Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 97 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
You wont catch me going to his house .
U
غلط می کنم دیگه به منزلش بروم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
I must be going now.
U
الان دیگه باید بروم
it fell to my lot to go
U
من شد که بروم
let me go
U
بروم
i can go
U
میتوانم بروم
i made up my mind to go
U
بر ان شدم که بروم
it fell to my lot to go
U
قرار شد من بروم
i must go
U
باید بروم
i ought to go
U
باید بروم
i ougth to go
U
باید بروم
iam a to go
U
میترسم بروم
i will go
U
که بروم میروم
iam d. to go
U
مایلم بروم
let me go
U
بگذار بروم
Enough is enough!
<idiom>
U
بس کن دیگه!
She asked me in (inside the house).
U
تعارفم کرد بروم بو
He advised (urged) me to go.
U
به من توصیه کرد که بروم
I have no place (nowhere) to go.
U
جایی ندارم بروم
shall i go?
U
ایا باید بروم
How do I get to this place / this address?
U
چطور می تونم به ... بروم؟
i may go
U
ممکن است بروم
How do I get to ... ?
چطور می تونم به ... بروم؟
in order that i may go
U
برای اینکه بروم
he gave me a sign to go
U
اشاره کرد که بروم
he insisted on me to go
U
اصرار کرد که بروم
i agreed to go
U
حاضر شدم بروم
i am bend on going
U
مصمم هستم بروم
i am purposed to go
U
در نظر دارم بروم
i am reluctant to go
U
میل ندارم بروم
i am unwilling to go
U
راضی نیستم بروم
i am unwilling to go
U
مایل نیستم بروم
i am purposed to go
U
قصد دارم بروم
i made up my mind to go
U
نصمیم گرفتم که بروم
I must leave at once.
باید فورا بروم.
byzantine
U
وابسته بروم شرقی
It is obvious enough . Well of course .
U
خب معلومه دیگه
So much the better.
U
دیگه بهتر
What is it now?
U
دیگه چه شده ؟
Next Saturday . This coming Saturday.
U
شنبه دیگه
C'mon!
U
بیا دیگه!
still worse
U
دیگه بدتر
To such an extent that…
U
تا حدی که دیگه ...
Come on!
U
بیا دیگه!
That's enough.
U
دیگه بس است.
i had barely time to get out
U
همینقدروقت داشتم که بیرون بروم
i have no other place to go
U
جای دیگری ندارم که بروم
I wI'll be damned if I ll go .
U
لعنت برمن اگه بروم
I am thinding of going to Europe.
U
خیال دارم به اروپ؟ بروم
may i go yes you may
U
ایا ممکن است من بروم
How do I get to city center?
U
چطور میتوانم به مرکز شهر بروم؟
Can I get there on foot?
U
آیا میتوانم تا آنجا پیاده بروم؟
He arrived just as I was about to go .
U
درست موقعیکه می خواستم بروم او آمد
I dont have time to go to the movies .
U
فرصت نمی کنم به سینما بروم
I have a short trip ahead.
U
قرار است یک مسافرت کوتاهی بروم
Go ahead!
U
انجام بدهید دیگه!
Just go!
U
بریم
[حرکت کن]
دیگه!
Do come!
U
خوب بیا دیگه!
I cant nor can anyone else .
U
نه من می توانم ونه کس دیگه
He went for good.
U
رفت و دیگه نیامد
Whoever else that may object .
U
هر کس دیگه که اعتراض کند
Now it is about time to head home!
U
الان وقتش رسیده به خانه برویم
[بروم]
!
Can I drive to the centre of town?
U
آیا می توانم تا مرکز شهر با ماشین بروم؟
Can I go earlier today, just as a special exception?
U
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
just
<adv.>
<idiom>
U
حالا دیگه
[اصطلاح روزمره]
simply
<adv.>
<idiom>
U
حالا دیگه
[اصطلاح روزمره]
That's (just) the way things are.
U
موقعیت حالا دیگه اینطوریه.
Come forward a little (little bit)more.
U
یک قدری دیگه بیا جلو
Any fool knows that .
U
اینرا دیگه هرخری می داند
He wont be back for another six months.
U
رفته که تا 6 ماه دیگه بر گردد
You are a fine one to talk . You of all people have a nerve to talk .
U
تو یکی دیگه حرف نزن !
iam impatient to go
U
دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
I knocked off another 1000 tomans.
U
1000 تومان دیگه از قیمت زدم
That's just the way it is.
U
این حالا
[دیگه]
اینطوری است.
Boys will be boys.
U
پسرها حالا دیگه اینطور هستند.
I shall be back this day month .
U
درست یک ماه دیگه برمی گردم
what have you
[ gone and]
done now!
U
حالا دیگه چه فوزولی
[شیطنتی]
کردی!
Where is the mate ( companion ) of this glove ?
U
لنگه دیگه این دستکش کجاست ؟
Please give the other foot .
لنگه دیگه این کفش را بدهید.
His political beliefs are old hat now .
U
عقاید سیاسی اش دیگه کهنه شده
How come we dont see you more pften?
U
چطور دیگه زیاد تورانمی بینم ؟
This is treason, pure and simple.
U
خیانت که دیگه شاخ ودم ندارد
i had half a mind to go
U
چندان مایل برفتن نبودم انقدر ها میل نداشتم بروم
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
U
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
Enough already!
[American E]
U
دیگه اینقدر حرف نزن!
[اصطلاح روزمره]
These coins are very hard to come by .
U
این سکه ها دیگه گیر نمی آیند
It is money down the drain (gone to blazes).
U
این دیگه پول دور ریختن است
This sort of talk is threadbare ( outmoded ) .
U
این حرفها دیگه کهنه شده است
That is all we needed!That caps ( beats ) all !
U
واقعا" همین یکی دیگه مانده بود !
He has vowed not to gamble again.
پشت دستش را داغ کرده که دیگه قمار نکند.
The car is now in perfect running order .
U
اتوموبیل الان دیگه مرتب وخوب کارمی کند
This jock that you told me is as old as Adams .
U
این لطیفه که گفتی خیلی دیگه کهنه است
second-guess someone
<idiom>
U
حدس اینکه یکی دیگه چه کاری انجام میداد
Enough already!
[American E]
U
کافیه دیگه!
[خسته شدم از این همه حرف]
[اصطلاح روزمره]
That's hardly going to make a difference now, is it !
<idiom>
U
این الان که دیگه فرقی نمی کنه
[تفاوتی نداره]
!
[اصطلاح روزمره]
i am very keen on going there
U
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
My mind was elsewahere. My thouthts were wandering.
U
حواسم اینجا نبود ( حواسم جای دیگه بود )
She procrastinated until it was too late .
U
آنقدر دفع وقت (وقت کشی ) کرد که دیگه کار از کار گذشت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com