English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
asymmetric top U فرفرهای بی تقارن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
strobic U فرفرهای
scroll bone U استخوان فرفرهای
trochoid U محوری فرفرهای
symmetry top U فرفرهای متقارن
pinwheel U فرفرهای چرخ سنجاقی
cone crusher U سنگ شکن فرفرهای
turbinal U پیچی شکل فرفرهای
English U گردش فرفرهای گوی بیلیارد
turbinate U فرفرهای مانند مخروط وارونه مارپیچ
natural english U گردش فرفرهای گوی بیلیارددر همان سمت اصلی پس ازبرخورد با گوی دیگر
isochronism U تقارن
parallelism U تقارن
simultaneeity U تقارن
synmetry U تقارن
synchronization U تقارن
symmetrization U تقارن
symmetry U تقارن
polarity U تقارن
polarities U تقارن
skewness U عدم تقارن
asymmetry U عدم تقارن
Symmetry U تقارن [ریاضی]
impedance balancing U تقارن امپدانس
rotational symmetry U تقارن چرخشی
symmetry point U نقطه تقارن
point of symmetry U نقطه تقارن
symmetry element U عنصر تقارن
symmetry group U گروه تقارن
symmetry lines U خطوط تقارن
geometrical <adj.> U تقارن در طرح
zygomorphic U دارای تقارن
symmetry plane U صفحه تقارن
transational symmerty U تقارن انتقالی
synchrony U انطباق تقارن
symmetry operation U عمل تقارن
symmetry number U عدد تقارن
plane of symmetry U صفحه تقارن
plane of symmetry U سطح تقارن
axis of symmetry U محور تقارن
symmetry axis U محور تقارن
axis of symmery U محور تقارن
isodimorphism U تقارن دو شکلی
asymmetric carbon U کربن بی تقارن
asymmetrical conductivity U برقرسانایی بی تقارن
center of symmerty U مرکز تقارن
symmerty center U مرکز تقارن
mirror symmerty U تقارن ایینهای
asymmetric system U دستگاه بی تقارن
asymmetric substance U جسم بی تقارن
pseudosymmetry U شبه تقارن
asymmetric molecule U مولکول بی تقارن
actinomorphic U دارای تقارن شعاعی
time average symmetry U تقارن میانگین زمانی
axial rotation symmerty U تقارن چرخشی محوری
actinomorphous U دارای تقارن شعاعی
blemish [mistake] U عدم تقارن در بافت
conservation of orbital symmerty U بقای تقارن اوربیتال
simple axis of symmetry U محور ساده تقارن
mirror plane of symmetry U صفحه تقارن اینهای
isochronism U ایجاد تقارن همزمانی
plane of mirror symmetry U صفحه تقارن اینهای
alternating axis of symmerty U محور تقارن متناوب
positive skewness U عدم تقارن مثبت
eurythmy U هم اهنگی و تقارن ساختمان
eurhythmy U هم اهنگی و تقارن ساختمان
anomalous weave U بی نظمی و عدم تقارن در بافت
parametron U عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
anomal design U طرح شلوغ و بدون تقارن
axis U محور تقارن مهره اسه
symmetry allowed reaction U واکنش مجاز از لحاظ تقارن
incommensurability U عدم تقارن سنجش ناپذیری
asymmetric local deformation U تغییر شکل موضعی بی تقارن
isodimorphism U تقارن و هم شکلی بین دو چیز دوشکل
counter vailing power U تقارن دو نیروی اقتصادی نیروهای متقارن
angle og sideship U زاویه بین صفحات تقارن وجهت حرکت
move of pattern U [وجود تقارن و هماهنگی نگاره ها پس از اتمام بافت در مقایسه با نقشه]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com