Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
ossuary
U
فرف مخصوص نگاهداری استخوانهای مرده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bandbox
U
جعبهء مقوایی مخصوص نگاهداری کلاه
livery stable
U
اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
palatine bones
U
استخوانهای کامی استخوانهای کام
palatines
U
استخوانهای کامی استخوانهای کام
pyre
U
توده هیزم مخصوص اتش زدن جسد مرده
pyres
U
توده هیزم مخصوص اتش زدن جسد مرده
keb
U
میشی که بره مرده انداخته یابره اش مرده است
stillborn
U
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirth
U
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
stillbirths
U
زایمان بچه مرده جنین مرده بدنیا امده
dog cheap
U
مفت مسلم بقیمت سگ مرده یاصاحب مرده
dead wool
U
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
metatarsus
U
استخوانهای کف پا
long bone
U
استخوانهای دراز
vertebrate
U
استخوانهای مهره
vertebrates
U
استخوانهای مهره
vertebral
U
استخوانهای مهره
vertebra
U
استخوانهای مهره
paries
U
استخوانهای جداری
metacarpus
U
استخوانهای کف دست ودست
diaphysial
U
مربوط ببدنهء استخوانهای دراز
diaphyseal
U
مربوط ببدنهء استخوانهای دراز
withers
U
قسمت واقع بین استخوانهای کتف
knuckle sprue
U
استخوانهای ریخته گری-فولادی که در داخل کانالهاباقی می ماند
cross bones
U
شکل استخوانهای ران که زیرشکل کاسه سرمیگذارندونشانه مرگ است
keep
U
نگاهداری
maintenance
U
نگاهداری
internment
U
نگاهداری
support
U
نگاهداری
retention
U
نگاهداری
keeps
U
نگاهداری
subsistence
U
نگاهداری
poise
U
ثبات نگاهداری
term of maintenance
U
مهلت نگاهداری
term of maintenance
U
دوره نگاهداری
retentiveness
U
نیروی نگاهداری
normal maintenance
U
نگاهداری بهنجار
holds
U
چسبیدن نگاهداری
to give support to
U
نگاهداری کردن
maintainable
U
قابل نگاهداری
irretentive
U
ناتوان در نگاهداری
hold
U
چسبیدن نگاهداری
retainer
U
حکم نگاهداری و ضبط
baby-sitting
U
از بچه نگاهداری کردن
baby-sat
U
از بچه نگاهداری کردن
gasholders
U
محفظه نگاهداری گاز
baby-sits
U
از بچه نگاهداری کردن
retainers
U
حکم نگاهداری و ضبط
baby-sit
U
از بچه نگاهداری کردن
gasholder
U
محفظه نگاهداری گاز
baby sit
U
از بچه نگاهداری کردن
nursery
U
محل نگاهداری اطفال شیرخوار
vivarium
U
جای نگاهداری جانوران زمینی
nurseries
U
محل نگاهداری اطفال شیرخوار
poor rate
U
مالیات برای نگاهداری بی نوایان
lute
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes
U
گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
olericulture
U
سبزی فروشی فراوردن و نگاهداری سبزیجات
sacristy
U
محل نگاهداری فروف مقدسه کلیسا
warrens
U
جای نگاهداری خرگوش وجانوران دیگر
warren
U
جای نگاهداری خرگوش وجانوران دیگر
writes
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write
U
وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil
U
روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces
U
مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics
U
کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
bookend
U
تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
bookends
U
تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
flying shore
U
تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
registering
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registers
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register
U
که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
deleted
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete
U
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code
U
کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
refresh buffer
U
یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
his heart sank
U
دل مرده شد
hearse
U
مرده کش
hearses
U
مرده کش
exanimate
U
مرده
at rest
U
مرده
defunct
U
مرده
dead
U
مرده
in the dust
U
مرده
vapid
U
مرده
low spirited
U
دل مرده
low-spirited
U
دل مرده
extinct
U
مرده
lifeless
U
مرده
one man
U
یک مرده
deceased
U
مرده
six feet under
<idiom>
U
مرده
one-man
U
یک مرده
dull finish
U
کالیبر مرده
defunct
U
مرده درگذشته
exanimate
U
دل مرده وبیروح
down with him
U
مرده باد
dull finish
U
رخده مرده
time lag
U
زمان مرده
cremation
U
مرده سوزانی
idle wire
U
سیم مرده
idle turn
U
کلاف مرده
inhumationist
U
مرده خاک کن
autopsies
U
تشریح مرده
time lags
U
زمان مرده
ground swell
U
موج مرده
dead soils
U
خاکهای مرده
necrophagous
U
مرده خور
autopsy
U
تشریح مرده
cremations
U
مرده سوزانی
death mask
U
قیافه مرده
death masks
U
قیافه مرده
dead volume
U
حجم مرده
dead time
U
زمان مرده
dead storage
U
حجم مرده
dead storage
U
گنجایش مرده
dead space
U
فضای مرده
dead rise
U
فاصله مرده
dead band
U
نوار مرده
dead ball
U
توپ مرده
dead as a d.
U
بکلی مرده
dead load
U
بار مرده
blate
U
روح مرده
deadball
U
توپ مرده
out of play
U
توپ مرده
widower
U
مرد زن مرده
death's head
U
جمجمه مرده
widowers
U
مرد زن مرده
death watch
U
پاسبان مرده
playing dead
U
مرده نمایی
death feigning
U
مرده نمایی
swells
U
موج مرده
death day
U
سال مرده
deadness
U
حالت مرده
swelled
U
موج مرده
air slaked lime
U
اهک مرده
swell
U
موج مرده
morgue
U
مرده خانه
saprophage
U
مرده خوار
resurrection man
U
مرده دزد
necrophobia
U
مرده هراسی
necrolatry
U
مرده پرستی
reliquiae
U
مرده ریگ
pah
U
مرده شور
parted
U
درگذشته مرده
necrophagous
U
مرده خوار
necrophilia
U
مرده گرایی
stillbirth
U
مرده زاد
stillbirths
U
مرده زاد
dead as a doornail
<idiom>
U
کاملا مرده
non productive time
U
زمان مرده
necropsy
U
مرده نگری
morgues
U
مرده خانه
resurrectionist
U
مرده دزد
still born
U
مرده بدنیاامده
lyke wake
U
پاسبانی مرده در شب
murrain
U
گوشت مرده
necromania
U
مرده پرستی
living corpse
U
مرده متحرک
slaked lime
U
اهک مرده اهک مرده
back lash eliminator
U
تعادل در مسیر مرده
aeropause
U
منطقه جوی مرده
cadaveric
U
دارای رنگ مرده
time lags
U
فاصله زمانی مرده
autopsy
U
تشریح نسج مرده
balefire
U
اتش مرده سوزانی
Speak well of the dead .
<proverb>
U
پشت سر مرده بد نگو.
sequestrum
U
قسمت بافت مرده
departed
U
مرده درگذشته مرحوم
d. paleness
U
رنگ ارام مرده
death mask
U
ماسک صورت مرده
cirerar yurn
U
فرف خاکستر مرده
He is not dead by any chance , is he ?
U
نکند مرده باشد ؟
protoxlead
U
سنگ مرده مرتک
autopsies
U
تشریح نسج مرده
death masks
U
ماسک صورت مرده
blast it
U
مرده شورش را ببرد
still born
U
مرده زاییده شده
sloughy
U
شبیه پوست مرده
time lag
U
فاصله زمانی مرده
dead-house
U
مرده شوی خانه
necromimesis
U
خود مرده انگاری
mortuary
U
مرده شوی خانه
mortuaries
U
مرده شوی خانه
gralloch
U
احشای گوزن مرده
funeral home
U
مرده شوی خانه
he seems to have died
U
ازقرارمعلوم مرده است
inheritances
U
مرده ریگ وراثت
eloge
U
ستایش شخص مرده
plague on it
U
مرده شورش ببرد
inheritance
U
مرده ریگ وراثت
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
sciomantic
U
غیبگو از روی سایه مرده
heritage
U
مرده ریگ سهم موروثی
natimortality
U
امار مرده زاییده شدگان
prosector
U
تشریح کننده بدن مرده
palls
U
تابوت محتوی مرده حائل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com