Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
water fast
U
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
wherewithal
U
چیزی که بوسیله ان عملی قابل اجراست
scalar
U
توضیح دادنی بوسیله عددی بر روی ترازو قابل سنجش با ترازو سنجش مدرج
signifiable
U
قابل نمایش بوسیله علامت یارمز
Other Matches
friendly front end
U
طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
recoverable item
U
وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
archival quality
U
مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow
U
سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
presentable
U
قابل نمایش قابل تقدیم
sensible
U
قابل درک قابل رویت
thankworthy
U
قابل تشکر قابل شکر
presentable
U
قابل معرفی قابل ارائه
flexile
U
قابل تغییر قابل تطبیق
transferable
U
قابل واگذاری قابل انتقال
exigible
U
قابل مطالبه قابل پرداخت
presumable
U
قابل استنباط قابل استفاده
bilable
U
قابل رهایی قابل ضمانت
combustible
U
قابل سوزش قابل تراکم
changeable
U
قابل تعویض قابل تبدیل
observable
U
قابل مشاهده قابل گفتن
exigible
U
قابل تقاضا قابل ادعا
adducible
U
قابل اضهار قابل ارائه
achievable
U
قابل وصول قابل تفریق
elastic
U
قابل کش امدن قابل انعطاف
tenable
U
قابل مدافعه قابل تصرف
capacities
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity
U
حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
with
U
بوسیله
by
U
بوسیله
thruogh the a of
U
بوسیله
per
U
بوسیله
at the hand of
U
بوسیله
of
U
بوسیله
whereby
U
که بوسیله ان
perprep
U
بوسیله
by the instrumentality of
U
بوسیله
wherewithal
U
که بوسیله ان
via
U
بوسیله
by dint of
U
بوسیله
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
municipally
U
بوسیله شهرداری
hydrolysis
U
تجزیه بوسیله اب
electrically
U
بوسیله برق
by the f.
U
بوسیله لمس
hydromancy
U
تفال بوسیله اب
by depty
U
بوسیله نماینده
by wire
U
بوسیله تلگراف
per pais
U
بوسیله مملکت
per pais
U
بوسیله کشور
visual display unit
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal
U
ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
to pick thanks
U
بوسیله سخن چینی
to scent out
U
بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
semaphore
U
مخابره بوسیله پرچم
windswept
U
بوسیله باد جاروشده
in propria persona
U
بوسیله خود شخص
electromotive
U
متحرک بوسیله برق
postage
U
حمل بوسیله پست
windblown
U
در حرکت بوسیله باد
infiltration
U
پالایش بوسیله تراوش
eluviation
U
انتقال بوسیله بادوباران
aeromancy
U
تفال بوسیله هوا
aerotherapeutics
U
معالجه بوسیله هوا
pipe down
U
بوسیله شیپور یا نای
photogelatin process
U
چاپ بوسیله ژلاتین
pipeage
U
ترابری بوسیله لوله
traingulation
U
پیمایش بوسیله مثلثات
intuitively
U
بوسیله درک مستقیم
patents
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patenting
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patented
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
patent
U
بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
brew
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
brewed
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
dragonnades
U
بوسیله سواره نظام
brews
U
بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
diathermy
U
معالجه بوسیله حرارت
hydrolyze
U
بوسیله اب تجزیه شدن
hydromancer
U
تفال زننده بوسیله اب
pipage
U
ترابری بوسیله لوله
phototypography
U
چاپ بوسیله عکسبرداری
seagirt
U
محصور بوسیله دریا
poured
U
تراوش بوسیله ریزش
electric chair
U
اعدام بوسیله برق
sent via e-mail
U
بوسیله ایمیل فرستاده شد
lapped joint
U
اتصال بوسیله پوشش
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
pouring
U
تراوش بوسیله ریزش
pours
U
تراوش بوسیله ریزش
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
churns
U
بوسیله اسباب گردنده
leaching
U
تصفیه بوسیله شستشو
radar scan
U
مراقبت بوسیله رادار
pour
U
تراوش بوسیله ریزش
churn
U
بوسیله اسباب گردنده
churned
U
بوسیله اسباب گردنده
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
galvanography
U
روی مس بوسیله اندودکهربایی
self-service
U
کمک بوسیله خود شخص
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
waterborne
U
حمل شده بوسیله اب اب برد
nettles
U
بوسیله گزنه گزیده شدن
nettle
U
بوسیله گزنه گزیده شدن
photocopies
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photoengraving
U
گراور سازی بوسیله عکاسی
self service
U
کمک بوسیله خود شخص
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
lures
U
بوسیله تطمیع بدام انداختن
radiograms
U
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
radiogram
U
عکسبرداری بوسیله اشعه مجهول
incuse
U
نقش شده بوسیله چکش
luring
U
بوسیله تطمیع بدام انداختن
wigwag
U
ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
platinotype
U
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
argon arc welding
U
جوش قوسی بوسیله گازارگون
radiophotograph
U
انتقال عکس بوسیله رادیو
telekinesis
U
حرکت اجسام بوسیله ارواح
lip read
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-read
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
lip-reads
U
کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
perfusion
U
غسل تعمید بوسیله اب پاشی
phonendoscope
U
اسبابی که بوسیله ان صداهای کوچک
rocket propulsion
U
حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
in law
U
خویشاوند و منسوب بوسیله ازدواج
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
suicide attack
U
قصد کشت بوسیله خودکشی
suicide bombing
U
قصد کشت بوسیله خودکشی
intercommunication system
U
ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
roentgenoscopy
U
معاینه بوسیله اشعه مجهول
photomap
U
نقشه برداری بوسیله عکاسی
hydropathy
U
معالجه امراض بوسیله اب وتجویز اب
hydrophilous
U
گرده افشانی کننده بوسیله اب
soaks
U
بوسیله مایع اشباع شدن
the block
U
مردن بوسیله گردن زنی
photolighograph
U
عکسبردری بوسیله چاپ سنگی
container transport
U
حمل و نقل بوسیله کانتینر
soak
U
بوسیله مایع اشباع شدن
to buy something at an auction
U
چیزی را در
[بوسیله]
حراجی خریدن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
lured
U
بوسیله تطمیع بدام انداختن
embolic
U
مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
massotherapy
U
معالجه بوسیله مشت و مال
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
wirephoto
U
بوسیله بی سیم عکس فرستادن
chemical warfare
U
جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
lightproof
U
غیرقابل نفوذ بوسیله نور
grout stop
U
اب بندی بوسیله تزریق دوغاب
rainwash
U
شستشوی چیزی بوسیله باران
electro magnetism
U
تولید خواص مغناطیسی بوسیله
memoria technica
U
فن یا شیوهای که بوسیله ان یادوهوش رانیرومندمیسازند
rainwash
U
شسته شده بوسیله باران
by no one else
U
از
[بوسیله]
هیچ کسی دیگر
cathodogeaph
U
بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
string
U
یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
lyophil
U
خشک شده بوسیله انجمادسخت
lyophiled
U
خشک شده بوسیله انجمادسخت
electrometallurgy
U
ذوب فلزات بوسیله برق
self administered
U
اداره شونده بوسیله خویشتن
lure
U
بوسیله تطمیع بدام انداختن
self-appointed
U
منصوب شده بوسیله خویشتن
pyretotherapy
U
معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
self appointed
U
منصوب شده بوسیله خویشتن
photocopy
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
photocopying
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
stethoscopy
U
معاینه بوسیله گوشی طبی
sporogony
U
تولید مثل بوسیله هاگ
steam propulsion of ships
U
راندن کشتی ها بوسیله بخار
photocopied
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
carbon arcwelding
U
جوش قوسی بوسیله کربن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
mail order
U
سفارش کالا بوسیله پست
hit wicket
U
انداختن میله بوسیله خودتوپزن
seaborne
U
بوسیله کشتی حمل شده
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
osteopathy
U
درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
airborne
U
بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
symbolism
U
نمایش بوسیله علائم مکتب رمزی
immunotherapy
U
معالجه یاجلوگیری از بیماری بوسیله پادگن
ratchet wheel
U
چرخ دندانه دارمتحرک بوسیله موتور
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
acid corrosion of concrete
U
خورده شدن بتن بوسیله اسید
radiobroadcast
U
پخش و سخن پراکنی بوسیله رادیو
derelict
U
ترک شده بوسیله مالک یا قیم
concupiscible
U
تحریک شده بوسیله امیال شهوانی
electroanalysis
U
تجزیه شیمیایی بوسیله جریان برق
evaporated milk
U
شیری که بوسیله تبخیرغلیط شده است
wirephoto
U
عکسی که بوسیله بی سیم فرستاده میشود
electrolysis
U
تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com