فشار مقاوم خاک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
defendant
U
مقاوم درمقابل زور و فشار
defendants
U
مقاوم درمقابل زور و فشار
pressure cabin
U
هواپیمای دارای دستگاه تهویه مقاوم با فشار هوا
Other Matches
hardened site
U
حفاظ مقاوم پایگاه مقاوم در مقابل تک ش م ر و اتمی
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
resisters
U
مقاوم
resistant
U
مقاوم
resister
U
مقاوم
renitent
U
مقاوم
resistor
U
مقاوم
resistors
U
مقاوم
refractory
U
مقاوم
tolerant
U
مقاوم
plasma plating
U
مقاوم
counterpoise
U
نیروی مقاوم
forcing cone
U
مخروط مقاوم
weatherproof
U
مقاوم در برابرهوا
stand up
<idiom>
U
مقاوم بودن
adamantly
U
مقاوم یکدنده
adamant
U
مقاوم یکدنده
hardened site
U
پایگاه مقاوم
water resistant
U
مقاوم در برابر اب
moment of resistence
U
لنگر مقاوم
resisting moment
U
لنگر مقاوم
resistive force
U
نیروی مقاوم
rigid cores
U
هستههای مقاوم
stabile
U
مقاوم در برابرگرما
resistance to tempering
U
مقاوم در برابر بازپخت
torsion resistant
U
مقاوم در برابر پیچش
windproof
U
مقاوم در مقابل باد
internal resisting moment
U
لنگر مقاوم درونی
heat fast paint
U
رنگ مقاوم گرما
wear resistant
U
مقاوم در بربر سائیدگی
shell proof
U
مقاوم در مقابل گلوله
heat resisting steels
U
فولادهای مقاوم حرارتی
resistant to heat
U
مقاوم در برابر گرما
drag chain conveyor
U
نقاله با زنجیر مقاوم
resistance to failure
U
مقاوم در برابر ترک
passive earth pressure
U
رانش مقاوم خاک
drag force
U
نیروی مقاوم حرکت
lightfast
U
مقاوم در برابر نور
creep resistant
U
مقاوم در برابر خزش
swelling resistant
U
مقاوم در برابر تورم
resistance to cracking
U
مقاوم در برابر شکستگی
resistance to corrosion
U
مقاوم در برابر زنگ زدگی
resistance to plastic deformation
U
مقاوم در برابر تغییر شکل
resistors
U
اسباب مقاوم دربرابر برق
fracture proof
U
مقاوم در برابر شکستگی نشکن
acid resistant
U
ماده مقاوم در برابر اسید
resister
U
اسباب مقاوم دربرابر برق
resisters
U
اسباب مقاوم دربرابر برق
earthquake proof foundation
U
غیر مقاوم درمقابل زلزله
thermistor
U
الت مقاوم درمقابل برق
stainless steel
U
فولاد مقاوم در برابر خوردگی
deadman
U
پایه استقرارسنگر دستک مقاوم
resistor
U
اسباب مقاوم دربرابر برق
insulant
U
ماده مقاومت کننده مقاوم
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
acid fast
U
مقاوم در برابر رنگ بری اسید
phosphate esters
U
مایعات هیدرولیکی مقاوم در برابراتش و حرارت
resistance to deflaction
U
مقاوم در برابر تغییر شکل خمشی
cold wet clothing
U
لباس گرم و مقاوم در مقابل رطوبت و برودت
incolen
U
الیاژهای مقاوم اهن و کرم با نیکل زیاد
bomb proof
U
پناهگاه یاساختمانی که در مقابل بمب مقاوم باشد
cassette
U
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
monel
U
الیاژی از نیکل و کبالت که دربرابر خوردگی مقاوم است
cassettes
U
پوشش مقاوم برای نگهداری و محافظت نوار نغناطیسی
immune
U
مقاوم دربرابرمرض بر اثر تلقیح واکسن دارای مصونیت قانونی وپارلمانی
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
stiff
U
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffer
U
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
plasma plating
U
ضد خوردگی و مقاوم دربرابر سایش روی سطح توسط جریان بسیار داغ
stiffest
U
مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
photoresist
U
روش تبدیل تصاویر فتوگرافیک پس از تغییر فضاهای مقاوم نسبت به نور. در مسافت PCB به کار می رود
cylinder liner
U
رگکش سخت و مقاوم در برابرسایش در جدار داخلی سیلندراز جنس الیاژهای سبک یامواد نرم دیگر
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
carbon seal
U
وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
accelerators
U
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن رادر مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصدیکی از معمولترین این مواداست
accelerator
ماده معینی که به بتن اضافه میشود تا مقاوم شدن بتن را در مراحل اولیه تسریع نماید. کلرور کلسیم تا دو درصد یکی از معمولترین این مواد است
pressures
U
فشار
pressuring
U
فشار
water pressure
U
فشار اب
total pressure
U
فشار کل
presses
U
فشار
pressing
U
فشار
strain
U
فشار
thrust
U
فشار
thrusting
U
فشار
thrusts
U
فشار
strains
U
فشار
weight
U
فشار
hydraulic pressure
U
فشار اب
atmospheres
U
فشار جو
stroke
U
فشار با پا
atmosphere
U
فشار جو
pressor
U
فشار زا
distraint
U
فشار
pressured
U
فشار
zips
U
فشار
ice push
U
فشار یخ
back iron
U
بن فشار
impact
U
فشار
impacts
U
فشار
bunt
U
فشار با سر
compression
U
فشار
tension
U
فشار
tensions
U
فشار
push
U
فشار
isopiestic
U
هم فشار
isobare
U
هم فشار
pressure sense
U
حس فشار
back pressure
U
پی فشار
low pressure
U
فشار کم
zipping
U
فشار
zipped
U
فشار
zip
U
فشار
violence
U
فشار
constraint
U
فشار
line of thrust
U
خط فشار
barometric pressure
U
فشار جو
stresses
U
فشار
stressing
U
فشار
stress
U
فشار
stroked
U
فشار با پا
strokes
U
فشار با پا
stroking
U
فشار با پا
sense of pressure
U
حس فشار
pushed
U
فشار
isobars
U
تک فشار
brunt
U
فشار
exertion
U
فشار
exertions
U
فشار
pressure curve
U
خم فشار
isobar
U
تک فشار
isobar
U
هم فشار
pressure
U
فشار
isobars
U
هم فشار
fantod
U
فشار
pushes
U
فشار
pressure vessel
U
فشار
atmospheric pressure
U
فشار جو
growing pains
U
فشار
press
U
فشار
pressure transducer
U
مبدل فشار
hydraulic pressure test
U
ازمایش فشار اب
cold water test pressure
U
ازمایش فشار اب
low tension
U
فشار ضعیف
platten
U
اهن فشار
incompressible
U
فشار ناپذیر
hydrostatic pressure
U
فشار عمق
bearing pressure
U
فشار بردگاهی
piezometry
U
فشار سنجی
compressive stress
U
فشار تراکمی
inclined compression
U
فشار مایل
impluse voltage
U
فشار ضربهای
pressure wave
U
موج فشار
baroreceptor
U
گیرنده فشار
piston pressure
U
فشار پیستون
pressure tendency
U
گرایش فشار
brush pressure
U
فشار زغال
bearing pressure
U
فشار یاطاقان
pressure head
U
ارتفاع فشار
pressure drop
U
افت فشار
hydrostatic pressure
U
فشار عمق اب
pressure gradient
U
گرادیان فشار
pore pressure
U
فشار درونی
hydrostatic pressure
U
فشار ایستائی
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
pressure gaverner
U
ناطم فشار
carebaria
U
احساس فشار در سر
hydrostatic
U
مربوط به فشار اب
impaction
U
فشار سخت
pressure face
U
سمت فشار
center of pressure
U
مرکز فشار
pressure surface
U
سطح فشار
pressure curve
U
منحنی فشار
hydrostatic pressure
U
فشار ایستابی
pressure of speech
U
فشار تکلم
ciderpress
U
میوه فشار
ciderpress
U
سیب فشار
hydraulic pressure
U
فشار هیدرولیکی
platen
U
اهن فشار
centre of pressure
U
مرکز فشار
central head
U
فشار مرکزی
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
partial pressure
U
فشار جزیی
intermediate pressure
U
فشار متوسط
internal pressure
U
فشار درونی
isobar surface
U
سطح هم فشار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com