English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
air refining process U فرایند تصفیه با هوا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
scrubbing process U فرایند شستشو و تصفیه
Other Matches
process U فرایند
lins donawitz process U فرایند ال دی
processes U فرایند
dissipative process U فرایند اتلافی
duplexing process U فرایند دوپلکس
fixation process U فرایند تثبیت
fusion process U فرایند ذوب
gosseneck process U فرایند دوخمی
historical process U فرایند تاریخی
hot dipping process U فرایند اندودکاری
interative process U فرایند تکراری
isentropic process U فرایند هم انتروپی
iterative process U فرایند تکراری
discriminal process U فرایند افتراقی
direct process U فرایند مستقیم
decision process U فرایند تصمیم
adiabatic process U فرایند بی دررو
annealing process U فرایند تابکاری
associative process U فرایند تجمعی
batch process U فرایند پیمانهای
bessemer process U فرایند بسمر
budget process U فرایند بودجه
cladding process U فرایند پوشش
cleaning process U فرایند شستشو
continuous process U فرایند پیوسته
converting process U فرایند بیرنه
cyclic process U فرایند چرخهای
acid process U فرایند اسیدی
process control U بررسی فرایند
salpeter process U فرایند سالپیتر
roll piercing process U فرایند نوردمایل
bench scale process U فرایند کارگاهی
mond process U فرایند موند
nuclear reaction U فرایند هستهای
output process U فرایند خروجی
refining process U فرایند پالایش
oxidizing process U فرایند اکسیداسیون
production process U فرایند تولید
process conversion U تبدیل فرایند
process control U کنترل فرایند
selective process U فرایند گزینشی
sequential process U فرایند ترتیبی
ziegler process U فرایند زیگلر
unionmelt process U فرایند الیرا
manufacture process U فرایند ساخت
stochastic process U فرایند اتفاقی
steelmaking process U فرایند فولادسازی
manufacturing process U فرایند ساخت
markov process U فرایند مارکف
mental process U فرایند ذهنی
solidifying process U فرایند انجماد
deceleration U فرایند برگشت پذیر
process control computer U کامپیوتر کنترل فرایند
remelting process U فرایند ذوب مجدد
tunneling process U فرایند تونل زنی
pultrusion process U فرایند کشش رانی
refinery process U فرایند کوره پالایش
spark cutting process U فرایند برشکاری شعلهای
basic bessemer process U فرایند مقدماتی بسمر
primary process thinking U اندیشیدن در فرایند نخستین
starting procese U فرایند راه اندازی
electro erosion process U فرایند فرسایش الکتریکی
electro spark process U فرایند قوس الکتریکی
electrolytic oxidation process U فرایند اکسیداسیون الکترولیتی
extrusion process U فرایند چکش کاری
metal spraying process U فرایند پاشش فلز
fortran translation process U فرایند ترجمه فرترن
master file maintenance U فرایند بروز دراوردن
procedure U رویه طریقه فرایند
investment castings process U فرایند ریخته گی بسته
irreversible process U فرایند برگشت ناپذیر
lost wax process U فرایند مدلهای مومی
ecological process U فرایند بوم شناختی
direct absorption process U فرایند جذب مستقیم
lead chamber process U فرایند اتاق سربی
oxygen steelmaking process U فرایند فولادسازی اکسیژنی
process of industrialization U فرایند صنعتی شدن
acetate rayon process U فرایند تهیه الیاف استاتی
low voltage operation U فرایند کار فشار ضعیف
predefined process U فرایند از پیش تعریف شده
hot mold centrifugal casting process U فرایند ریخته گی گریز از مرکزگرم
pig iron scrap process U فرایند قراضه اهن خام
press cast process U فرایند ریخته گری فشاری
croning molding process U فرایند قالب گیری کرونینگ
shell molding process U فرایند قالب گیری پوستهای
pig iron ore process U فرایند سنگ اهن خام
reciprocating rolling process U فرایند نوردکاری رفت و امدی
die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای
edges U فرایند یا مداری که با تغییر سطح
addressing U فرایند دستیابی به یک محل در حافظه
edge U فرایند یا مداری که با تغییر سطح
predefined process symbol U نماد فرایند از پیش تعریف شده
backspace tape U فرایند برگرداندن نوارمغناطیسی به ابتدای رکوردقبلی
predefined process symbol U علامت فرایند از پیش تعریف شده
pressure die casting process U فرایند ریخته گری حدیدهای فشاری
data chaining U فرایند اتصال اقلام داده به یکدیگر
recoveries U برگرداندن فرایند یا برنامه پس ازوقوع خطاوتصحیح ان
minimax U روشی برای کم کردن خطاهای یک فرایند
centrifugal casting process U فرایند ریخته گری گریز ازمرکز
recovery U برگرداندن فرایند یا برنامه پس ازوقوع خطاوتصحیح ان
liquidation U تصفیه
purgation U تصفیه
conciliation U تصفیه
settlement U تصفیه
infiltration U تصفیه
settlements U تصفیه
adjustment U تصفیه
administrations U تصفیه
percolation U تصفیه
administration U تصفیه
expurgation U تصفیه
clarification U تصفیه
rectification U تصفیه
fining U تصفیه
arrangements U تصفیه
arrangement U تصفیه
water softeners U اب تصفیه کن
water softener U اب تصفیه کن
water purification U تصفیه اب
adjustments U تصفیه
depuration U تصفیه
clearance U تصفیه
hands-on U فرایند فیزیکی بکار بردن یک سیستم کامپیوتری
dopant U مادهای که در فرایند تغلیظ اضافه میشود doping
desk checking U فرایند بررسی بوسیله دست مقابله رومیزی
hands on U فرایند فیزیکی بکار بردن یک سیستم کامپیوتری
expurgatory U تصفیه کننده
gold refining U تصفیه طلا
calcine U تصفیه کردن
calcining klin U بوته تصفیه
calcining method U روش تصفیه
refine U تصفیه شدن
receiver U مدیر تصفیه
settlements U تصفیه پرداخت
gold parting U تصفیه طلا
gas cleaning U تصفیه گاز
trustee U مدیر تصفیه
adjust تصفیه نمودن
depurator U تصفیه کننده
depuratory U تصفیه کننده
depurative U تصفیه کننده
depurate U تصفیه کردن
administrator U مدیر تصفیه
administrators U مدیر تصفیه
expurgator U تصفیه کننده
refine U تصفیه کردن
filtration U تصفیه پالایش
receivers U مدیر تصفیه
trustees U مدیر تصفیه
settlement U تصفیه پرداخت
refinef copper U مس تصفیه شده
compounds U تصفیه کردن
compounded U تصفیه کردن
compound U تصفیه کردن
clarifies U تصفیه شدن
secondary treatment U تصفیه دومین
sewage purification U تصفیه فاضلاب
smeet U تصفیه کردن
to a upon U تصفیه کردن
to pay out U تصفیه کردن
to set at rest U تصفیه کردن
water sterilizing bag U کیف تصفیه اب
zone purification U تصفیه منطقهای
have it out with someone <idiom> U تصفیه حساب
rarify U تصفیه کردن
rarefy U تصفیه کردن
accord U تصفیه کردن
discharges U مفاصا تصفیه
discharge U مفاصا تصفیه
filters U تصفیه کردن
filter U تصفیه کردن
official liquidator U مدیر تصفیه
order of discharge U حکم تصفیه
accords U تصفیه کردن
overrefinement U تصفیه بسیار
accorded U تصفیه کردن
to pay off U تصفیه کردن
liquidation U تصفیه شرکت
primary treatment U تصفیه نخستین
purification U شستشو تصفیه
purificator U تصفیه کننده
puriform U تصفیه کردن
tries U تصفیه کردن
administer U تصفیه کردن
accommodate U تصفیه کردن
sublimated U تصفیه کردن
clarifies U تصفیه کردن
sublimates U تصفیه کردن
sublimating U تصفیه کردن
clarifying U تصفیه شدن
official receiver U مدیر تصفیه
liquidators U مدیر تصفیه
sublimate U تصفیه کردن
reconcile U تصفیه کردن
try U تصفیه کردن
accommodates U تصفیه کردن
administered U تصفیه کردن
refineries U تصفیه خانه
administers U تصفیه کردن
refinery U تصفیه خانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com