Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 22 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
interface
U
فاصل
interfaces
U
فاصل
disjunctive
U
فاصل
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
partition
U
حد فاصل
line of d.
U
حد فاصل
ranges
U
حد فاصل
ranged
U
حد فاصل
range
U
حد فاصل
partitions
U
حد فاصل
frontier
U
خط فاصل مرزی
midrib
U
خط یا برامدگی حد فاصل
contour
U
خط فاصل درنقشههای رنگی
break up
U
حد فاصل علایم مشخصه هدف
contour map
U
نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
half long
U
حد فاصل بین جمله طویل وجمله کوتاه
stationary front
U
جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
hyperon
U
جرمی که حد فاصل بین پروتون ونوترون دو اتم است
gyroplane
U
نوعی هواپیما که حد فاصل میان هلیکوپتر و طیارههای معمولی است
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
backgrounds
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
separation zone
U
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com