Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
presumptive
U
فرضی احتمالی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contingencies
U
عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
contingency
U
عملیات احتمالی پیش امد احتمالی
assumed decimal point
U
ممیز فرضی نقطه اعشار فرضی
assumed grid
U
شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
contingency option program
U
برنامه راه کارهای احتمالی برنامه عملیات مختلف احتمالی
false origin
U
مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
possibly
<adv.>
U
احتمالی
probabilistic
U
احتمالی
conceivably
<adv.>
U
احتمالی
as may be the case
<adv.>
U
احتمالی
contingency
U
احتمالی
contingencies
U
احتمالی
even tual
U
احتمالی
contingently
<adv.>
U
احتمالی
probable
U
احتمالی
eventual
U
احتمالی
adventures
U
خطر احتمالی
probable error
U
اشتباه احتمالی
probable error
U
خطای احتمالی
acatalepsy
U
فلسفهء احتمالی
contingency plan
U
طرح احتمالی
ramifications
U
تبعات احتمالی
probabilistic model
U
مدل احتمالی
adventure
U
خطر احتمالی
contingent liabilities
U
بدهیهای احتمالی
prospects
U
مشتری احتمالی
contenders
U
برنده احتمالی
contender
U
برنده احتمالی
gambling
U
خطر احتمالی
prospecting
U
مشتری احتمالی
prospected
U
مشتری احتمالی
prospect
U
مشتری احتمالی
PE
U
خطای احتمالی
risk
U
خطر احتمالی
probability cost
U
بهای احتمالی
risked
U
خطر احتمالی
risking
U
خطر احتمالی
contingent liability
U
بدهی احتمالی
contingent profit
U
منفعت احتمالی
probability limits
U
حدود احتمالی
probabilistic model
U
الگوی احتمالی
probabilism
U
احتمالی نگری
risks
U
خطر احتمالی
probabilism
U
انتخاب وجه احتمالی
break up of the a proposed marriage
U
به هم خوردن ازدواج احتمالی
radial probability density
U
چگالی شعاعی احتمالی
likly
U
باور کردنی احتمالی
contingency plan
U
طرح عملیات احتمالی
vertical probable error
U
اشتباه احتمالی قائم
likely
U
باور کردنی احتمالی
likelier
U
باور کردنی احتمالی
likeliest
U
باور کردنی احتمالی
hypothetical
U
فرضی
presumptive
U
فرضی
assumed
U
فرضی
theoretical
U
فرضی
imaginary
U
فرضی
obligatory
U
فرضی
presumptive title
U
حق فرضی
phantom line
U
خط فرضی
hypothetial
U
فرضی
hypothetic
U
فرضی
an imaginary line
U
خط فرضی
agonic line
U
خط فرضی
assumptive
U
فرضی
supposed
U
فرضی
suppositional
U
فرضی
suppositive
U
فرضی
suppisitive
U
فرضی
contingent effects
U
اثرات احتمالی انفجار هستهای
probable
U
باور کردنی امر احتمالی
buffer zones
U
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
buffer zone
U
منطقه جلوگیری ازخطر احتمالی
contingent zone of fire
U
منطقه اتش احتمالی توپخانه
range probable error
U
اشتباه احتمالی برد توپ
norm point
U
نقطه احتمالی فرود در پرش
contingencey forces
U
نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
notional income
U
درامد فرضی
persumptive death
U
موت فرضی
supposed death
U
موت فرضی
presumed death
U
موت فرضی
presumption of death
U
موت فرضی
assumed name
U
نام فرضی
presumptive title
U
سمت فرضی
suppositious
U
فرضی خیالی
fictitious thickness
U
ضخامت فرضی
theoretical competition
U
رقابت فرضی
john done
U
اسم فرضی
implied trust
U
مسئولیت فرضی
dead reckoning
U
محل فرضی
hypothetical case
U
دعوی فرضی
hypostatic
U
اصلی- فرضی
supposedly
U
بطور فرضی
suppositions
U
فرضی انگاشتی
dead reckoning
U
نقطه فرضی
assumed position
U
موضع فرضی
fictitious thickness
U
ضخامت فرضی
line of scrimmage
U
خط فرضی تجمعی
hypothetical construct
U
سازه فرضی
arbitrary control
U
کنترل فرضی
assumed azimuth
U
گرای فرضی
supposition
U
فرضی انگاشتی
assumed orientation
U
توجیه فرضی
assumed mean
U
میانگین فرضی
contingency retention stock
U
اقلام ذخیره برای عملیات احتمالی
confidence level
U
احتمالی که یک عدد در محدوده قرار بگیرد
dope
U
اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
dopes
U
اطلاعات درباره نتیجه احتمالی مسابقه
conceptual nervous system
U
دستگاه عصبی فرضی
agonic line
U
خط فرضی روی نقشه
assumed grid
U
شبکه بندی فرضی
rule of thumb
U
حساب تخمینی و فرضی
warrant of presumed death
U
حکم موت فرضی
fictitious force
U
نیروی فرضی
[فیزیک]
ideals
U
نمونه کامل فرضی
cone of scape
U
مخروط فرضی در اگزوسفر
implied malice
U
سوء نیت فرضی
hypotheses
U
قضیه فرضی نهشته
hypothetico deductive method
U
روش فرضی- قیاسی
intervening variable
U
متغیر فرضی رابط
offside line
U
خط فرضی موازی با دروازه
home whistle
U
امتیاز واقعی یا فرضی
ideal
U
نمونه کامل فرضی
hypothesis
U
قضیه فرضی نهشته
differential ballistic wind
U
باد بالیستیکی فرضی
presumption of the death decree
U
حکم موت فرضی
presumption of death decree
U
حکم موت فرضی
contingency support stocks
U
اقلام ذخیره برای پشتیبانی عملیات احتمالی
circular probable error
U
دایره پراکندگی گلوله ها اشتباه احتمالی دایرهای
arbitrary control
U
کنترل با استفاده از گرایامختصات فرضی
head string
U
خط عرضی فرضی وسط میزبیلیارد
hypostasis
U
موجود فرضی حالت تعلیق
lay line
U
خط فرضی مسیر قایق به مقصد
graviton
U
واحد بنیادی فرضی گرانش
loading for contingencies
U
کارمزدی که بابت هزینههای احتمالی به حق بیمه اضافه میشود
tabula rasa
U
مرحله فرضی فکری خالی ازافکاروتخیلات
assumed orientation
U
توجیه فرضی وسایل نقشه برداری
four yard line
U
خط فرضی 4 متر به موازات دوازه واترپولو
It is quite a hypothetical case .
U
این یک قضیه کاملا" فرضی است
long string
U
خط فرضی از وسط طول میزکیسه دار بیلیارد
searchingly
U
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searched
U
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
searches
U
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
search
U
بررسی خریدار ملک جهت اطلاع از اشکالات احتمالی مربوط به مبیع
Utopia
U
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
Utopias
U
دنیای فرضی که در ان همه چیز در حداعلی نیکو است
data line
U
خط فرضی که نمایشگر حدفاصله بین دو روز عملیات میباشد
purpuric acid
اسید فرضی که نمک های آن ارغوانی رنگ هستند
armed peace
U
حالتی که دولتهابدون درگیری نظامی خود رابرای جنگ احتمالی اماده می کنند
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects.
U
در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
bomb release line
U
خط فرضی دور هدف که هواپیما بمب خود را داخل ان رها میکند
telegony
U
انتقال فرضی صفات ونفوذاخلاقی شوهر اول در بچههای زن از شوهران بعدی
yard marker
U
خطوط فرضی یا واقعی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
yard line
U
خطوط واقعی یا فرضی روی زمین فوتبال امریکایی بعرض یک یارد از یکدیگر
isallobar
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
isallobaric
U
خط فرضی که نقاط دارای فشار جوی مساوی در زمان معینی رانشان میدهد
point of fall
U
نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
rhumb line
U
خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
preventive justice
U
قسمتی ازحقوق که به بررسی اقدامات مختلفی که برای جلوگیری ازارتکاب جرم از ناحیه تبهکاران احتمالی لازم است اختصاص دارد
chapman region
U
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
talweg
U
خط فرضی موجوددر رود یا نهر که اگر این رود یا نهر بین دو کشورمشترک باشد خط مذکور مرزان دو محسوب خواهد شد
indemnity
U
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
indemnities
U
تضمین جبران خسارت احتمالی اینده تضمین هر نوع خسارت
implied trust
U
امانت فرضی حالتی است که کسی به حکم مندرج در قانون و یاجمع شدن شرایطی که قانون پیش بینی کردن عنوان امین می یابد و یا در موردی مسئول تلقی میشود بدون انکه شخصا" به این امرتمایل داشته باشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com