English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
back pressure U فشار متقابل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
counteroffensive U تعرض وحمله متقابل حمله تعرضی متقابل
recriminate U اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
mutual inductance U اندوکتیویته متقابل اندوکتانس متقابل
counter memorial U یادداشت متقابل اخطار متقابل
warsaw treaty U پیمانی که عنوان اصلی ان "پیمان کمک متقابل اروپای شرقی " است و به سال 5591 در ورشوپایتخت لهستان منعقد شد وهدف ان کمک متقابل کشورهای اروپای شرقی به یکدیگر است و بیشتر جنبه نظامی دارد
cabin pressure U فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin U اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve U شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system U سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure U فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve U شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio U نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic U دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant U نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric U ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
interactive U متقابل
opposing U متقابل
reciprocative U متقابل
opposed U متقابل
mutual U متقابل
reciprocal U متقابل
counter U متقابل
interactional U متقابل
polar U متقابل
countering U متقابل
correspounding U متقابل
countered U متقابل
energy absorber U مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
impluse level U سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
high voltage transformer U ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
interaction U عمل متقابل
grid anode transconductance U رسانایی متقابل
countered U ضربت متقابل
interaction U کنش متقابل
counterrevolution U انقلاب متقابل
counter U ضربت متقابل
intervisibility U دید متقابل
cross-reference U ارجاع متقابل
cross-reference U مراجعه متقابل
cross reference U ارجاع متقابل
cross reference U مراجعه متقابل
interdependency U اتکاء متقابل
intercorrelation U همبستگی متقابل
iteraction U عمل متقابل
mutual U متقابل یا متقابله
eclipsed form U شکل متقابل
logrolling U همکاری متقابل
interplay U اثر متقابل
mutual conductance U رسانایی متقابل
interaction U اثر متقابل
m U القاگری متقابل
antitype U نوع متقابل
mutual inductance U القاگری متقابل
mutual energy U انرژی متقابل
mutual assistance U کمک متقابل
mutual characteristic U مشخصه متقابل
transfer characteristic U مشخصه متقابل
reciprocation U عمل متقابل
mutual consistency U سازگاری متقابل
inter play U اثر متقابل
mutual induction U القای متقابل
proportional U متقابل یا هماهنگ
transconductance U رسانایی متقابل
cross check U بررسی متقابل
countering U ضربت متقابل
set off U دعوی متقابل
harmonic mean U اعداد متقابل
mutual terms U شرایط متقابل
interaction curve U خم کنش متقابل
interrelation U رابطه متقابل
mutual relationship U رابطه متقابل
reciprocal trading U مبادله متقابل
crosstalk U مکالمه متقابل
counteraction U اقدام متقابل
counterbid U پیشنهاد متقابل
counterclaim U دعوای متقابل
reciprocal U عمل متقابل
reciprocal U متقابل معکوس
counterclaim U دعوی متقابل
countermeasure U اقدام متقابل
countermeasures U اقدامات متقابل
counterclaim U ادعای متقابل
countermine U توط ئه متقابل
counter-measures U اقدام متقابل
counter-measure U اقدام متقابل
counterpawn U پیاده متقابل
counterattack U حمله متقابل
counter propaganda U تبلیغ متقابل
counter transference U انتقال متقابل
counter trade U تجارت متقابل
opposite phase U فاز متقابل
counter purchase U خرید متقابل
counter offer U عرضه متقابل
counter offer U پیشنهاد متقابل
counter offensive U حمله متقابل
counter offensive U پدافند متقابل
counter gambit U گامبی متقابل
counter fire U اتش متقابل
counter current U جریان متقابل
counter credit U اعتبار متقابل
counter claim U دعوی متقابل
counter attraction U کشش متقابل
cross-references U مراجعه متقابل
recriminations U تهمت متقابل
cross-checks U بررسی متقابل
cross action U دعوی متقابل
cross-checking U بررسی متقابل
cross bill U شکایت متقابل
transinformation U اگاهی متقابل
cross feed U خورد متقابل
cross-check U بررسی متقابل
interrelationships U رابطه متقابل
cross index U شاخص متقابل
interrelationship U رابطه متقابل
cross purpose U قصد متقابل
cross-references U ارجاع متقابل
crossecheck U بررسی متقابل
recriminations U اتهام متقابل
cross-checked U بررسی متقابل
retaliation U عمل متقابل
counterpoise U سیم متقابل
countervailing credit U اعتبار متقابل
interdependence U وابستگی متقابل
interdependence U اتکاء متقابل
counterwork U عمل متقابل
counterpoise U وزنه متقابل
recrimination U اتهام متقابل
reciprocity U عمل متقابل
recrimination U تهمت متقابل
retaliation U عکس العمل متقابل
counteracts U عمل متقابل کردن
riposting U ضربه متقابل زدن
riposte U ضربه متقابل زدن
intract U عمل متقابل کردن
rebutting U جواب متقابل دادن
counteracted U عمل متقابل کردن
rebutted U جواب متقابل دادن
counteracting U عمل متقابل کردن
interaction U عکس العمل متقابل
rebuts U جواب متقابل دادن
counteract U عمل متقابل کردن
rebut U جواب متقابل دادن
internecine U کشتار متقابل قاتل
ripostes U ضربه متقابل زدن
riposted U ضربه متقابل زدن
retort U جواب متقابل دادن
social interaction U کنش متقابل اجتماعی
counterplay U بازی شطرنج متقابل
compensation trading U داد و ستد متقابل
crossfertilize U لقاح متقابل کردن
visual interaction U کنش متقابل بصری
conversion transconductance U رسانایی متقابل وارون
intervisibility U قابلیت دید متقابل
cross reference table U جدول ارجاع متقابل
scandinavian defence U دفاع متقابل مرکزی
coefficient of mutual induction U ضریب القای متقابل
cross magnetizing U میدان مغناطیسی متقابل
centre counter defence U دفاع متقابل مرکزی
greco counter gambit U گامبی متقابل گرکو
differential field winding U سیمپیچ اهنربایی متقابل
counter purchase U داد وستد متقابل
rebuttal U عمل متقابل پس زنی
rebuttals U عمل متقابل پس زنی
counter current principle U اصول جریان متقابل
cross fire U اتش گلوله متقابل
retort U جواب متقابل تلافی
counterattack U حمله متقابل کردن
retorts U جواب متقابل دادن
retorts U جواب متقابل تلافی
countercheck U سرزنش وتوبیخ متقابل
benoni counter gambit U گامبی متقابل بنونی
repost U ضربه متقابل زدن
pitot pressure U فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
end centered unit cell U سلول واحد دو وجهی متقابل پر
unrequited U بدون تلافی یا عمل متقابل
mutual exclusion U ناسازگاری دو جانبه ممانعت متقابل
counter charge U دعوی متقابل در امر جزایی
opposed piston engine U موتور پیستون روبرو متقابل
countermine U با دسیسه متقابل خنثی کردن
queen's pawn counter gambit U گامبی متقابل پیاده وزیرشطرنج
clear one's ears U متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
counteractive U خنثی کننده دارای عمل متقابل
staunton defence U دفاع استاونتن در گامبی متقابل بنونی
subcontrary U مغایر درمرحله فرعی درجهت متقابل
blamenfeld counter gambit U گامبی متقابل بلومنفند دردفاع بنونی
countermeasures U پیش گیریهای متقابل اقدامات کنترلی
countermeasures U اقدامات ضد عملیات دشمن عمل متقابل
simultaneous foul U خطای متقابل در یک لحظه واخراج هر دو بازیگر
cross fertile U اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
cross-reference U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
counterpose U درمقابل یکدیگر قرار دادن متقابل ساختن
falkbeer counter gambit U گامبی متقابل فالکبیر درگامبی شاه شطرنج
cross-references U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
subcontrariety U رابطه بین دو قیاس متقابل تشابه قیاسی
cross reference U مراجعه ازفهرستی به فهرست دیگر ارجاع متقابل
eastern european mutual assisstance trea U پیمان کمک متقابل اروپای شرقی treaty warsaw
low voltage distribution system U شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric U مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
counter thrust variation U واریاسیون پیاده رانده متقابل در دفاع هندی شاه شطرنج
input output analysis U تحلیل داده ها ستاده ها مطالعه تجربی روابط متقابل بخشهای مختلف اقتصاد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com