Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
He was running like a madman.
U
عین دیوانه ها داشت می دوید
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He ran like lightning.
U
او
[مرد]
مانند صاعقه دوید.
blood sprang to his cheeks
U
خون درگونه هایش دوید
One madman is pleased to see another .
<proverb>
U
دیوانه چو دیوانه بیند خوشش آید.
bedlam
U
وابسته به دیوانه ها یا دیوانه خانه
minute book
U
دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
conservation
U
داشت
article had two notes
U
داشت
note book
U
دفتریاد داشت
factum
U
یاد داشت
expectation
U
چشم داشت
talent
U
درون داشت
talents
U
درون داشت
without letted
U
باز داشت
expectations
U
چشم داشت
apanage
U
اختصاص داشت
when will women have the vote?
U
خواهند داشت
talented
U
درون داشت
expectantly
U
با چشم داشت
he adored that woman
U
ان زن رابسیاردوست می داشت
dwelt
U
منزل داشت
he loved her dear
U
اوبسیاردوست داشت
durst
U
زهره داشت
to make a note of
U
یاد داشت کردن
to take down
U
یاد داشت کردن
he complained with reason
U
داشت که گله میکرد
he kept me waiting
U
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
ephebe
U
شهری که از 81 تا 02 سال داشت
disposure
U
نمایش عرضه داشت
to make a minute of
U
یاد داشت کردن
to set down
U
یاد داشت کردن
to take notes of
U
یاد داشت برداشتن از
annotator
U
یاد داشت کننده
outlook
U
منظره چشم داشت
writing pad
U
دسته یاد داشت
the dog wasled
U
سگ بند در گردن داشت
block note paper
U
دسته کاغذیاد داشت
He was looking for you.
U
داشت دنبالت می گشت
prospectiveness
U
چشم داشت به اینده
to minute down
U
یاد داشت کردن
i will note it down
U
یاد داشت میکنم
it had a europeanlook
U
نمود اروپایی داشت
He looked well groomed . He had a tidy appearance .
U
سرووضع مرتبی داشت
marrige of convenience
U
پیوند با چشم داشت
that point was of p interest
U
ان نکته جالبیست ویژهای داشت
She was talking to (with ) a friend .
U
داشت با دوستش صحبت می کرد
There will be a delay of 8 minutes.
8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ?
U
تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
fusileer
U
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
it weighed kilogrammes
U
بود سه کیلوگرم وزن داشت
no song no supper
U
تانخوانی شام نخواهیم داشت
durst
U
جرات داشت جسارت کرد
he sold the good ones
U
هرچه خوب داشت فروخت
The girl was penciling her eyebrows .
U
دخترک داشت ابروهایش را می کشید
fusilier
U
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
he was in purpose to do it
U
در نظر داشت که ان کار رابکند
he would be sure to like it
U
یقینا انرادوست خواهد داشت
prospect of success
U
چشم داشت یا امید کامیابی
All his belongings were stolen .
U
هرچه داشت بردند (دزدیدند)
He wanted to incite the people.
U
قصد داشت مردم راتحریک کند
His request was in the nature of a command.
U
خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
quinquereme
U
یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
The bus stopped for fuel
[ to get gas]
.
U
اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
marshalsea
U
دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
count palatine
U
قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
He tried to conceal the facts.
U
سعی داشت حقیقت را پنهان کند
u.sings
[ and+]
U
با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
life is not worth an hour's p
U
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
pistole
U
سکه زرکه بیشتردراسپانی رواج داشت
og
U
الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
to preach from notes
U
از روی یاد داشت وضع کردن
on old woman past sixty
U
پیرزنی بیش از شصت سال داشت
he made me wait
U
مرا منتظر یا معطل نگاه داشت
notate
U
یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
on shall from a quo rum
U
جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
lostlabour
U
کارذوقی که کننده انراچشم داشت پاداش نیست
of livery
U
ایانوکر جامه ویژه داشت یاجامه ساده
She was crying over her misfortunes.
U
ازدست بدبختی هایش ناله وفریاد داشت
She married a man old eonugh to be her father.
U
با مردی که جای پدرش را داشت ازدواج کرد
to serve a notice on some one
U
اخطار یا یاد داشت برای کسی فرستادن
no paternosterŠno p
U
تادعای ربانی نخوانی پول نخواهی داشت
groschen
U
سکه سیم المانی که پیشتر رواج داشت
The judge will have the final say on the matter.
U
قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
He had the air of a frightened(scared)child.
U
حالت بچه ای را داشت که وحشت زده شده بود
complete transaction
U
معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
kreutzer
U
نام سکه مس وسیم که پیشتردرالمان واطریش رواج داشت
that book will immortalize him
U
ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
nestorianism
U
عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
parnassian
U
نام کوهی در یونان مرکزی که اختصاص داشت به الهه شعر
record prices
U
بهترین نرخ هائی که تاکنون یاد داشت یا ثبت شده
crack brained
U
دیوانه
brainsick
U
دیوانه
phrenetic
U
دیوانه
madman woman
U
دیوانه
beside one's self
U
دیوانه
energumen
U
دیوانه
frenetical
U
دیوانه
furibund
U
دیوانه
mad brained
U
دیوانه
out of one's wits
U
دیوانه
moon mad
U
دیوانه
moonstruck
U
دیوانه
berserker
U
دیوانه
hare brained
U
دیوانه
foolish
U
دیوانه
craziest
U
دیوانه
crazy
U
دیوانه
insane
U
دیوانه
lunatic
U
دیوانه
demented
U
دیوانه
nuts
U
دیوانه
off one's rocker
<idiom>
U
دیوانه
bedlam
U
دیوانه
crackers
<adj.>
U
دیوانه
psychotic
U
دیوانه
crazed
U
دیوانه
deranged
U
دیوانه
out to lunch
<idiom>
U
دیوانه
lunatics
U
دیوانه
manic
U
دیوانه
fooled
U
دیوانه
fooling
U
دیوانه
fools
U
دیوانه
mad
U
دیوانه
crazier
U
دیوانه
maddest
U
دیوانه
frenzied
U
دیوانه
bonkers
U
دیوانه
madcap
U
دیوانه
wild about
U
دیوانه
fey
U
دیوانه
of unsound mind
U
دیوانه
fool
U
دیوانه
luny
U
دیوانه
berserk
U
دیوانه
gaga
U
دیوانه
maniacal
U
دیوانه
mooney
U
دیوانه
moony
U
دیوانه
non compos
U
دیوانه
off ones he
U
دیوانه
raving
U
دیوانه
cracked
U
دیوانه
cuckoo
U
دیوانه
cuckoos
U
دیوانه
looney
U
دیوانه
loonies
U
دیوانه
loony
U
دیوانه
critical engine
U
موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
loony bin
U
دیوانه خانه
loony bins
U
دیوانه خانه
frenzied
U
دیوانه وار
demonic
U
شیطانی دیوانه
nutty
U
معطر دیوانه
nuttiest
U
معطر دیوانه
nuttier
U
معطر دیوانه
Lunatic. Raving mad.
U
دیوانه زنجیری
madmen
U
مرد دیوانه
craze
U
دیوانه کردن
natural
U
دیوانه عادی
maniacs
U
دیوانه وار
maniacs
U
ادم دیوانه
maniac
U
دیوانه وار
maniac
U
ادم دیوانه
madly
U
دیوانه وار
batty
U
دیوانه احمق
battiest
U
دیوانه احمق
battier
U
دیوانه احمق
naturals
U
دیوانه عادی
madman
U
مرد دیوانه
insanely
U
دیوانه وار
maddens
U
دیوانه کردن
rave
U
دیوانه شدن
raves
U
دیوانه شدن
crazily
U
دیوانه وار
maniacally
U
دیوانه وار
crackpot
U
دیوانه بی ازار
lose one's marbles
<idiom>
U
دیوانه شدن
maddened
U
دیوانه کردن
furiously
U
دیوانه وار
madden
U
دیوانه کردن
frenzy
U
دیوانه کردن
franticly
U
دیوانه وار
frantically
U
دیوانه وار
crackpots
U
دیوانه بی ازار
raved
U
دیوانه شدن
crazes
U
دیوانه کردن
he has raving mad
U
چنان دیوانه
lose one's head
U
دیوانه شدن
to send mad
U
دیوانه کردن
psyho
U
ادم دیوانه
demoniac
U
دیوانه وار
demoniacal
U
دیوانه وار
demonize
U
دیوانه کردن
drive mad
U
دیوانه کردن
moonsick
U
دیوانه وار
half mad
U
اندکی دیوانه
half made
U
اندکی دیوانه
loco
U
مجنون دیوانه
half made
U
نیم دیوانه
to drive wild
U
دیوانه کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com