English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
kinetic theory U فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
planetesimal hypothesis U فرضیه ذرات سیارهای
ether U جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
micromotion U حرکت اجسام خرد
dynamics U مبحث حرکت اجسام
telekinesis U حرکت اجسام بوسیله ارواح
ballistics U علم حرکت اجسام پرتاب شونده
lenticulate U ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
mist U کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
mists U کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
aerodynamics U مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
electrophoresis U حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
vortex separation U جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
merry dance U شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers U شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris U شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris U شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
intermoleculary U بین ذرات در داخل ذرات
mouses U فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse
mouse U فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse
attitude motor U موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت
cluster mill U فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
mouse U وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
sprites U اشیاء کوچک و با وضوح بالاکه روی مانیتور بطورمستقل از متن یا گرافیک دیگرمی توان حرکت داده شوند
mouses U وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
pinchwheel U چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
somatology U علم اجسام
golgy tendon organ U اجسام گلژی
hard goods U اجسام سخت
geniculate bodies U اجسام زانویی
diamagnetic materials U اجسام دیامغناطیسی
magnetic materials U اجسام مغناطیسی
non magnetic materials U اجسام نامغناطیسی
paramagnetic U اجسام پارامغناطیسی
ferromagnetic substances U اجسام فرومغناطیسی
incremental computer U وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
statics U مبحث اجسام ایستا
general properties of bodies U خواص عمومی اجسام
corpora quadrigemina U اجسام چهار قلو
salvaging U انبار اجسام قراضه
isomer U اجسام متشابه الترکیب
salvaged U انبار اجسام قراضه
static U وابسته به اجسام ساکن
salvages U انبار اجسام قراضه
salvage U انبار اجسام قراضه
solids press down U اجسام جامد سوی
hard goods U اجسام پایدار ومقاوم
gyrostatics U مبحث چرخش اجسام
hypotheses U فرضیه
theory U فرضیه
hypothesis U فرضیه
postulation U فرضیه
accidentalism U فرضیه
Q.E.D U فرضیه
theories U فرضیه
shiwari U شکستن اجسام سخت درکاراته
statics U ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
separation of interfering substances U جدا کردن اجسام مزاحم
presumed <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
assumed <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
preconditioned <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
whorf's hypothesis U فرضیه وورف
null hypothesis U فرضیه صفر
theories U نگره فرضیه
theory U نگره فرضیه
hypothesis testing U فرضیه ازمایی
premised <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
drainage hypothesis U فرضیه زهکشی
design assumption U فرضیه حساب
voluntarism U فرضیه ارادی
evolution U فرضیه سیرتکامل
validation of a hypothesis U اعتبار یک فرضیه
approximate assumption U فرضیه تقریب
presupposed <adj.> <past-p.> U فرضیه مقدم
alternative hypothesis U فرضیه مقابل
relativity U فرضیه نسبی
contraction hypothesis U فرضیه انقباض
dry measure U مقیاسات واوزان اجسام خشک وجامد
dioptrics U مبحث انکسار نور در اجسام شفاف
wham U صدای بهم خوردن اجسام جامد
deep draw U ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
plastomer U اجسام چند وجهی سخت وجامد
physicochemical U وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
stereography U فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
natural rate hypothesis U فرضیه نرخ طبیعی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
sciametry U فرضیه کسوف وخسوف
validation of a hypothesis U تحقق پذیری یک فرضیه
absolute income hypothesis فرضیه درآمد مطلق
theory U فرضیه علمی تعلیم
prerecognition hypothesis U فرضیه پیش شناخت
continuum hypothesis [CH] U فرضیه پیوستار [ریاضی]
theories U فرضیه علمی تعلیم
axiology U علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
blistered U برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters U برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
cabinet prejection U نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
blister U برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
ideogram U تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
to collapse U درهم شکستن [مذاکره یا فرضیه]
premisses U فرض قبلی فرضیه مقدم
legal fiction U فرض قانونی فرضیه حقوقی
to collapse U بهم خوردن [مذاکره یا فرضیه]
to collapse U موفق نشدن [مذاکره یا فرضیه]
premise U فرض قبلی فرضیه مقدم
premised U فرض قبلی فرضیه مقدم
evolutionist U معتقد به فرضیه تکامل یافرگشت
polygenism U فرضیه تحد دمبدا بشر
ingredient U ذرات
ingredients U ذرات
aerostatics U مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
durometer U اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
catalysts U عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
mechanics U علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
catalyst U عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
buttock lines U نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
coherence U فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
permanent income hypothesis U فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
null hypothesis U فرضیه اولیهای که مورد ازمون قرارمیگیرد
sand blasting U ذرات سنگ
fundamental particles U ذرات بنیادی
barrier penetration by particles U نفوذ ذرات در سد
cosmic particles U ذرات کیهانی
intermolecular U در داخل ذرات
denseness U تراکم ذرات
blood corpuscles U ذرات خون
intermolecular U بین ذرات
allergen U ذرات الرژی زا
elementary particles U ذرات بنیادی
weight of solids U وزن ذرات
particle physics U فیزیک ذرات
roily U پر از ذرات رسوبی
planetesimal U ذرات سیارهای
metal foulings U ذرات فلز
molecular attracticm U جاده ذرات
radioactive rays U ذرات رادیواکتیو
gemmule U یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
goldstone U جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
adjustable split die وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
theorises U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorized U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorising U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizing U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorised U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorize U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizes U فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
widget U آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
emulsioned U ذرات چربی دراب
particulate U دارای ذرات ریز
segregation U تفکیک ذرات بتن
pollinium U توده ذرات گرده گل
particle physics U فیزیک ذرات اتمی
absorption of charged particles U جذب ذرات باردار
thershold temperature U استانه دمای ذرات
nebulize U تبدیل به ذرات کردن
effective size of grain U قطر موثر ذرات
emulsion U ذرات چربی دراب
emulsions U ذرات چربی دراب
scattering of alpha particles U پراکندگی ذرات الفا
emulsioning U ذرات چربی دراب
cascade impactor U دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
plastogene U اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
catapulted U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult U هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
thermostatics U اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
emulsifying U بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
leucocytosis U افزودگی ذرات سفید خون
emulsify U بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
isometric U دارای ذرات ریز متساوی
isometrics U دارای ذرات ریز متساوی
cohesion U التصاق یا قوه جاذبه ذرات
polymerization U ترکیب و تراکم ذرات پلیمریزاسیون
dispersion U متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
emulsifies U بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsified U بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
granulate U دارای ذرات ریز کردن
fall out U ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
cryogenics U سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
sail U سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailings U سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed U سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
pig board U تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger U بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments U فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment U فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
vacuist U کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
cohesion U نیروی جاذبه بین ذرات همگن
suspensoid U محلول سریشمی دارای ذرات معلق
achondrite U سنگ الماس بدون ذرات گرد
nucleon U ذرات اتم مثل نوترون وپروتون
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com