English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
westerner U غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerners U غربی وابسته به مغرب یا باختر
western U غربی وابسته به مغرب یا باختر
westerns U غربی وابسته به مغرب یا باختر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
westwards U بسوی باختر بطرف مغرب
westward U بسوی باختر بطرف مغرب
favonian U وابسته به باد مغرب
south-west U جنوب غربی سوی جنوب باختر
north-westerly U وابسته بشمال باختر
north westerly U وابسته بشمال باختر
south west U جنوب باختر جنوب غربی
ionian U وابسته به مستعمره یونانی در کرانه باختر اسیای صغیر
Cornish U وابسته به کورنوال درجنوب غربی انگلستان
zephyr U باد مغرب نسیم باد مغرب
zephyrs U باد مغرب نسیم باد مغرب
west U مغرب
sunsets U مغرب
sunset U مغرب
west <adj.> U مغرب
occident U مغرب
occident U مغرب زمین
west U مغرب زمین
westerly U در جهت مغرب
wester U باد مغرب
hesper U ستاره مغرب
Morocco U کشور مغرب
evening pragen U نماز مغرب
vespers U نماز مغرب
westbound U مسافر مغرب
westwards U در جهت مغرب
westward U در جهت مغرب
vesperal U شامگاهی نماز مغرب
lobo U گرگ مغرب امریکا
bactria U باختر
west U باختر
occident U باختر
west <adj.> U باختر
north westerly U در شمال باختر
zephyrs U باختر باد
north west U در حال باختر
zephyr U باختر باد
north-westerly U در شمال باختر
south west U در جنوب باختر
on the west of iran U در باختر ایران
north west U شمال باختر
occidentally U سوی باختر
Middle West U باختر میانه
south west U سوی جنوب باختر
wester U بسوی باختر رفتن
north wester U باد شمال باختر
occidentally U در باختر بشیوه باختریان
westernization U فرنگی مابی پیروی از تمدن مغرب زمین
torna do U یکجور گردباد که در باختر.....میوزد
Don't touch me!; Don't you touch me! U به من خیلی نزدیک نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
land's end U دماغهای که در دورترین قسمت باختر انگلستان واقع است
Don't touch me!; Don't you touch me! U وارد منطقه شخصی من نشو ! [یک متر در فرهنگ باختر]
occidentalist U کسیکه فرهنگ و اداب باختریان را جستجو میکند باختر شناس
phallic U وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
hesperian U غربی
occidental U غربی
westerly U غربی
western hemisphere U نیمکره غربی
westwork U بدنه غربی
westernised U غربی شدن
westernization U غربی شدن
NW U شمال غربی
wester U طوفان غربی
west country whipping U بست غربی
Western Sahara U صحرای غربی
north westerly U شمال غربی
northwestwards U روبشمال غربی
north-westerly U شمال غربی
wester U باد غربی
Wild West U ایالتهای غربی
south western U جنوب غربی
westernizes U غربی شدن
westernizing U غربی کردن
westernizing U غربی شدن
westerly U باد غربی
ind U هند غربی
to lie east and west U شرقی غربی
south-western U جنوب غربی
north western U شمال غربی
north-western U شمال غربی
northwestern U شمال غربی
sou'westers U جنوب غربی
westernmost U غربی ترین
southwest U بادجنوب غربی
westernizes U غربی کردن
westernising U غربی کردن
westernises U غربی کردن
westernising U غربی شدن
westernize U غربی کردن
westernize U غربی شدن
westernises U غربی شدن
westernized U غربی کردن
westernized U غربی شدن
westernised U غربی کردن
east elevation U نمای غربی
first world U واقع دراروپای غربی
roaring forties U منطقه بادهای غربی
southwestwards U بسوی جنوب غربی
southwestward U بسوی جنوب غربی
southwesterner U اهل جنوب غربی
southwestern U واقع در جنوب غربی
southwest U واقع در جنوب غربی
westernised U تمدن غربی را پذیرفتن
southwester U باد جنوب غربی
westernises U تمدن غربی را پذیرفتن
westernized U تمدن غربی را پذیرفتن
northwester U طوفان شمال غربی
westernizes U تمدن غربی را پذیرفتن
westernizing U تمدن غربی را پذیرفتن
westernize U تمدن غربی را پذیرفتن
turk's capcactus U کاکتوس هند غربی
atlantic U دریای محیط غربی
westernising U تمدن غربی را پذیرفتن
turk'shead U کاکتوس هند غربی
northwester U باد شمال غربی
narthex U ایوان غربی کلیسا
northwestwards U بطرف شمال غربی
Western Samoa U کشور ساموآی غربی
libeccio U باد جنوب غربی
libecchio U باد جنوب غربی
Ivory Coast U کرانهی مرکزی و غربی افریقا
southwester U توفان یا تندباد جنوب غربی
Benin U کشور بنین در افریقای غربی
piedmont U ناحیهای در شمال غربی ایتالیا
jonah crab U خرچنگ بزرگ امریکای غربی
khowar U زبان رایج درشمال غربی پاکستان
GI U انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
harmattan U بادخشک زمستانی سواحل غربی افریقا
denier U نوعی مسکوک در فرانسه و اروپای غربی
finlander U اهل فینلاند ذرشمال غربی روسیه
New World U نیمکره غربی یا دنیای جدید امریکا
GIs U انجمن پردازش اطلاعات درالمان غربی
olympian U اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
syzygial U وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
bureaucratic U وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
dialectological U وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
choral U وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
subglacial U وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
telepathic U وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
troy U شهر تروا در شمال غربی اسیای صغیر
Indian style U [سبک معماری هندی متاثر از فرهنگ غربی]
st helena U جزیره سنت هلن درجنوب غربی افریقا
lexicographic U وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar U وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal U وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular U وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical U وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
sothic U وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
Nahavand U شهر نهاوند [در شمال غربی ایران نزدیک همدان]
granger road U راه اهنی که ازایالات غربی غله بارکرده میاورد
west lndies U جزایر هند غربی واقع بین اتازونی و امریکای جنوبی
cliquey U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
cliquy U وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
kinetic U وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
erotic U وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
monarchic U وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
supervisory U وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
rio treaty U پیمان منعقد بین کلیه کشورهای نیمکره غربی به استثناء کانادا
monroe doctrine U سیاست خارجی امریکا مبنی برمخالفت با گسترش نفوذاروپا درنیمکره غربی
south westerly U سوی جنوب غرب یا جنوب باختر
c U سومین حرف الفبای انگلیسی و غالب السنه غربی هرچیزی درمرتبه سوم
albanega U [دیوار لچکی بین قوس نعل اسبی غربی و قاب مستطیل اطراف آن]
Common Market U بازار مشترک جامعه اقتصادی اروپا سازمان متشکل ازکشورهای المان غربی ایتالیا
western european union U ایتالیا المان غربی که در سال 5591 به وجود امدو بیشتر جنبه نظامی دارد
sister services U یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
zygose U وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
lithic U وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
frontal U وابسته به پیشانی وابسته بجلو
western european union U اتحادیه اروپای غربی اتحادیه متشکل از انگلستان بلژیک فرانسه
Neanderthal U وابسته به انسان غارنشین وابسته به انسان وحشی واولیه
morphic U وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
hermitical U وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
marshall plan U طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
associating U وابسته وابسته کردن
associates U وابسته وابسته کردن
associated U وابسته وابسته کردن
associate U وابسته وابسته کردن
Alhambra U تزئینات الحمرا [در ساختمان غربی اسپانیا استفاده می شود که شامل مجموعه ای از غرفه های به هم متصل شده با دو حیاط بزرگ در هر گوشه می شود.]
popliteal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
epistemologycal U وابسته به معرفت شناسی وابسته به شناخت شناسی
poplitaeal U وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
physico chemical U وابسته به فیزیک و شیمی وابسته به شیمی فیزیکی
north-west U شمال غربی در شمال غرب
north west U شمال غرب شمال غربی
northwest U شمال غرب شمال غربی
life cycle hypothesis U فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
european unclear a energy agency U اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
cantabrigian U وابسته به
plantar U وابسته به کف پا
elfin U وابسته به جن
messianic U وابسته به
syncop U وابسته به غش
elysian U وابسته به
relative U وابسته
akin U وابسته
israelitish U وابسته به
cephalic U وابسته به سر
pertaining U وابسته
carpal U وابسته به مچ
thereof=of that U وابسته به ان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com