Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ditching
U
فروداضطراری هواپیما روی اب خندق یا سنگر کنی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
landing strip
U
باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
landing strips
U
باند فروداضطراری هواپیما یا هلی کوپتر
ditched
U
گودال سنگر رابط خندق کندن
ditch
U
گودال سنگر رابط خندق کندن
ditches
U
گودال سنگر رابط خندق کندن
straddle trench
U
خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
parapets
U
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
parapet
U
حفاظ سنگر خاکریز جلو سنگر دیواره سنگی
slit trench
U
سنگر خندقی شکل سنگر درازکش گروهی
autorotation
U
روش فروداضطراری به علت نقص فنی
recovery airfield
U
فرودگاه مخصوص فروداضطراری هواپیماهافرودگاه یدکی
landing gear
U
چرخ هواپیما که هنگام نشستن هواپیما وزن انراتحمل میکند
approach end
U
نقطه شروع تقرب هواپیما ابتدای محوطه دویدن هواپیما
altitude sickness
U
حال به هم خوردگی در اثرارتفاع هواپیما مرض ناشی از زیاد شدن ارتفاع هواپیما
barometric leveling
U
تراز کردن هواپیما از نظرفشار جو تعادل بارومتری هواپیما
touchdowns
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
touchdown
U
تماس هواپیما با زمین سینه مال رفتن هواپیما
aircraft scrambling
U
دستور پرواز هواپیما ازوضعیت اماده باش زمینی صدور فرمان درگیری هواپیما با هدف
plane director
U
نفر هدایت کننده هواپیما هادی هواپیما
aft
U
قسمت انتهایی هواپیما بطرف عقب هواپیما
air mileage indicator
U
کیلومتر شمار هواپیما مسافت سنج هواپیما
aircraft arresting barrier
U
وسیله بازدارنده هواپیما ازحرکت مهار هواپیما
spoiler
U
صفحه دراز و باریک روی سطح بالایی هواپیما که برای کاستن سرعت یا اوج گرفتن هواپیما بلند میشود
trig
U
خندق
moat
U
خندق
trenches
U
خندق
caponiere
U
خندق
trench
U
خندق
sheugh
U
خندق
ditch
U
خندق
ditched
U
خندق
ditches
U
خندق
fosse
U
خندق
foss
U
خندق
sheuch
U
خندق
moats
U
خندق
dike
U
خندق
screwpropeller
U
پروانه هواپیما ملخ کشتی یا هواپیما
space charter
U
اختصاص جا در هواپیما رزرو کردن جا در هواپیما
retrench
U
از نو خندق ساختن
scarp
U
سراشیبی خندق
trench
U
خندق زدن
vallation
U
استحکامات خندق
grafted
U
اختلاس خندق
grafts
U
اختلاس خندق
graft
U
اختلاس خندق
sike
U
ناودان خندق
escarpments
U
سرازیری خندق
escarpment
U
سرازیری خندق
moats
U
خندق کندن
road ditch
U
خندق جاده
moat
U
خندق کندن
trenches
U
خندق زدن
coordinated turn
U
دورزدن هواپیما بطوریکه کنترلهای مربوط به دوران حول هر سه محور مورداستفاده قرار گرفته و مانع سر خوردن هواپیما به داخل یا خارج پیچ میشوند
escarpments
U
سینه کش سرازیری خندق
sacrp
U
دیوار درونی خندق
ram's horn
U
قسمتی ازاستحکامات خندق
dike
U
خندق کنی کردن
wallow course
U
خندق ضدعفونی خودروها
sacrp
U
سراشی داخلی خندق
entrench
U
خندق کندن درسنگرقراردادن
escarpment
U
سینه کش سرازیری خندق
scarp
U
دیوار درونی خندق
slit trench
U
خندق باریک جهت سنگرگیری
to go into the ditch
U
با خودرو به خندق جاده رفتن
escarp
U
سرازیری درونی خندق یاخاکریز
moments
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
moment
U
ممان وزن بار هواپیما نیروی گریز ازمرکز وزن اشیاء داخل هواپیما
holding point
U
نقطه تثبیت ردیابی هواپیما نقطه انتظار هواپیما روی صفحه رادار
roll in point
U
نقطه ورود به شاخه تک به وسیله هواپیما نقطه شروع حرکت تک هواپیما
azimuth indicator
U
شاخص سمتی هواپیما وسیله نشان دهنده زاویه سمتی هواپیما
arresting gear
U
دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
transition altitude
U
ارتفاع استاندارد هواپیما ارتفاع هواپیما طبق جداول فنی پرواز
barricading
U
سنگر
blinded
U
سنگر
pit
U
سنگر
parapet
U
سنگر
dug out
U
سنگر
emplacement
U
سنگر
rifle pit
U
سنگر
blind
U
سنگر
fox hole
U
سنگر
blinds
U
سنگر
crow's nest
U
سنگر
fort
U
سنگر
barricade
U
سنگر
barricaded
U
سنگر
barricades
U
سنگر
earthwork
U
سنگر
citadels
U
سنگر
pits
U
سنگر
trenches
U
سنگر
trench
U
سنگر
bunkers
U
سنگر
parapets
U
سنگر
bunker
U
سنگر
casemate
U
سنگر
dike-house
U
سنگر
citadel
U
سنگر
slit trench
U
سنگر
trench burial
U
دفن مردگان در خندق استفاده از قبر خندقی عمومی
aircraft cross servicing
U
سرویسهای متقابله دستگاههای هواپیما سرویس جنبی دستگاههای هواپیما
apron
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons
U
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
trench
U
گودال سنگر
bretise
U
سنگر موقت
pillbox
U
سنگر مستحکم
entrench
U
سنگر کندن
stockades
U
سنگر چوبی
trench
U
سنگر کندن
fortress
U
سنگر مستحکم
fire trench
U
سنگر اتش
stockade
U
سنگر چوبی
fortresses
U
سنگر مستحکم
bretess
U
سنگر موقت
bretesse
U
سنگر موقت
bretex
U
سنگر موقت
fire trench
U
سنگر تیراندازی
trenches
U
گودال سنگر
trenches
U
سنگر کندن
gun pit
U
سنگر توپ
bunkers
U
سنگر بتونی
bastions
U
سنگر و استحکامات
brettys
U
سنگر موقت
standard trench
U
سنگر معمولی
outwork
U
سنگر خارجی
prone shelter
U
سنگر درازکش
slit trench
U
سنگر انفرادی
brattishing
U
تزئینات سنگر
bastion
U
سنگر و استحکامات
bretisee
U
سنگر موقت
cornel
U
سنگر واستحکامات
bunker
U
سنگر بتونی
pillboxes
U
سنگر مستحکم
foxholes
U
سنگر بزانو
stronghold
U
سنگر پناهگاه
strongholds
U
سنگر پناهگاه
sumps
U
چاله سنگر
foxhole
U
سنگر بزانو
sump
U
چاله سنگر
wallow course
U
خندق مخصوص ضدعفونی خودروهایی که به مواد ش م ر الوده شده اند
dug in
U
استحکامات سنگر اماده
loopholes
U
مزغل سوراخ سنگر
dug in
U
سنگر کنده شده
hull defilade
U
سنگر گرفتن تانک
splinterproof
U
سنگر ضد ترکش گلوله
horn-work
U
[استحکامات بیرونی با دو سنگر]
ravelin
U
نیم هلالی سنگر
half-moon
U
سنگر نیم هلالی
soakage pit
U
چاله زه کشی سنگر
fortresses
U
سنگر قلعه نظامی
loophole
U
مزغل سوراخ سنگر
fortress
U
سنگر قلعه نظامی
fox hole
U
سنگر حفره روباه
troop space
U
جای انفرادی در هواپیما یاکشتی محوطه لازم برای تامین جا برای حمل پرسنل وبارهای انفرادی انها درکشتی یا هواپیما
goldie
U
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
haul defilade
U
تا ارتفاع لوله پشت سنگر
entrench
U
به سنگر رفتن سنگری شدن
pillboxes
U
سنگر بتونی جعبه قرص
protects
U
در پناه سنگر قرار دادن
protecting
U
در پناه سنگر قرار دادن
protect
U
در پناه سنگر قرار دادن
pillbox
U
سنگر بتونی جعبه قرص
clear way
U
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
bunkers
U
سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
retrench
U
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
foreland
U
زمین جلوی موضع دماغه سنگر
bunker
U
سنگر وپناهگام زیر زمینی انباربزرگ
Buddhist railing
U
[سنگر مانع مانند پرچین چوبی]
foot bank
زمین یا مسیر بلند در پشت سنگر
haul defilade
U
قرار دادن قنداق تانک درپناه سنگر
command speed
U
سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
altitude height
U
سطح مبنای اندازه گیری ارتفاع هواپیما ارتفاع هواپیما از سطح مبنا
go around mode
U
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
apparent altitude
U
ارتفاع فاهری هواپیما ارتفاع عملی هواپیما
aircraft block speed
U
سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
flight control
U
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
cut and cover shelter
U
سنگر انفرادی سر پوشیده سنگری که با کندن زمین وتهیه سرپناه تهیه میشود
point of no return
U
نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
ramp
U
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
ramps
U
سکوی هواپیما سکوی در جا زدن هواپیما
transitory shelter
U
پناهگاه یا سنگر پیش ساخته فلزی سرپناه فلزی
altitude azimuth
U
عقربه نشان دهنده ارتفاع هواپیما دستگاه نشان دهنده ارتفاع هواپیما
sullage pit
U
چاله زه کشی سنگر یا حفره زه کشی
strong point
U
پایگاه دفاعی سنگر مستحکم دفاعی
azimuth guidance
U
هدایت هواپیما از نظر سمتی هدایت سمتی هواپیما
air transportable sonar
U
سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
aeroplane
U
هواپیما
air plane
U
هواپیما
aeroplanes
U
هواپیما
aircraft
U
هواپیما
planing
U
هواپیما
air craft
U
هواپیما
planes
U
هواپیما
airplane
U
هواپیما
airplanes
U
هواپیما
planed
U
هواپیما
anti-aircraft
U
ضد هواپیما
plane
U
هواپیما
one aircraft was shot down
U
یک هواپیما
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com