Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 220 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
perch
U
فرود امدن
perched
U
فرود امدن
perches
U
فرود امدن
perching
U
فرود امدن
plunge
U
فرود امدن
plunged
U
فرود امدن
plunges
U
فرود امدن
alight
U
فرود امدن
alighted
U
فرود امدن
alighting
U
فرود امدن
alights
U
فرود امدن
descend
U
فرود امدن
descends
U
فرود امدن
land vi
U
فرود امدن
light or lighted
U
فرود امدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
hung
U
پرش طول با کشیدن پا و دست به عقب پیش از فرود امدن
touchdown
U
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
touchdowns
U
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
landing gear
U
عراده هواپیما وسایل فرود امدن
precipitation of moisture
U
انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
Other Matches
ease turn
U
سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
diversionary landing
U
فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
plunging fire
U
تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
bingo
U
علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
control surface
U
کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
angle of arrival
U
زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
drop
U
فرود
abseil
U
فرود
abseiled
U
فرود
abseils
U
فرود
line of fall
U
خط فرود
drops
U
فرود
abseiling
U
فرود
dropped
U
فرود
dropping
U
فرود
splashdowns
U
آب فرود
splashdown
U
آب فرود
landings
U
فرود
downstream
U
فرود اب
land
U
فرود
landing
U
فرود
tailwater
U
فرود اب
landing zone
U
منطقه فرود
undercarriage
U
ارابه فرود
landing strips
U
باند فرود
landing strip
U
باند فرود
night landing
U
فرود شبانه
under carriage
U
ارابه فرود
landing site
U
محل فرود
landing site
U
پایگاه فرود
missed approach
U
فرود ناقص
run way
U
محوطه فرود
prelanding
U
قبل از فرود
soft landing
U
فرود نرم
landed
U
فرود امده
landing weight
U
وزن فرود
landing spot
U
نقطه فرود
parachut
U
چتر فرود
missed approach
U
فرود اضطراری
pits
U
منطقه فرود
pit
U
منطقه فرود
access point
U
نقطه فرود
undercarriages
U
ارابه فرود
run way
U
باند فرود
nosediving
U
فرود عمودی
approach clearance
U
اجازه فرود
landing hill
U
تپه فرود
approaches
U
مسیر فرود
approached
U
مسیر فرود
approach
U
مسیر فرود
descendeur
U
صفحه فرود
drop zone
U
منطقه فرود
ditching
U
فرود اضطراری
deck landing aid
U
کمکهای فرود
nosedive
U
فرود عمودی
nosedived
U
فرود عمودی
nosedives
U
فرود عمودی
application of a force
U
فرود نیرو
strip
U
باند فرود
landing angle
U
زاویه فرود
landing area
U
منطقه فرود
forced landing
U
فرود اجباری
landing gear
U
ارابه فرود
angle of fall
U
زاویه فرود
impact point
U
نقطه فرود
landing light
U
چراغ فرود
instrument landing
U
فرود کور
air strip
U
باند فرود یاپرواز
approach end
U
ابتدای باند فرود
drop zone
U
منطقه فرود چترباز
point of application of a force
U
نقطه فرود نیرو
landing aircraft
U
هواپیمای در حال فرود
landings
U
فرود ژیمناست به زمین
landing signal officer
U
افسر ارتباط فرود
landing ship dock
U
اسکله فرود اب خاکی
glide path
U
مسیر فرود ازاد
landing threshold
U
استانه فرود اب خاکی
helipad
U
سکوی فرود هلیکوپتر
approach chart
U
نقشه مسیر فرود
line of approach
U
مسیر تقرب یا فرود
forced landing
U
فرود اجباری هواپیما
line of fall
U
خط فرود گلوله به زمین
landing mat
U
باند فرود اضطراری
final approach
U
مسیرنهایی فرود هواپیما
angle of approach
U
زاویه فرود هواپیما
maximum landing weight
U
حداکثر وزن فرود
final approach
U
مسیر نهایی فرود
lodgment area
U
منطقه استراحت یا فرود در سر پل
angle of fall
U
زاویه فرود گلوله
back dive
U
شیرجه از پشت و فرود با پا
air landing
U
فرود از راه هوا
overshooting
U
فرود ناقص هواپیما
slope of falp
U
شیب زاویه فرود
landing
U
فرود
[هواپیما یا موشک]
belly flops
U
با شکم فرود آمدن
belly flop
U
با شکم فرود آمدن
advanced landing field
U
پایگاه فرود مقدم
overshoots
U
فرود ناقص هواپیما
service court
U
محل فرود سرویس
landing
U
فرود ژیمناست به زمین
overshoot
U
فرود ناقص هواپیما
wave off
U
فرود همراه با سایش
critical point
U
نقطه فرود در پرش با اسکی
ditching
U
فرود اضطراری هواپیما روی اب
ground controled approach
U
دستگاه فرود خودکار هواپیما
air landed
U
فرود امده از راه هوا
application of load
U
فرود بار کاربرد نیرو
autorotation
U
روش فرود اضطراری هلیکوپتر
service court
U
محل فرود سرویس اسکواش
scramble net
U
تور بار یا فرود نفرات
seadrome
U
محل فرود هواپیمای اب نشین
peas
U
شن نرم در محل فرود چترباز
norm point
U
نقطه احتمالی فرود در پرش
glide slope
U
زاویه فرود ازاد هواپیما یاموشک
hydro airplane
U
هواپیمایی که میتواند روی اب فرود اید
taxi
U
حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxied
U
حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxiing
U
حرکت هواپیماها روی باند فرود
froud number
U
عدد فرود که بدون بعد میباشد
landing beam
U
نورافکن هدایت زمینی هواپیمابرای فرود
exit road
U
راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
landings
U
پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
heliport
U
باند فرود و پرواز هلی کوپتر
heliports
U
باند فرود و پرواز هلی کوپتر
free fall
U
زمان فرود ازاد بدون چتر
automatic carrier landing system
U
سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
taxies
U
حرکت هواپیماها روی باند فرود
strainght running
U
فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
strip alert
U
اماده باش روی باند فرود
oleo
U
محور ضربه گیر ارابه فرود
drag line
U
طنای اویزان از بالن هنگام فرود
the bird took its perch
U
مرغ فرود امده بر چوب قرارگرفت
throwing sector
U
نقطه فرود وسیله پرتاب شده
drop zone control center
U
مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
landing
U
پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
adjusting to water
U
حرکت در هوا هنگام فرود دراب
landing attack
U
تک فرود یا پیاده شدن به ساحل با کشتی یاهواپیما
kill spring
U
فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
strip
U
نوار مین گذاری باند فرود موقتی
lodd of down
U
از دست دادن امتیاز فرود به علت پنالتی
effective beaten zone
U
منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
target approach point
U
اخرین نقطه بازرسی درمنطقه فرود یا بارریزی
landing party
U
گروه پیاده شونده به ساحل تیم فرود
radio approach
U
دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
pits
U
منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
ground loop
U
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
short round
U
گلولهای که اشتباها روی قوای خودی فرود می اید
glide ratio
U
نسبت مسافت طی شده به هرپای فرود با هواپیمای بی موتور
pants
U
پوشش ایرودینامیکی ثابت روی چرخهای ارابه فرود
pit
U
منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
vertical replenishment
U
تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
instrument landing
U
فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
decision altitude
U
ارتفاع نهایی مسیرفرودهواپیمای بی خلبان حداکثرارتفاع در مسیر فرود
arresting gear
U
قلابی برای نگه داشتن هواپیماهنگام فرود در فاصله کم
pat lowe
U
جهش با چرخش کامل از یک پا و فرود روی پای دیگر
land arm mode
U
سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
terrain avoidance
U
اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
power approach
U
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
aldis lmap
U
چراغ چشمک زن مخصوص اعلام خطرناک بودن باند فرود
marker circle
U
دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
layout
U
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
eastern roll
U
شیوه قیچی در پرش ارتفاع باغلطیدن پس از عبور از میله و فرود روی پا
layouts
U
وضع بدن بین اغاز پرش ارتفاع و فرود وارو باز
retraction lock
U
وسیله مکانیکی برای جلوگیری از جمع شدن غیرعمدی ارابه فرود
provider
U
نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
landing wires
U
سیمهایی برای متحمل شدن نیروهای وارد بر سازه هواپیما در حال فرود
providers
U
نوعی هواپیمای حمل و نقل هجومی دو موتوره قابل فرود در باندهای کوتاه
forecaddie
U
باربر وسط مسیر برای نشان دادن محل فرود گوی گلف
glideslope
U
شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
localizer
U
انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
nose gear
U
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
divided landing gear
U
ارابه فرود ثابت که هیچ محور افقی بین چرخهای ان وجود ندارد
wheel well
U
محفظهای که یک واحد ازارابه فرود را در حالتی که جمع شده است در خود جای میدهد
point of fall
U
نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
come away
U
ور امدن
lengthening
U
کش امدن
lengthen
U
کش امدن
run short
U
کم امدن
succee
U
از پی امدن
ensued
U
از پس امدن
lengthened
U
کش امدن
to pass on
U
امدن
succumb
U
از پا در امدن
peter
U
کم امدن
to come in to line
U
در صف امدن
succumbed
U
از پا در امدن
to come over
U
امدن
behoove
U
امدن به
succumbing
U
از پا در امدن
behove
U
امدن به
to fall short
U
کم امدن
succumbs
U
از پا در امدن
proves
U
در امدن
proved
U
در امدن
ensue
U
از پس امدن
lengthens
U
کش امدن
come
U
امدن
comes
U
امدن
fall short
U
کم امدن
venues
U
امدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com