English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
relativity U فرضیه نسبی
permanent income hypothesis U فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
relative income U درامد نسبی
permanent income hypothesis U این فرضیه توسط میلتون فریدمن بیان شده که بر اساس ان مصرف تابعی ازانچه که وی انرا درامد دائمی
relative income hypothesis U براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
disposable personal income U درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
gini coefficient U شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income U توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
relative plot U موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
regressive income tax U مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
hypotheses U فرضیه
theory U فرضیه
theories U فرضیه
postulation U فرضیه
hypothesis U فرضیه
accidentalism U فرضیه
Q.E.D U فرضیه
theories U نگره فرضیه
design assumption U فرضیه حساب
assumed <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
hypothesis testing U فرضیه ازمایی
preconditioned <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
contraction hypothesis U فرضیه انقباض
alternative hypothesis U فرضیه مقابل
presupposed <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
presumed <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
approximate assumption U فرضیه تقریب
voluntarism U فرضیه ارادی
validation of a hypothesis U اعتبار یک فرضیه
theory U نگره فرضیه
drainage hypothesis U فرضیه زهکشی
null hypothesis U فرضیه صفر
premised <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
evolution U فرضیه سیرتکامل
whorf's hypothesis U فرضیه وورف
theory U فرضیه علمی تعلیم
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
theories U فرضیه علمی تعلیم
continuum hypothesis [CH] U فرضیه پیوستار [ریاضی]
validation of a hypothesis U تحقق پذیری یک فرضیه
natural rate hypothesis U فرضیه نرخ طبیعی
sciametry U فرضیه کسوف وخسوف
planetesimal hypothesis U فرضیه ذرات سیارهای
prerecognition hypothesis U فرضیه پیش شناخت
to collapse U موفق نشدن [مذاکره یا فرضیه]
premise U فرض قبلی فرضیه مقدم
to collapse U درهم شکستن [مذاکره یا فرضیه]
premised U فرض قبلی فرضیه مقدم
premisses U فرض قبلی فرضیه مقدم
legal fiction U فرض قانونی فرضیه حقوقی
polygenism U فرضیه تحد دمبدا بشر
to collapse U بهم خوردن [مذاکره یا فرضیه]
evolutionist U معتقد به فرضیه تکامل یافرگشت
coherence U فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
kinetic theory U فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
null hypothesis U فرضیه اولیهای که مورد ازمون قرارمیگیرد
theorises U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizing U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizes U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorized U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorize U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorising U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorised U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
thermostatics U اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
comparative U نسبی
relative U نسبی
relative humidity U نم نسبی
respective U نسبی
proportional U نسبی
consanguineous U نسبی
relative code U کد نسبی
proportional limit U حد نسبی
comparatives U نسبی
self relative U نسبی
ipsative scale U مقیاس نسبی
comparative cover U پوشش نسبی
relative address U نشانی نسبی
distortion factor U مانده نسبی
consanguinity U قرابت نسبی
persons related to another by descent U اقارب نسبی
relationship by bood U قرابت نسبی
relative humidity U رطوبت نسبی
proportional tax U مالیات نسبی
proportional representation U انتخابات نسبی
persons related to another by parentage U اقارب نسبی
relative frequency U بسامد نسبی
proportional liability partnership U شرکت نسبی
relative harmonic content U مانده نسبی
fractional error U خطای نسبی
comparative costs U هزینههای نسبی
emissivity U تابش نسبی
blood relationship U خویشاوندی نسبی
relative compaction U تراکم نسبی
relative density U چگالی نسبی
relative error U خطای نسبی
relative dispersion U پراکندگی نسبی
relative density U دانسیته نسبی
blood relationship U قرابت نسبی
relationship by blood U خویشاوندی نسبی
comparative advantage U مزیت نسبی
comparative advantage U برتری نسبی
ipsative score U نمره نسبی
relative address آدرس نسبی
relative bearing U گرای نسبی
relative bearing U جهت نسبی
relationship by blood U قرابت نسبی
relative U خودی نسبی
relative solvation U حلالپوشی نسبی
relative solubility U انحلالپذیری نسبی
relative prices U قیمتهای نسبی
sib U منسوب نسبی
relative precision U دقت نسبی
relative permitivity U گذردهی نسبی
relative permeability U نفوذپذیری نسبی
relative nullity U بطلان نسبی
relative term U لفظ نسبی
relative value U مقدار نسبی
whole blood U قرابت نسبی
stranger in blood U غیر نسبی
self relative address U نشانی نسبی
sanguinity U قرابت نسبی
relativism U نسبی نگری
relativeness U نسبی بودن
relative wind U باد نسبی
relative viscosity U گرانروی نسبی
relative velocity U سرعت نسبی
relative movement U حرکت نسبی
relative jurisdiction U صلاحیت نسبی
relative majority U اکثریت نسبی
relative location U ترتیب نسبی
relative motion U حرکت نسبی
genealogical U نسبی شجرهای
relative importance U اهمیت نسبی
specific gravity U چگالی نسبی
relative maximum U ماکزیمم نسبی
relative minimum U حداقل نسبی
relative minimum U می نیمم نسبی
specific gravities U چگالی نسبی
relative maximum U حداکثر نسبی
what is U فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
cultural relativism U نسبی نگری فرهنگی
true air speed U سرعت نسبی هواپیما
of relative importance U دارای اهمیت نسبی
relativity of knowledge U نسبی بودن دانش
relativize U بصورت نسبی در اوردن
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
sound level U شدت نسبی صوت
employment rate U میزان نسبی اشتغال
a matter of relative importance U موضوعی با اهمیت نسبی
purchasing power parity U نرخ نسبی مبادله
relative coding U برنامه نویسی نسبی
relative coding U برنامه نویس نسبی
strain U تغییر شکل نسبی
strain U افزایش طول نسبی
relative bearing U سمت نسبی ناو
relative addressing U نشان دهی نسبی
relative addressing U نشانی دهی نسبی
relative deformation U تغییر شکل نسبی
relative refractory period U دوره بی پاسخی نسبی
strains U افزایش طول نسبی
relative value of pieces U ارزش نسبی سوارها
strains U تغییر شکل نسبی
relative supersaturation U ابر سیری نسبی
relative dielectric constant U ثابت دی الکتریک نسبی
elastic strain U تغییر شکل نسبی ارتجاعی
linear strain U تغییر شکل نسبی خطی
increase of strain U افزایش تغییر طول نسبی
relativity U فلسفه نسبیه نسبی بودن
lateral strain U تغییر شکل نسبی جانبی
simple strain U تغییر طول نسبی ساده
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
differential susceptibility and permeabi U مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
recessions U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
strain at failure U افزایش طول نسبی درگسیختگی
recession U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
comparative ve U اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
california bearing ratio U توان باربری نسبی کالیفرنیا
bel U واحد شدت نسبی توان
bulk strain U تغییر شکل نسبی حجمی
stagnation thesis U فرضیه رکود .فرضیهای که بر اساس ان بعلت بلوغ کامل اقتصادی یک کشور و امکان عدم جذب پس اندازها
cold straining U تغییر بعد نسبی در حالت سرد
stress strain diagram U نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
elasticity of factor substitution U وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
difference chart U جدول تعیین سمت و برد نسبی
stress strain curve U منحنی تنش به افزایش طول نسبی
strain energy U انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
superaerodynamics U ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
strain hardening U سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
adjustable proportional module U نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
it wasprologue to the nextmove U درامد
prelusion U درامد
total revenue U درامد کل
total income U درامد کل
emolument U درامد
makings U درامد
means U درامد
gainings U درامد
proceeds U درامد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com