English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
decision process U فرایند تصمیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
processes U فرایند
process U فرایند
lins donawitz process U فرایند ال دی
output process U فرایند خروجی
interative process U فرایند تکراری
oxidizing process U فرایند اکسیداسیون
historical process U فرایند تاریخی
gosseneck process U فرایند دوخمی
fusion process U فرایند ذوب
isentropic process U فرایند هم انتروپی
iterative process U فرایند تکراری
nuclear reaction U فرایند هستهای
mond process U فرایند موند
mental process U فرایند ذهنی
markov process U فرایند مارکف
hot dipping process U فرایند اندودکاری
manufacturing process U فرایند ساخت
fixation process U فرایند تثبیت
duplexing process U فرایند دوپلکس
adiabatic process U فرایند بی دررو
acid process U فرایند اسیدی
batch process U فرایند پیمانهای
bench scale process U فرایند کارگاهی
bessemer process U فرایند بسمر
budget process U فرایند بودجه
cladding process U فرایند پوشش
manufacture process U فرایند ساخت
cleaning process U فرایند شستشو
continuous process U فرایند پیوسته
converting process U فرایند بیرنه
cyclic process U فرایند چرخهای
direct process U فرایند مستقیم
discriminal process U فرایند افتراقی
dissipative process U فرایند اتلافی
annealing process U فرایند تابکاری
ziegler process U فرایند زیگلر
process control U کنترل فرایند
sequential process U فرایند ترتیبی
selective process U فرایند گزینشی
process control U بررسی فرایند
steelmaking process U فرایند فولادسازی
stochastic process U فرایند اتفاقی
solidifying process U فرایند انجماد
unionmelt process U فرایند الیرا
salpeter process U فرایند سالپیتر
refining process U فرایند پالایش
production process U فرایند تولید
roll piercing process U فرایند نوردمایل
process conversion U تبدیل فرایند
associative process U فرایند تجمعی
primary process thinking U اندیشیدن در فرایند نخستین
ecological process U فرایند بوم شناختی
fortran translation process U فرایند ترجمه فرترن
pultrusion process U فرایند کشش رانی
procedure U رویه طریقه فرایند
process of industrialization U فرایند صنعتی شدن
process control computer U کامپیوتر کنترل فرایند
refinery process U فرایند کوره پالایش
electro erosion process U فرایند فرسایش الکتریکی
electro spark process U فرایند قوس الکتریکی
electrolytic oxidation process U فرایند اکسیداسیون الکترولیتی
extrusion process U فرایند چکش کاری
investment castings process U فرایند ریخته گی بسته
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
deceleration U فرایند برگشت پذیر
air refining process U فرایند تصفیه با هوا
basic bessemer process U فرایند مقدماتی بسمر
oxygen steelmaking process U فرایند فولادسازی اکسیژنی
tunneling process U فرایند تونل زنی
starting procese U فرایند راه اندازی
metal spraying process U فرایند پاشش فلز
direct absorption process U فرایند جذب مستقیم
master file maintenance U فرایند بروز دراوردن
spark cutting process U فرایند برشکاری شعلهای
remelting process U فرایند ذوب مجدد
scrubbing process U فرایند شستشو و تصفیه
lost wax process U فرایند مدلهای مومی
lead chamber process U فرایند اتاق سربی
resolution U تصمیم
plucking U تصمیم
plucked U تصمیم
will-power U تصمیم
pluck U تصمیم
resolutions U تصمیم
irresolute U بی تصمیم
plucks U تصمیم
weak-kneed U بی تصمیم
avows U تصمیم
avowing U تصمیم
determination U تصمیم
decisions U تصمیم
nonplus U بی تصمیم
weak kneed U بی تصمیم
decision U تصمیم
rulings U تصمیم
avow U تصمیم
resolve U تصمیم
resolves U تصمیم
ruling U تصمیم
die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای
reciprocating rolling process U فرایند نوردکاری رفت و امدی
pig iron ore process U فرایند سنگ اهن خام
press cast process U فرایند ریخته گری فشاری
low voltage operation U فرایند کار فشار ضعیف
hot mold centrifugal casting process U فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
predefined process U فرایند از پیش تعریف شده
pig iron scrap process U فرایند قراضه اهن خام
shell molding process U فرایند قالب گیری پوستهای
croning molding process U فرایند قالب گیری کرونینگ
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
edges U فرایند یا مداری که با تغییر سطح
edge U فرایند یا مداری که با تغییر سطح
addressing U فرایند دستیابی به یک محل در حافظه
freehand U ازادی در تصمیم
cut and dried <idiom> U تصمیم قاطع
resolutions U نیت تصمیم
regnum U تصمیم مقتدرانه
canon U : تصویبنامه تصمیم
canons U : تصویبنامه تصمیم
resolutely U از روی تصمیم
nonplus U بی تصمیم بودن
determine U تصمیم گرفتن
make up one's mind U تصمیم گرفتن
determines U تصمیم گرفتن
minding U تصمیم داشتن
mind U تصمیم داشتن
resolves U تصمیم گرفتن
i made up my mind to U تصمیم گرفتم که ...
resolve U تصمیم گرفتن
decides U تصمیم گرفتن
decide U تصمیم گرفتن
joint resolution U تصمیم مشترک
determining U تصمیم گرفتن
logical decision U تصمیم منطقی
resolution U نیت تصمیم
resolved that ...... U تصمیم گرفته شد که
to make a decision U تصمیم گرفتن
special verdict U تصمیم ویژه
to be resolved U تصمیم گرفتن
to take a d. U تصمیم گرفتن
undecidable U تصمیم ناپذیر
A one-sided(unilateral)decision. U تصمیم یکجانبه
sewed up <idiom> U تصمیم گیری
make up one's mind <idiom> U تصمیم گیریکردن
to come to a decision U تصمیم گرفتن
minds U تصمیم داشتن
decision symbol U علامت تصمیم
decision theory U تئوری تصمیم
decision maker U تصمیم گیرنده
decision tree U درخت تصمیم
decision instruction U دستورالعمل تصمیم
decision making U تصمیم گیری
decidability U تصمیم پذیری
decidable U تصمیم پذیر
determiner U تصمیم گیرنده
determiners U تصمیم گیرنده
decision structure U ساختار تصمیم
decision box U جعبه تصمیم
afore thought U سبق تصمیم
decision table U جدول تصمیم
predefined process symbol U علامت فرایند از پیش تعریف شده
recoveries U برگرداندن فرایند یا برنامه پس ازوقوع خطاوتصحیح ان
predefined process symbol U نماد فرایند از پیش تعریف شده
recovery U برگرداندن فرایند یا برنامه پس ازوقوع خطاوتصحیح ان
minimax U روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
data chaining U فرایند اتصال اقلام داده به یکدیگر
pressure die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
backspace tape U فرایند برگرداندن نوارمغناطیسی به ابتدای رکوردقبلی
centrifugal casting process U فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
without aforethought U بدون سبق تصمیم
to decide [on] U تصمیم گرفتن [در مورد]
decision making unit U واحد تصمیم گیرنده
preform U قبلا تصمیم گرفتن
arbitrament U قدرت اتخاذ تصمیم
arrive at a conclusion U اتخاذ تصمیم کردن
decision model U الگوی تصمیم گیری
take a dicision U اتخاذ تصمیم کردن
determinant U تصمیم گیرنده عاجز
determinants U تصمیم گیرنده عاجز
take a decision U اتخاذ تصمیم کردن
decision making policy U سیاست تصمیم گیری
It was a well - timed ( timely ) decision . U تصمیم بموقعی بود
swear off <idiom> U تصمیم به ترک چیزی
self determination U تصمیم پیش خود
sub judice U بدون تصمیم قضایی
decision criteria U ضوابط تصمیم گیری
leave hanging (in the air) <idiom> U بدون تصمیم قبلی
ratio decidendi U مبنای اصلی تصمیم
orrive at a conclusion U اتخاذ تصمیم کردن
decision support system U سیستم پشتیبانی تصمیم
decision tree U مسیر تصمیم گیری
decision theory U نظریه تصمیم گیری
decision table U جدول تصمیم گیری
determine U اتخاذ تصمیم کردن
determines U اتخاذ تصمیم کردن
make or buy decision U تصمیم به ساخت یاخرید
determining U اتخاذ تصمیم کردن
verdicts U تصمیم هیات منصفه
malice aforethought U سبق تصمیم سوء
decision variable U متغیر تصمیم گیری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com