Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 103 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
national culture
U
فرهنگ ملی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Arabic
U
فرهنگ عربی
vocabularies
U
فرهنگ لغات
vocabulary
U
فرهنگ لغات
lore
U
فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
lowbrow
U
بی فرهنگ
atlas
U
فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
atlases
U
فرهنگ جهان نما نقشه جهان نما
dictionaries
U
فرهنگ
dictionaries
U
فرهنگ لغات
dictionary
U
فرهنگ
dictionary
U
فرهنگ لغات
humanism
U
مسلک نوع پرستی و انسان دوستی ادبیات و فرهنگ
subculture
U
خرده فرهنگ
subculture
U
فرهنگ فرعی
subcultures
U
خرده فرهنگ
subcultures
U
فرهنگ فرعی
thesaurus
U
فرهنگ جامع
thesauruses
U
فرهنگ جامع
culture
U
فرهنگ
cultures
U
فرهنگ
culturing
U
فرهنگ
philistine
U
ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
philistines
U
ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
lexicon
U
فرهنگ
lexicons
U
فرهنگ
glossaries
U
فرهنگ لغات دشوار
glossaries
U
فرهنگ لغات فنی سفرنگ
glossary
U
فرهنگ لغات دشوار
glossary
U
فرهنگ لغات فنی سفرنگ
educative
U
فرهنگ بخش
lexicography
U
فرهنگ نویسی واژه نگاری
lexicography
U
فرهنگ نویسی
folklore
U
فرهنگ قومی
lexical
U
وابسته به فرهنگ لغات
lexical
U
وابسته به فرهنگ نویسی
abclution
U
فرهنگ ناپذیری
acculturate
نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
acculturate
U
فرهنگ پذیرفتن
acculturation
U
فرهنگ پذیری
americanist
U
متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
an a to a dictionary
U
ضمیمه فرهنگ
an a to a dictionary
U
ذیل یاملحقات فرهنگ
armenian
U
فرهنگ ارمنی
chung shin sooyak
U
فرهنگ اخلاقی تکواندو
class culture
U
فرهنگ طبقهای
culture bound tests
U
ازمونهای فرهنگ- بسته
culture fair tests
U
ازمونهای فرهنگ- نابسته
culture free tests
U
ازمونهای فرهنگ- نابسته
culturist
U
فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
data dictionary
U
فرهنگ داده ها
deculturation
U
فرهنگ زدایی
deculturation
U
فرهنگ باختگی
dictionary program
U
برنامه فرهنگ لغات
eeglish persian dictionary
U
فرهنگ انگلیسی به فارسی
enculturation
U
فرهنگ اموزی
encyclopaedia
U
فرهنگ جامع
etymologicon
U
فرهنگ مشتقات
external symbol dictionary
U
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
gazetteer
U
فرهنگ جغرافیایی
germanist
U
دانشمند فرهنگ و زبان المانی
gradus
U
فرهنگ عروضی
gradus
U
فرهنگ نظم ونثر لاتین و یونانی که سابقادر انگلستان تدریس میشده
graecism
U
فرهنگ یونانی
grecism
U
طرز یونانی فرهنگ یونانی
hellenist
U
متخصص فرهنگ یونان
intercultural
U
وابسته به فرهنگ دو کشور بین فرهنگی
iranism
U
فرهنگ ایرانی
it is ministerial to culture
U
وسیله ترقی فرهنگ است
kultur
U
فرهنگ
lexicographic
U
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
ministry education
U
وزارت فرهنگ
ministry of education
U
وزارت فرهنگ
occidentalism
U
پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
occidentalist
U
کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
onomasticon
U
فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
philistia
U
ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
rhyming dictionary
U
فرهنگ قوافی
sinologist
U
چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
sinologue
U
چین شناس ویژه گر فرهنگ وادبیات وتاریخ چین
slavicist
U
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavist
U
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
synonymize
U
الفاظ مترادف بکار بردن فرهنگ لغات هم معنی راتالیف کردن
urbiculture
U
شهر فرهنگ
vocabular
U
مربوط به فرهنگ لغات زبان
walking dictionary
U
فرهنگ متحرک
Brahmin
U
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
Brahmins
U
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
This dictionary is published(printed) in three volumes.
U
این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
This dictionary has many examples of how idioms are used .
U
این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
A dictionary tell you what words mean .
U
فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
Don't touch me!; Don't you touch me!
U
به من خیلی نزدیک نشو !
[یک متر در فرهنگ باختر]
Don't touch me!; Don't you touch me!
U
وارد منطقه شخصی من نشو !
[یک متر در فرهنگ باختر]
dictionary
U
فرهنگ لغات
glossary
U
فرهنگ لغات
lexicon
[dictionary]
U
فرهنگ لغات
word book
U
فرهنگ لغات
wordbook
U
فرهنگ لغات
floral design
U
طرح گل و بته
[قدیمی ترین فرش بافته شده با این طرح مربوط به قرن هجدهم میلادی در منطقه قفقاز روسیه می باشد. این طرح به گونه های مختلف بافته شده و ریشه در فرهنگ کشور دارد مثل گل لاله در فرش ترکیه.]
tribial rugs
U
فرش های عشایری
[فرش های ایلی]
[اینگونه فرش ها ریشه در آداب و رسوم و فرهنگ هر منطقه داشته و تابلوئی از زندگی ایشان را به نقش می کشد.]
Indian style
U
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
Other Matches
homestay
U
خانواده مهمان دار
[کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
Japonaiserie
U
[از بعد از نیمه قرن نوزدهم میلادی طراحی ژاپنی متاثر از فرهنگ غرب بویژه در صنایع دستی و زیبایی شناسی بوجود آمد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com