Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stress
U
فشار روانی
stresses
U
فشار روانی
stressing
U
فشار روانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
acute stress reaction
U
واکنش حاد فشار روانی
post traumatic stress disorder
U
اختلال فشار روانی پس اسیبی
stress tolerance
U
تحمل فشار روانی
stressable
<adj.>
U
فشار روانی پذیر
Other Matches
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
fluency
U
روانی
yield point
U
حد روانی
flowed
U
روانی
flow
U
روانی
psychical
U
روانی
flows
U
روانی
psychic
U
روانی
freedom
U
روانی
freedoms
U
روانی
fluidity
U
روانی
psychological
U
روانی
facility
U
روانی
subversive
U
روانی
liquid limit
U
حد روانی
volubility
U
روانی
mental
U
روانی
subversives
U
روانی
mellifluence
U
روانی
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
analeptic
U
نیروبخش روانی
psychological factors
U
عوامل روانی
complex
U
عقده روانی
stream of consciousness
U
تسلسل روانی
endopsychic
U
درون روانی
ease of style
U
روانی انشا
supersensible
U
روحی روانی
psychological space
U
فضای روانی
cathexis
U
انرژی روانی
cathexis
U
تمرکز روانی
cathexis
U
نیروگذاری روانی
psychological scale
U
مقیاس روانی
psychosexual
U
روانی- جنسی
psychological operations
U
عملیات روانی
psychological field
U
میدان روانی
exopsychic
U
برون روانی
psychogenesis
U
پدیدایی روانی
psyho
U
بیمار روانی
psychasthenia
U
ضعف روانی
psychosurgery
U
جراحی روانی
psychomotor
U
روانی- حرکتی
psychic trauma
U
اسیب روانی
psychodiagnosis
U
تشخیص روانی
psycholepsy
U
افت روانی
psycholepsis
U
افت روانی
psychopharmacology
U
داروشناسی روانی
psychopaysical
U
روانی- فیزیکی
psychopathy
U
اختلالات روانی
psychopathy
U
معالجه روانی
psychograph
U
نمودار روانی
psychic secretion
U
تراوش روانی
psychic energy
U
نیروی روانی
psychotic
U
بیمار روانی
psychiatric hospital
U
بیمارستان روانی
psychiatric nurse
U
پرستار روانی
psychosis
U
بیماری روانی
psychiatric social work
U
مددکاری روانی
psychosocial
U
روانی- اجتماعی
psychic apparatus
U
دستگاه روانی
psychic blindness
U
نابینایی روانی
psychic deafness
U
ناشنوایی روانی
psychological environment
U
محیط روانی
psychognosis
U
شناخت روانی
psychoanalysis
U
تحلیل روانی
mental disorder
U
بیماری روانی
psychological warfare
U
جنگ روانی
mental disturbance
U
اختلال روانی
psychiatric disorder
U
اختلال روانی
flow
U
روانی سلاست
flowed
U
روانی سلاست
flows
U
روانی سلاست
mental economy
U
اقتصاد روانی
mental examination
U
معاینه روانی
mental health
U
بهداشت روانی
mental illness
U
بیماری روانی
mentally
U
از نظر روانی
sanity
U
سلامت روانی
versatility
U
روانی مهارت
liquid limit test
U
ازمون حد روانی
liquid limit
U
مرز روانی
psychiatry
U
پزشکی روانی
intrapsychic
U
درون روانی
fluidity
U
روانی بیان
psychotherapy
U
درمان روانی
mental conflict
U
تعارض روانی
sociopsychological
U
اجتماعی- روانی
mental derangement
U
اشفتگی روانی
mental disease
U
بیماری روانی
mental health
U
سلامت روانی
mental disorder
U
اختلال روانی
physical psychological
U
تنی- روانی
physical psychological
U
جسمی- روانی
nervous breakdown
U
بحران روانی
psychopath
U
بیمار روانی
psychopaths
U
بیمار روانی
nervous breakdowns
U
فروباشی روانی
neuroses
U
اختلال روانی
neurosis
U
اختلال روانی
nervous breakdowns
U
بحران روانی
playing the man
U
بازی روانی
gift of the gab
U
روانی زبان
nervous breakdown
U
فروباشی روانی
neurasthenia
U
خسته روانی
psychological test
U
ازمون روانی
mental test
U
ازمون روانی
mood
U
وضع روانی
mental status
U
وضع روانی
moods
U
وضع روانی
complexes
U
عقده روانی
mental hygiene
U
بهداشت روانی
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
to speak with f.
U
به روانی سخن گفتن
viscosity
U
ناروانی کند روانی
reflux column
U
ستون باز روانی
psychologism
U
پیروی از اصول روانی
facility
U
وسیله تسهیل روانی
psychotherapeutic
U
وابسته بدرمان روانی
psychopathology
U
اسیب شناسی روانی
psychopathologist
U
اسیب شناس روانی
psychonomics
U
محیط شناسی روانی
reagent
U
موضوع ازمایش روانی
psychomotor tests
U
ازمونهای روانی- حرکتی
reflux condenser
U
چگالنده باز روانی
psychomotor retardation
U
کندی روانی- حرکتی
psychosomatic disease
U
بیماری روانی- تنی
california psychological inventory
U
پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychological warfare
U
عملیات جنگ روانی
psychomotor agitation
U
بیقراری روانی- حرکتی
stressing
U
تنش جسمانی- روانی
psychic determinism
U
علیت گرایی روانی
nervous breakdown
U
واماندگی روانی
[پزشکی]
pgr
U
بازتاب گالوانیکی- روانی
psychasthenia
U
خستگی روانی بی تصیمی
psi ability
توانایی فرا روانی
mental element of crime
U
عنصر روانی جرم
mental measurement
U
اندازه گیری روانی
neuropsychiatric
U
درمان روانی عصبی
organic mental disorder
U
اختلال روانی عضوی
stresses
U
تنش جسمانی- روانی
neuropsychiatric
U
مرض روانی و عصبی
psychogalvanic reflex
U
بازتاب گالوانیکی- روانی
psychopath
U
مبتلا بامراض روانی
psychopaths
U
مبتلا بامراض روانی
phrenology
U
جمجمه شناسی روانی
stress
U
تنش جسمانی- روانی
psychodiagnostics
U
ابزارهای تشخیص روانی
nervous breakdown
U
درماندگی روانی
[پزشکی]
psychognosis
U
مطالعه عمیق روانی
nervous breakdown
U
ناتوانی روانی
[پزشکی]
psychogalvanic response
U
پاسخ گالوانیکی- روانی
psychognosy
U
مطالعه عمیق روانی
intrapsychic conflict
U
تعارض درون روانی
depth psychology
U
تجزیه و تحلیل روانی
psychodynamics
U
پویش شناسی روانی
psychodrama
U
نقش گزاری روانی
psychognosy
U
تحقیقات روانی روان پژوهش
psychognosis
U
تحقیقات روانی روان پژوهش
psychomotor stimulant
U
داروی محرک روانی- حرکتی
psychoneural parallelism
U
توازی نگری روانی- عصبی
psychopathology
U
علم اسیب شناسی روانی
mental deficiency
U
عقب ماندگی روانی وفکری
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
illinois test of psycholinguistic
U
ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
dsm
U
راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
psychergograph
U
دستگاه اندازه گیری کار روانی
psychoneurosis
U
ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
cathectic
U
وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
How does he
[she]
tick?
U
او
[مرد ]
[زن]
چطور
[از نظر روانی]
عمل میکند؟
psychosurgery
U
جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
consolidation psychological operation
U
عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
schizoid
U
مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
depression
U
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
depressions
U
کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
strategic
U
استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
subversion
U
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
Hard architecture
U
[ساختمان محکم، غیر شخصی و بدون پنجره که معمولا زندان ها و بیمارستان های روانی به این سبک ساخته می شده است.]
psychbiology
U
علم مطالعه ارتباط میان روانشناسی وزیست شناسی زیست شناسی روانی
psychological
U
عملیات روانی مربوط به روانشناسی روانشناسی
pressure sense
U
حس فشار
line of thrust
U
خط فشار
atmospheric pressure
U
فشار جو
low pressure
U
فشار کم
thrusts
U
فشار
pressor
U
فشار زا
sense of pressure
U
حس فشار
pressure curve
U
خم فشار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com