Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
A dictionary tell you what words mean .
U
فرهنگ زبان معنی کلمات را میدهد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
semantics
U
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
synonymize
U
الفاظ مترادف بکار بردن فرهنگ لغات هم معنی راتالیف کردن
americanist
U
متخصص زبان یا فرهنگ امریکایی
vocabular
U
مربوط به فرهنگ لغات زبان
germanist
U
دانشمند فرهنگ و زبان المانی
thesauruses
U
فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
thesaurus
U
فایلی که حاوی کلمات هم معنی با کلمهای است که در متن در صورت دیکته غلط جایگزین شود
This dictionary is published(printed) in three volumes.
U
این فرهنگ زبان درسه جلد منتشر گردیده است
HTML
U
مجموعهای از کدهای مخصوص که نحوه و نوعی که برای نمایش متن به کار می رود نشان میدهد و امکان ارتباط از طریق کلمات خاص درون متن به بخشهای دیگر متن یا متنهای دیگر میدهد
homestay
U
خانواده مهمان دار
[کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
What does this mean?
U
این چه معنی میدهد؟
VRML
U
سیستمی که به سازندگان امکان ایجاد کلمات سه بعدی در صفحه وب میدهد
whyŠthere is the answer
U
شرط در امده تقریبا معنی میدهد
name
U
لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
names
U
لیست کلمات رزرو و دستورات در یک زبان و آدرس ها در کامپیوتر که به آنها مربوط می شوند
tabulator
U
بخشی از ماشین تایپ یا کلمه پرداز که کلمات و اعداد رابه صورت خودکار در ستون هایی قرار میدهد
flash card
U
ورقهای که روی ان کلمات یااعداد یا تصاویری نوشته شده و معلم انرا برای زمان کوتاهی بشگردان نشان میدهد
onomasticon
U
فرهنگ نامهای خاص فرهنگ اسامی مردم
chickens come home to roost
<idiom>
U
زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد
metalanguage
U
زبانی که یک زبان برنامه نویسی را شرح میدهد
semicolon
U
که انتهای خط برنامه یا عبارت را در برخی زبان ها نشان میدهد.
speech
U
بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
speeches
U
بررسی کلمات صحبت به طوری که کامپیوتر کلمات و دستورات را تشخیص دهد
slices
U
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slice
U
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
orientated
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان ساده برخی مشکلات را میدهد
problem
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد
problems
U
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان بیان مشکلات شخصی را به سادگی میدهد
postscript
U
سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
postscripts
U
سیستم زبان گرافیکی که به کاربر امکان مشاده آنچه روی چاپگر فاهر میشود میدهد
language
U
نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
languages
U
نرم افزاری که به کاربر امکان وارد کردن برنامه به زبان خاص و سپس اجرای آن میدهد
spellchecker
U
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spelling checker
U
لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
extensible
U
زبان برنامه نویسی کامپیوتری که به کاربر امکان افزودن نوع داده و دستورات خاص خود را میدهد
macro
U
زبان برنامه نویسی که به برنامه نویس امکان تعریف و استفاده از دستورات ماکرو میدهد
zero compression
U
روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
thread
U
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
threads
U
زبان برنامه نویسی که به بخشهای زیادی از کد امکان نوشتن و پس استفاده توسط برنامه اصلی میدهد
acceptation
U
قبول معنی عرف معنی مصطلح
report program generator
U
زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
musicom
U
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
signifies
U
معنی دادن معنی بخشیدن
signifying
U
معنی دادن معنی بخشیدن
signify
U
معنی دادن معنی بخشیدن
Windows API
U
مجموعه توابع و دستورات استاندارد که توسط ماکروسافت معرفی شده اند و به برنامه نویس امکان کنترل سیستم عامل ویندوز را از طریق زبان برنامه نویسی میدهد
dictionaries
U
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary
U
1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
languages
U
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
language
U
زبان در سیستم هدایت پایگاه داده ها که امکان میدهد در پایگاه داده ها به راحتی جستجو شود و پرسش شود
translator
U
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
translators
U
برنامهای که برنامه زبان سطح بالا را به زبان دیگر ترجمه میکند
languages
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language
U
برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
assembly
U
زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
language
U
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
languages
U
استفاده از کامپیوتر برای ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر
host language
U
زبان برنامه نویسی که در ان زبان دیگری شامل شده و یاجاسازی گردیده است
compiler
U
که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
snobol
U
Language OrientedSymbolic String اسنوبال زبان سمبولیک رشته گرا زبان نمادی با گرایش رشتهای
linguo dental
U
زبان و دندانی با زبان و دندان درست شده
targetting
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targetted
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targets
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeting
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
target
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
targeted
U
زبانی که زبان از زبان اصلی به آن ترجمه خواهد شد
logical
U
حرف یا کلمهای که عمل منط قی که انجام میدهد را شرح میدهد.
author language
U
زبان برنامه نویسی که به منظور طراحی برنامههای اموزشی برای سیستم CAI یافرمان توسط کامپیوتراستفاده میشود زبان تالیف
modula
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که توسط Wirth Niklasبه عنوان جانشین زبان پاسکال ساخته شده است مدولا- 2
professional slang
U
زبان پیشهای یا حرفهای زبان زرگری
mealymouthed
U
ادم چرب زبان شیرین زبان
He is speechless (inarticulate).
U
سرو زبان ندارد ( بی زبان است)
bal
U
زبان ساده شده زبان اسمبلی
dma
U
UPC ای که به کنترولی DMA اجازه ارسال داده روی باس در حین دورههای ساعت میدهد وقتی که دستورات داخلی یا NOP را انجام میدهد
languages
U
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
language
U
مترجم زبان از یک زبان به کد ماشین .
interprets
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreted
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
interpreting
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
Arabic
U
زبان تازی زبان عربی
interpret
U
ترجمه از یک زبان به زبان دیگر
glib
U
چرب زبان زبان دار
lexicon
U
فرهنگ
lexicons
U
فرهنگ
kultur
U
فرهنگ
dictionary
U
فرهنگ
cultures
U
فرهنگ
culturing
U
فرهنگ
culture
U
فرهنگ
dictionaries
U
فرهنگ
lowbrow
U
بی فرهنگ
enculturation
U
فرهنگ اموزی
gradus
U
فرهنگ عروضی
subcultures
U
خرده فرهنگ
thesauruses
U
فرهنگ جامع
thesaurus
U
فرهنگ جامع
subcultures
U
فرهنگ فرعی
gazetteer
U
فرهنگ جغرافیایی
subculture
U
فرهنگ فرعی
graecism
U
فرهنگ یونانی
subculture
U
خرده فرهنگ
vocabulary
U
فرهنگ لغات
national culture
U
فرهنگ ملی
dictionaries
U
فرهنگ لغات
dictionary
U
فرهنگ لغات
Arabic
U
فرهنگ عربی
data dictionary
U
فرهنگ داده ها
deculturation
U
فرهنگ زدایی
class culture
U
فرهنگ طبقهای
an a to a dictionary
U
ضمیمه فرهنگ
iranism
U
فرهنگ ایرانی
armenian
U
فرهنگ ارمنی
encyclopaedia
U
فرهنگ جامع
urbiculture
U
شهر فرهنگ
etymologicon
U
فرهنگ مشتقات
ministry of education
U
وزارت فرهنگ
ministry education
U
وزارت فرهنگ
walking dictionary
U
فرهنگ متحرک
vocabularies
U
فرهنگ لغات
deculturation
U
فرهنگ باختگی
rhyming dictionary
U
فرهنگ قوافی
acculturation
U
فرهنگ پذیری
acculturate
U
فرهنگ پذیرفتن
abclution
U
فرهنگ ناپذیری
dictionary
U
فرهنگ لغات
lexicon
[dictionary]
U
فرهنگ لغات
word book
U
فرهنگ لغات
lexicography
U
فرهنگ نویسی
folklore
U
فرهنگ قومی
wordbook
U
فرهنگ لغات
educative
U
فرهنگ بخش
glossary
U
فرهنگ لغات
support
U
CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
graphics
U
پردازنده جانبی که سرعت نمایش را افزایش میدهد. محل پیکس ها را محاسبه میکند که خط c شکل را می سازند و آنها را نمایش میدهد
ToolTips
U
برنامهای که تحت ویندوز کار میکند و یک خط از متن را زیر یک نشانه نشان میدهد وقتی که کاربر نشانه را روی آن قرار میدهد
culture bound tests
U
ازمونهای فرهنگ- بسته
glossaries
U
فرهنگ لغات دشوار
glossary
U
فرهنگ لغات دشوار
culture free tests
U
ازمونهای فرهنگ- نابسته
hellenist
U
متخصص فرهنگ یونان
culture fair tests
U
ازمونهای فرهنگ- نابسته
lexical
U
وابسته به فرهنگ نویسی
chung shin sooyak
U
فرهنگ اخلاقی تکواندو
an a to a dictionary
U
ذیل یاملحقات فرهنگ
eeglish persian dictionary
U
فرهنگ انگلیسی به فارسی
lexical
U
وابسته به فرهنگ لغات
dictionary program
U
برنامه فرهنگ لغات
scottish gaelic
U
زبان محلی مردم اسکاتلند وابسته به زبان گالیک اسکاتلند
Brahmins
U
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
it is ministerial to culture
U
وسیله ترقی فرهنگ است
glossaries
U
فرهنگ لغات فنی سفرنگ
Brahmin
U
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
glossary
U
فرهنگ لغات فنی سفرنگ
occidentalism
U
پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
slavist
U
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavicist
U
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
lexicography
U
فرهنگ نویسی واژه نگاری
philistines
U
ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
intercultural
U
وابسته به فرهنگ دو کشور بین فرهنگی
philistia
U
ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
culturist
U
فرهنگ خواه هواخواه تهذیب وپرورش
philistine
U
ادم بی فرهنگ وبی ذوق ومادی
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
Don't touch me!; Don't you touch me!
U
به من خیلی نزدیک نشو !
[یک متر در فرهنگ باختر]
Indian style
U
[سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
acculturate
نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
humanism
U
مسلک نوع پرستی و انسان دوستی ادبیات و فرهنگ
This dictionary has many examples of how idioms are used .
U
این فرهنگ مثالهای زیادی از کاربرد اصطلاحات دارد
Don't touch me!; Don't you touch me!
U
وارد منطقه شخصی من نشو !
[یک متر در فرهنگ باختر]
supervisory
U
1-سیگنالی که نشان میدهد آیا مدار مشغول است یا خیر. 2-سیگنالی که وضعیت وسیله را نشان میدهد
the f. words
U
کلمات زیرین
terminology
U
کلمات فنی
verbalist
U
منقد کلمات
terminologies
U
کلمات فنی
word salad
U
سالاد کلمات
apothegm
U
کلمات قصار
spate
U
سیل کلمات
code words
U
کلمات رمزی
declension
U
صرف کلمات
code word
U
کلمات رمزی
control words
U
کلمات کنترلی
word of mouth
U
کلمات مصطلح
VIP
U
مخفف کلمات
play on words
<idiom>
U
بازی با کلمات
logion
U
کلمات قصار
VIPs
U
مخفف کلمات
shan't
U
مخفف کلمات not shall
contents
U
کلمات یک نامه
i ran the words through
U
ان کلمات را خط زدم
addressing
U
و کلمات افست
occidentalist
U
کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
euphony
U
خوش اهنگی کلمات
permutation table
U
جدول کلمات رمز
padding
U
کلمات یارکوردهای ساختگی
voder
U
یک ترکیب کننده کلمات
aphorisms
U
پند کلمات قصار
aphorism
U
پند کلمات قصار
jiving
U
کلمات بیهوده واحمقانه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com