Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ignition voltage
U
فشار الکتریکی احتراق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
compression ingition
U
احتراق توسط فشار
constant pressure combustion
U
احتراق در فشار ثابت
voltage
U
فشار الکتریکی
electric tension
U
فشار الکتریکی
voltages
U
فشار الکتریکی
contact potential
U
فشار الکتریکی تماسی
voltage drop
U
افت فشار الکتریکی
constant voltage
U
فشار الکتریکی ثابت
voltage source
U
منبع فشار الکتریکی
voltage stability
U
ثبات فشار الکتریکی
voltage stabilization
U
تثبیت فشار الکتریکی
instantaneous voltage
U
مقدار لحظهای فشار الکتریکی
high tension engineering
U
مهندسی فشار قوی الکتریکی
compression ignition
U
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
crossfiring
U
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
premature ignition
U
احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
contact electricity
U
فشار الکتریکی تماسی الکتریسیته تماسی
output voltage
U
ولتاژ ثانویه فشار الکتریکی ثانویه
voltage swing
U
نوسان فشار الکتریکی نوسان ولتاژ
critical grid current
U
جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
voltage stabilizer
U
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
electrostatic
U
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
PSU
U
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
electrical and otherwise
U
الکتریکی و غیر الکتریکی
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
deflagration
U
احتراق
combustion
U
احتراق
explosions
U
احتراق
lighting
U
احتراق
arson
U
احتراق
explosion
U
احتراق
burning
U
احتراق
seeting on fire
U
احتراق
ignition
U
احتراق
firing
U
احتراق
oxidization
U
احتراق
inflammation
U
احتراق
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
sulphur
U
اصل احتراق
pre ignition
U
زود احتراق
surface burning
U
احتراق سطحی
sulfur
U
اصل احتراق
base ignition
U
احتراق تحتانی
timing
U
زمان احتراق
heat of combustion
U
گرمای احتراق
burning brand
U
نوع احتراق
single ignition
U
احتراق تک برقی
heating value
U
گرمای احتراق
misfiring
U
احتراق ناقص
heat value
U
گرمای احتراق
combustion efficiency
U
راندمان احتراق
flash point
U
نقطه احتراق
combustion chamber
U
محفظه احتراق
combustion efficiency
U
بازده احتراق
combustion area
U
محفظه احتراق
advanced ignition
U
اوانس احتراق
flame out
U
قطع احتراق
combustiblity
U
قابلیت احتراق
ignition charge
U
خرج احتراق
firing position
U
موقعیت احتراق
firing order
U
ترتیب احتراق
duplex ignition
U
احتراق دوگانه
premature ignition
U
احتراق زودرس
dual ignition
U
احتراق دو برقی
combustor
U
محفظه احتراق
ignition
U
اشتعال احتراق
external combustion
U
احتراق خارجی
firing accessories
U
لوازم احتراق
ignition circuit
U
مدار احتراق
hot bulb ignition
U
احتراق سرسرخ
ignition control
U
کنترل احتراق
ignition pulse
U
پالس احتراق
ignition pulse
U
ضربه احتراق
ignition pulse
U
ایمپولز احتراق
ignition switch
U
کلید احتراق
ignition voltage
U
ولتاژ احتراق
combustion
U
اشتعال احتراق
combustible
U
احتراق پذیر
combustible
U
قابل احتراق
ignition condition
U
حالت احتراق
ignition choke
U
پیچک احتراق
ignition current
U
جریان احتراق
ignitability
U
قابلیت احتراق
ignition device
U
وسیله احتراق
ignitable
U
قابل احتراق
ignition lag
U
تاخیر احتراق
igniter switch
U
سوئیچ احتراق
igniter switch
U
کلید احتراق
inexplosive
U
غیرقابل احتراق
igniting spark
U
جرقه احتراق
ignition by contact
U
احتراق تماسی
ignition by incandescence
U
احتراق التهابی
internal combustion
U
احتراق داخلی
ignition cable
U
کابل احتراق
magneto ignition
U
احتراق با مگنت
triple ignition
U
احتراق سه برقی
two spark ignition
U
احتراق دو جرقهای
igniting point
U
نقطه احتراق
combustibility
U
قابلت احتراق
igniting agent
U
عامل احتراق
ignitible
U
قابل احتراق
ignitibility
U
قابلیت احتراق
ignition spark
U
جرقه احتراق
internal combustion engine
U
موتور احتراق داخلی
burning brand
U
علامت احتراق نیمسوزی
internal combustion engines
U
موتور احتراق داخلی
explosively
U
بطور قابل احتراق
order of fire
U
ترتیب احتراق موتور
ignition analyzer
U
اسیلوگراف کنترل احتراق
dual ignition system
U
سیستم احتراق دوتایی
preignition
U
احتراق قبل از وقت
maximum gate trigger voltage
U
ولتاژ احتراق حداکثر
incombustible
U
غیر قابل احتراق
combustor
U
سیستم احتراق توربین
incombustibility
U
عدم امکان احتراق
jump spark ignition
U
احتراق با جرقه جهنده
molar heat of combusion
U
گرمای مولی احتراق
ignition by contact breaking
U
احتراق با قطع کنتاکت
maximum gate trigger current
U
جریان احتراق حداکثر
ignition temperature
U
درجه حرارت احتراق
molar enthalpy of combusion
U
انتالپی مولی احتراق
make and break ignition
U
احتراق با قطع و وصل
ignition system
U
سیستم احتراق موتور
delay zction firing
U
عمل احتراق با تاخیر
combustible
U
جسم قابل احتراق
timing
U
تنظیم زمان احتراق موتور
burner cans
U
محفظه احتراق موتورهای توربینی
cannular
U
محفظه احتراق حلقوی شکل
can annular
U
محفظه احتراق حلقوی شکل
capacitor discharge ignition
U
سیستم احتراق با انرژی زیاد
vaporizing combustor
U
سیستم احتراق توربین گاز
firedamp
U
گاز قابل احتراق معدن
afterburning
U
عملیات بعد از احتراق سوخت
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
gas electric generating set
U
مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
explosive
U
قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
ignition
U
احتراق اتش زدن مشتعل کردن
precombustion chamber engine
U
موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
cans
U
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning
U
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
can
U
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
backfires
U
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
plug nozzle
U
نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
backfiring
U
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired
U
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfire
U
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
burner compartment
U
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
hot test
U
تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
igniter
U
ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
restricted propellant
U
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
charactristic lenght
U
نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
residence time
U
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant
U
سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
hung start
U
شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
multi chamber
U
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
combustion starter
U
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
rate of flame propagation
U
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
electric
U
الکتریکی
electrical
U
الکتریکی
electrotechnical
U
الکتریکی
diesel ramjet
U
موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
electric contact
U
کنتاکت الکتریکی
electric control
U
کنترل الکتریکی
electric constant
U
ثابت الکتریکی
electric brake
U
ترمز الکتریکی
electric coupling
U
پیوست الکتریکی
electric break down
U
شکست الکتریکی
electric bulb
U
لامپ الکتریکی
electric connection
U
اتصال الکتریکی
electric component
U
قطعه الکتریکی
electric charge
U
بار الکتریکی
electrical
U
سیستم الکتریکی
electric circuit
U
مدار الکتریکی
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
electric eye
U
چشم الکتریکی
electric field
U
میدان الکتریکی
galvano cautery
U
داغ الکتریکی
electric energy
U
انرژی الکتریکی
electric drive
U
محرکه الکتریکی
electric machine
U
ماشین الکتریکی
electric potential
U
پتانسیل الکتریکی
electric primer
U
چاشنی الکتریکی
electric resistance
U
مقاومت الکتریکی
flash fuze
U
چاشنی الکتریکی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com