Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 36 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
alarm calls
U
فریادهای هشدار
warning cries
U
فریادهای هشدار
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
distress calls
U
فریادهای درماندگی
animal distress calls
U
فریادهای درماندگی حیوان
salvoes of applause
U
فریادهای افرین ازچند سو
acclamatory shaus
U
فریادهای تحسین امیز
alarm
U
هشدار
alarmingly
U
هشدار
alarms
U
هشدار
alarmed
U
هشدار
warning
U
هشدار
warnings
U
هشدار
tip (someone) off
<idiom>
U
هشدار دادن
alarm reaction
U
واکنش هشدار
advisory signal
U
علامت هشدار
warnings
U
اژیر هشدار
warning
U
اژیر هشدار
warn
U
هشدار دادن
warned
U
هشدار دادن
warns
U
هشدار دادن
read the riot act
<idiom>
U
به کسی هشدار دادن
warning radar
U
رادار هشدار دهنده
alert box
U
پنجره یا جعبه هشدار
alarm
U
: هشدار اگاهی از خطر
alarmed
U
: هشدار اگاهی از خطر
alarmingly
U
: هشدار اگاهی از خطر
alarms
U
: هشدار اگاهی از خطر
alarum
U
: هشدار اگاهی از خطر
warnings
U
اعلام خطر کردن هشدار
warning
U
اعلام خطر کردن هشدار
Drive on dimmed headlights !
[Warning to drivers]
U
با نور پایین حرکت کنید!
[هشدار به رانندگان]
He warned he would go on a termless hunger strike.
U
او
[مرد]
هشدار داد که اعتصاب غذای بی مدتی خواهد کرد.
fore
U
فریاد هشدار به نفر جلو زمین در مورد گوی که بسمت اومیرود
action oriented management report
U
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
diver's flag
U
پرچم قرمز با نوار سفید روی قایق برای هشدار به قایقرانان تا از منطقه غواصی دور شوند
signalling
U
1-روش فرستنده برای هشدار به گیرنده برای ارسال یک پیام . 2-ارتباط با فرستنده درباره وضعیت گیرنده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com