Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
hydraulic pressure
U
فشار اب
water pressure
U
فشار اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
click
U
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
click
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked
U
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicked
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks
U
صدای کوتاه مدت برای بیان فشار دادن یک کلید
clicks
U
تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
press
U
فشار
press
U
چاپ فشار
press
U
ماشین فشار
press
U
دستگاه فشار
press
U
فشار روی دفاع
press
U
فشار دادن
press
U
فشار دادن با انگشتان
presses
U
فشار
presses
U
چاپ فشار
presses
U
ماشین فشار
presses
U
دستگاه فشار
presses
U
فشار روی دفاع
presses
U
فشار دادن
presses
U
فشار دادن با انگشتان
strain
U
فشار
strains
U
فشار
lobbied
U
گروه فشار
lobbies
U
گروه فشار
lobby
U
گروه فشار
diffusion
U
کم کردن از قدرت تخلیه فشار
pop
U
بی مقدمه فشار اوردن
popped
U
بی مقدمه فشار اوردن
pops
U
بی مقدمه فشار اوردن
atmosphere
U
فشار جو
atmosphere
U
واحد فشار هوا
atmospheres
U
فشار جو
atmospheres
U
واحد فشار هوا
attack
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacks
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
poke
U
فشار با نوک انگشت حرکت
poked
U
فشار با نوک انگشت حرکت
pokes
U
فشار با نوک انگشت حرکت
poking
U
فشار با نوک انگشت حرکت
ram
U
راندن با فشار
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rammed
U
راندن با فشار
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
rams
U
راندن با فشار
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
compressor
U
ماشین فشار
compressor
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
compressors
U
ماشین فشار
compressors
U
دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
zip
U
فشار
zipped
U
فشار
zipping
U
فشار
zips
U
فشار
violence
U
فشار
constraint
U
فشار
drafting
U
راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
blow
U
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
blows
U
ناتوانی بعلت فشار مسابقه اتومبیلرانی یا نقص فنی
stress
U
فشار
stress
U
فشار روانی
stress
U
فشار اوردن بر
stresses
U
فشار
stresses
U
فشار روانی
stresses
U
فشار اوردن بر
stressing
U
فشار
stressing
U
فشار روانی
stressing
U
فشار اوردن بر
static
U
فشار ثابت هوا
stroke
U
فشار با پا
stroked
U
فشار با پا
strokes
U
فشار با پا
stroking
U
فشار با پا
nip
U
فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nipped
U
فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
nips
U
فشار موضعی بین دو جزء یاقطعه مجاور
voltage
U
فشار الکتریکی
voltages
U
فشار الکتریکی
blowing
U
خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
decompression
U
کاسته شدن فشار اب در صعودغواص
impact
U
فشار
impacts
U
فشار
bar
U
واحد فشار
bars
U
واحد فشار
compression
U
فشار
tension
U
فشار
tension
U
بحران تحت فشار قرار دادن
tensions
U
فشار
tensions
U
بحران تحت فشار قرار دادن
propulsion
U
فشار بسوی جلو
propulsion
U
فشار به سمت جلو
push
U
نشاندن فشار دادن
push
U
فشار
push
U
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
push
U
فشار دادن
pushed
U
نشاندن فشار دادن
pushed
U
فشار
pushed
U
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
pushed
U
فشار دادن
pushes
U
نشاندن فشار دادن
Other Matches
cabin pressure
U
فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin
U
اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve
U
شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure
U
فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
cabin pressurization safety valve
U
شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio
U
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic
U
دارای فشار یکسان خط هم فشار
low head plant
U
نیروگاه ابی فشار ضعیف تاسیسات فشار ضعیف
piezoelectric
U
ویژگی برخی کریستالها که به هنگام اعمال ولتاژ به انهاتحت فشار قرار می گیرند یابه هنگام قرار گرفتن درمعرض فشار مکانیکی یک ولتاژ تولید می کنند
energy absorber
U
مکانیسم ضربه گیری مکانیسم دفع فشار حرکت دستگاه دفع فشار
high voltage transformer
U
ترانسفورماتور فشار قوی مبدل فشار قوی
impluse level
U
سطح فشار ضربهای استحکام فشار ضربهای
pitot pressure
U
فشار وارد به انتن فشارسنج هواپیما یا ناو فشار انتن فشارسنج
clear one's ears
U
متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
hypobaric
U
مربوط به ارزیابی اثار کم شدن فشار جو مربوط به کم شدن فشار جو
low voltage distribution system
U
شبکه پخش فشار ضعیف تاسیسات پخش فشار ضعیف
exertions
U
فشار
low pressure
U
فشار کم
isobar
U
هم فشار
pressure
U
فشار
distraint
U
فشار
isobars
U
تک فشار
bunt
U
فشار با سر
thrust
U
فشار
isobars
U
هم فشار
isobar
U
تک فشار
exertion
U
فشار
brunt
U
فشار
growing pains
U
فشار
thrusting
U
فشار
thrusts
U
فشار
pressure vessel
U
فشار
pushes
U
فشار
pressuring
U
فشار
pressure sense
U
حس فشار
pressing
U
فشار
pressured
U
فشار
pressures
U
فشار
total pressure
U
فشار کل
weight
U
فشار
ice push
U
فشار یخ
back iron
U
بن فشار
back pressure
U
پی فشار
pressure curve
U
خم فشار
atmospheric pressure
U
فشار جو
isopiestic
U
هم فشار
sense of pressure
U
حس فشار
barometric pressure
U
فشار جو
isobare
U
هم فشار
fantod
U
فشار
pressor
U
فشار زا
line of thrust
U
خط فشار
pressure head
U
ارتفاع فشار
antiblackout suit
U
لباس ضد فشار اب
pressure gradient
U
گرادیان فشار
hydraulic pressure test
U
ازمایش فشار اب
air pressure
U
فشار هوا
cold water test pressure
U
ازمایش فشار اب
molding pressure
U
فشار قالب
osmotic pressure
U
فشار اسمزی
pressure hull
U
بدنه ضد فشار
carebaria
U
احساس فشار در سر
central head
U
فشار مرکزی
air pressure gage
U
فشار سنج
drop gage
U
فشار سنج
ambient pressure
U
فشار محیط
centre of pressure
U
مرکز فشار
measuring voltage
U
فشار سنجش
center of pressure
U
مرکز فشار
pressure of speech
U
فشار تکلم
ciderpress
U
سیب فشار
ciderpress
U
میوه فشار
manometer
U
فشار سنج
molding pressure
U
فشار پرس
atmospheric pressure
U
فشار اتمسفری
pressure curve
U
منحنی فشار
barometric pressure
U
فشار هوا
piezometry
U
فشار سنجی
piston pressure
U
فشار پیستون
barometric pressure
U
فشار بارومتری
platen
U
اهن فشار
bearing pressure
U
فشار بردگاهی
platten
U
اهن فشار
pore pressure
U
فشار درونی
pressure adjustment
U
تنظیم فشار
pressure above the atmosphere
U
فشار بالای جو
baroreceptor
U
گیرنده فشار
partial pressure
U
فشار جزیی
partial pressure
U
فشار جزئی
atmospheric pressure
U
فشار هوا
axial compression
U
فشار محوری
overpressure
U
فشار بیش از حد
axial pressure
U
فشار اسهای
axial pressure
U
فشار مرکزی
overvoltage
U
فشار زیاد
axial thrust
U
فشار محوری
pressure gaverner
U
ناطم فشار
pressure face
U
سمت فشار
overvoltage
U
ازدیاد فشار
back pressure
U
فشار متقابل
pressure drop
U
افت فشار
brush pressure
U
فشار زغال
back wash
U
فشار عقب اب
bearing pressure
U
فشار یاطاقان
eyestrain
U
فشار باصره
isobar surface
U
سطح هم فشار
internal pressure
U
فشار درونی
intermediate pressure
U
فشار متوسط
intermediate high voltage line
U
خط فشار متوسط
intake pressure
U
فشار ورودی
insulation voltage
U
فشار ازمایش
initial pressure
U
فشار ابتدایی
head loss
U
افت فشار
group pressure
U
فشار گروهی
longitudinal compression
U
فشار طولی
flux density
U
تراکم فشار
lateral pressure
U
فشار جانبی
forced draft
U
هوای با فشار
kinetic pressure
U
فشار سینتیک
gage pressure
U
فشار گیج
gage pressure
U
فشار مانومتری
gossypium
U
داروی فشار
high potential
U
فشار قوی
inflationary pressure
U
فشار تورمی
induction voltage
U
فشار القائی
impaction
U
فشار سخت
impact pressure
U
فشار اصابت
hydrostatic pressure
U
فشار ایستابی
hydrostatic pressure
U
فشار عمق
hydrostatic pressure
U
فشار عمق اب
hydrostatic pressure
U
فشار ایستائی
hydrostatic
U
مربوط به فشار اب
hydraulic pressure
U
فشار هیدرولیکی
high tension
U
فشار قوی
increase of pressure
U
افزایش فشار
incompressible
U
فشار ناپذیر
inclined compression
U
فشار مایل
high pressure area
U
منطقه پر فشار
high pressure line
U
خط فشار قوی
high tension line
U
خط فشار قوی
high voltage line
U
خط فشار قوی
impluse voltage
U
فشار ضربهای
high tension magneto
U
مگنت پر فشار
external pressure
U
فشار برونی
manifold pressure
U
فشار گازگاه
deflationary pressure
U
فشار انقباضی
deflationary pressure
U
فشار ضدتورمی
low voltage
U
فشار ضعیف
diastolic pressure
U
فشار دیاستولی
low tension magneto
U
مگنت کم فشار
low tension
U
فشار ضعیف
diffraction loading
U
منتجه فشار
direct pressure
U
فشار مستقیم
critical pressure
U
فشار بحرانی
compressive stress
U
فشار تراکمی
confined water
U
سفره اب با فشار
constant pressure
U
فشار ثابت
low voltage line
U
خط فشار ضعیف
contact pressure
U
فشار تماسی
contact pressure
U
فشار تماس
cost push
U
فشار قیمت
cost push
U
فشار هزینه
high pressure
U
فشار زیاد
discharge pressure
U
فشار تخلیه
drag loading
U
فشار کششی
effective pressure
U
فشار موثر
electric tension
U
فشار الکتریکی
end thrust
U
فشار محوری
equilibrium pressure
U
فشار تعادلی
low air pressure
U
فشار هوای کم
equilibrium vapor pressure
U
فشار به حد تعادل
loss of pressure
U
افت فشار
excess pressure
U
فشار اضافی
low potential
U
فشار ضعیف
edge pressure
U
فشار لبه
drag mark
U
محل فشار
low pressure
U
منطقه کم فشار
low pressure
U
فشار خفیف
dynamic pressure
U
فشار دینامیکی
dynamic pressure
U
فشار پویا
low potential system
U
دستگاه کم فشار
earth pressure
U
فشار خاک
economic pressure
U
فشار اقتصادی
external pressure
U
فشار خارجی
blood pressure
U
فشار خون
indicator
U
فشار سنج
under the stimulus of hunger
U
از فشار گرسنگی
uplift pressure
U
فشار بالابرنده
vapor pressure
U
فشار بخار
oppression
U
فشار افسردگی
torsional strain
U
فشار پیچشی
thrust of the arch
U
فشار طاق
pushing
U
فشار دادن
to bear pressure upon
U
فشار اوردن بر
overlaid
U
فشار اوردن
to press up
U
با فشار بالابردن
to squeeze to death
U
با فشار کشتن
torisonal strain
U
فشار پیچشی
loads
U
بار فشار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com