English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 89 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
nonlethal U غیر کشنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
inviting U کشنده
prepossessing U کشنده
plotter U کشنده
plotters U کشنده
perishing U کشنده
murderer U کشنده
murderers U کشنده
mortally U بطور کشنده
murderous U کشنده
caricaturist U کشنده تصویرهای مضحک واغراق امیز
caricaturists U کشنده تصویرهای مضحک واغراق امیز
attractive U کشنده
pesticide U کشنده حشره موذی
pesticides U کشنده حشره موذی
stertorous U خرناس کشنده
suicidal U کشنده
pernicious U کشنده
fatal U کشنده
lethal U وابسته به مرگ کشنده
lethal U کشنده
killer U کشنده
killers U کشنده
killing U کشنده دلربا
killings U کشنده دلربا
invitingly U بطور جالب یا کشنده
deadlier U کشنده
deadliest U کشنده
deadly U کشنده
tracker U کشنده
trackers U کشنده
howling U زوزه کشنده
howling U جیغ کشنده
enticing U کشنده
alluring U کشنده
drawer U کشنده برات یا چک
drawers U کشنده برات یا چک
mortal U کشنده
mortals U کشنده
adducent U بداخل کشنده مقرب
adductive U استشهادی بسوی محور کشنده
assassinator U کشنده
attractively U بطور کشنده یا جاذب
biocid U قاطع حیات کشنده حشرات
boat falls U طناب بالا کشنده قایق
counter check U چکی که فقط کشنده چک میتواند ان را از بانک بگیرد
dead ground U اتصال به زمین کشنده
death blow U ضربت کشنده
death ful U کشنده
deathy U کشنده
delineator U کشنده
disinfestant U ماده کشنده حشرات
downhaul U طناب پایین کشنده
downhaul U پایین کشیدن رشته پایین کشنده
dragman U میکشد کشنده
drainer U اب کشنده
drum plotter U کشنده طبله
ejector U پوکه کش بیرون کشنده
electron withdrawing substituent U گروه استخلافی الکترون کشنده
fungicidal U کشنده قارچ
hauling part U قسمت کشنده
herbicidal U کشنده گیاهان
inhalant U بو کشنده
inhaul U به داخل کشنده
introversive U بدرون کشنده
introvertive U بدرون کشنده
it is mortal to him U کشنده اوست
lanciation U سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
lancinating U تیر کشنده
lethality U کشنده بودن
lethiferous U کشنده
median lethal dose U دوز متوسط کشنده
nitrogen mustard U گاز کشنده خردل
ovicidal U کشنده تخم
pestilent U کشنده
pestilently U بطور کشنده
puller U کشنده
raymond hook U قلاب بالا کشنده قایق
rodenticide U دارو یا عامل کشنده جانوران جونده
slaughterous U مبنی بر خونریزی و کشتار کشنده
sorbent U کشنده
tensor U کشنده
to cach one's death U دچار سرماخوردگی کشنده شدن
tractive U کشنده
tractive effort U نیروی کشنده
killer whale U وال کشنده
killer whales U وال کشنده
tensioner U کشنده
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) . U رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com