Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pusher
U
فشار دهنده
pushers
U
فشار دهنده
restrainer
U
فشار دهنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
isobar
U
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
isobars
U
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
cabin pressure altimeter
U
ارتفاع سنج نشان دهنده فشارکابین خلبان فشار سنج کابین
calender
U
برق انداختن فشار دهنده
isobare
U
خط جغرافیایی نشان دهنده نقاط هم فشار
Other Matches
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
trimmer
U
زینت دهنده تغییر عقیده دهنده بنابمصالح روز
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
exhibiter
U
نمایش دهنده ارائه دهنده
conglutinative
U
التیام دهنده جوش دهنده
extender
U
توسعه دهنده ادامه دهنده
bailor
U
امانت دهنده کفیل دهنده
exhibitor
U
نمایش دهنده ارائه دهنده
exhibitors
U
نمایش دهنده ارائه دهنده
bailer
U
امانت دهنده کفیل دهنده
catalyst
U
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
catalysts
U
تشکیلات دهنده سازمان دهنده
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
indicator
U
نشان دهنده دستگاه نشان دهنده
altitude azimuth
U
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
total pressure
U
فشار کل
fantod
U
فشار
pressing
U
فشار
constraint
U
فشار
compression
U
فشار
violence
U
فشار
tension
U
فشار
tensions
U
فشار
thrusting
U
فشار
barometric pressure
U
فشار جو
thrusts
U
فشار
line of thrust
U
خط فشار
stressing
U
فشار
stroked
U
فشار با پا
stroke
U
فشار با پا
stroking
U
فشار با پا
impact
U
فشار
stress
U
فشار
bunt
U
فشار با سر
thrust
U
فشار
stresses
U
فشار
impacts
U
فشار
strokes
U
فشار با پا
push
U
فشار
water pressure
U
فشار اب
pressures
U
فشار
pressuring
U
فشار
isobars
U
هم فشار
isobar
U
تک فشار
isobar
U
هم فشار
exertions
U
فشار
exertion
U
فشار
brunt
U
فشار
growing pains
U
فشار
low pressure
U
فشار کم
pressure vessel
U
فشار
pushes
U
فشار
distraint
U
فشار
isobars
U
تک فشار
pressured
U
فشار
pressure
U
فشار
pushed
U
فشار
strains
U
فشار
presses
U
فشار
atmospheric pressure
U
فشار جو
weight
U
فشار
ice push
U
فشار یخ
back iron
U
بن فشار
atmospheres
U
فشار جو
hydraulic pressure
U
فشار اب
sense of pressure
U
حس فشار
strain
U
فشار
isobare
U
هم فشار
isopiestic
U
هم فشار
press
U
فشار
pressure curve
U
خم فشار
pressure sense
U
حس فشار
pressor
U
فشار زا
zip
U
فشار
zipped
U
فشار
zipping
U
فشار
zips
U
فشار
atmosphere
U
فشار جو
back pressure
U
پی فشار
donar
U
دهنده
irriguous
U
اب دهنده
pushers
U
هل دهنده
giver
U
دهنده
donors
U
دهنده
pusher
U
هل دهنده
joggers
U
هل دهنده
transferor
U
دهنده
shover
U
هل دهنده
trimestr
U
رخ دهنده
jogger
U
هل دهنده
donor
U
دهنده
antiblackout suit
U
لباس ضد فشار اب
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
hypertension
U
فشار خون
ambient pressure
U
فشار محیط
pressure drop
U
افت فشار
inclined compression
U
فشار مایل
vapour pressure
U
فشار بخار اب
pressure curve
U
منحنی فشار
reservoir pressure
U
فشار مخزن
oppression
U
فشار افسردگی
air pressure
U
فشار هوا
air pressure gage
U
فشار سنج
drop gage
U
فشار سنج
thrusts
U
ضربت فشار
measuring voltage
U
فشار سنجش
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
confined water
U
سفره اب با فشار
pressure face
U
سمت فشار
manometer
U
فشار سنج
indicator
U
فشار سنج
manifold pressure
U
فشار گازگاه
contact pressure
U
فشار تماسی
contact pressure
U
فشار تماس
cost push
U
فشار قیمت
voltmeter
U
فشار سنج
cost push
U
فشار هزینه
low voltage line
U
خط فشار ضعیف
critical pressure
U
فشار بحرانی
water guage
U
فشار سنج اب
deflationary pressure
U
فشار انقباضی
deflationary pressure
U
فشار ضدتورمی
radiation pressure
U
فشار تشعشع
water suit
U
لباس ضد فشار اب
pulse pressure
U
فشار نبض
pinch
U
فشار دادن
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
pressure gaverner
U
ناطم فشار
pressure gradient
U
گرادیان فشار
pressure head
U
ارتفاع فشار
pressure of speech
U
فشار تکلم
pressure surface
U
سطح فشار
pressure tendency
U
گرایش فشار
pressure transducer
U
مبدل فشار
pressure wave
U
موج فشار
external pressure
U
فشار برونی
acoustic pressure
U
فشار صوتی
absolute pressure
U
فشار مطلق
reduced pressure
U
فشار کاهیده
constant pressure
U
فشار ثابت
pinches
U
فشار دادن
air lock
U
راهروی فشار
stress of poverty
U
فشار بینوایی
hustle
U
فشار دادن
axial compression
U
فشار محوری
thrusting
U
ضربت فشار
axial pressure
U
فشار اسهای
thrusting
U
فشار محوری
axial pressure
U
فشار مرکزی
sound pressure
U
فشار صوت
axial thrust
U
فشار محوری
hustle
U
فشار زور
hustled
U
فشار دادن
hustles
U
فشار دادن
hustled
U
فشار زور
partial pressure
U
فشار جزئی
brush pressure
U
فشار زغال
partial pressure
U
فشار جزیی
thrust
U
ضربت فشار
thrust of the arch
U
فشار طاق
thrust
U
فشار محوری
thrusts
U
فشار محوری
starting pressure
U
فشار استارت
static head
U
فشار ایستایی
barometric pressure
U
فشار بارومتری
back wash
U
فشار عقب اب
barometric pressure
U
فشار هوا
static pressure
U
فشار ایستایی
high-tension
U
فشار قوی
standard atmospheric pressure
U
فشار متعارفی جو
back pressure
U
فشار متقابل
piezometry
U
فشار سنجی
piston pressure
U
فشار پیستون
pore pressure
U
فشار درونی
bearing pressure
U
فشار یاطاقان
bearing pressure
U
فشار بردگاهی
platen
U
اهن فشار
platten
U
اهن فشار
baroreceptor
U
گیرنده فشار
to bear pressure upon
U
فشار اوردن بر
carebaria
U
احساس فشار در سر
loads
U
فشار مسئولیت
loads
U
بار فشار
simple compression
U
فشار ساده
atmospheric pressure
U
فشار اتمسفری
ciderpress
U
میوه فشار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com