Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 303 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
blow up
U
عکس بزرگ شده
blow-up
U
عکس بزرگ شده
blow-ups
U
عکس بزرگ شده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
marquee
U
چادر بزرگ
marquee
U
خیمه بزرگ سایبان
marquees
U
چادر بزرگ
marquees
U
خیمه بزرگ سایبان
jumbo
U
بزرگ
jumbos
U
بزرگ
spike
U
میخ بزرگ میخ طویله
database
U
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
databases
U
مجموعه پیچیده از فایل ها یا دادههای ذخیره شده به صورت ساخت یافته در یک حافظه بزرگ که توسط یک یا چند کاربر در ترمینالهای مختلف قابل دستیابی است
grandma
U
مادر بزرگ
grandmas
U
مادر بزرگ
fax
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxed
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxes
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
faxing
U
کارت آداپتور که وارد یک حفره بزرگ میشود و باعث میشود کامپیوتر داده فکس را ارسال و دریافت کند
spider
U
عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
spiders
U
عدسی بزرگ نمای روی قطب نما
slice
U
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices
U
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
therm
U
معادل هزارکالری بزرگ
therms
U
معادل هزارکالری بزرگ
saturation
U
آزمایش شبکه ارتباطی , با ارسال حجم بزرگ داده وپیام روی آن
scale
U
کار کردن با حجم کوچک یا بزرگ داده
pillow
U
صخره بزرگ زیر اب در عمق کافی برای جریان ارام اب
pillows
U
صخره بزرگ زیر اب در عمق کافی برای جریان ارام اب
gather
U
بزرگ شدن
gathered
U
بزرگ شدن
sheet
U
یک قطعه کاغذ بزرگ
sheets
U
یک قطعه کاغذ بزرگ
partition
U
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
partitions
U
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
central
U
که برای تولید کلمات بزرگ CPU با استفاده از روش ها تقسم بیت به کار می رود
colon
U
نشان دونقطه دونقطه یعنی این علامت : روده بزرگ
colons
U
نشان دونقطه دونقطه یعنی این علامت : روده بزرگ
micro
U
کم بزرگ کننده
micros
U
کم بزرگ کننده
share
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares
U
IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
mammoth
U
فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
mammoths
U
فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
pontiff
U
کاهن بزرگ
pontiff
U
کشیش بزرگ پاپ
pontiffs
U
کاهن بزرگ
pontiffs
U
کشیش بزرگ پاپ
distribute
U
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributes
U
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
distributing
U
سیستم پردازش یک سازمان بزرگ با بسیاری کامپیوترهای کوچک در ایستگاههای کاری مختلف به جای یک کامپیوتر مرکزی
overlay
U
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlaying
U
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
overlays
U
بخشهای کوچک برنامه بزرگ که در حافظه بار می شوند در صورت لزوم و اجرا می شوند
background
U
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
background
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
backgrounds
U
فرآیند با حق تقدم پایین که تا وقتی منبع فرآیند بزرگ فراهم شود پردازش میشود
backgrounds
U
سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
high
U
بزرگ
high
U
خیلی بزرگ
highest
U
بزرگ
highest
U
خیلی بزرگ
highs
U
بزرگ
highs
U
خیلی بزرگ
capital
U
حرف بزرگ
major
U
بزرگ
majored
U
بزرگ
majoring
U
بزرگ
capitals
U
کلیدی روی صفحه کلید که باعث میشود همه حروف بزرگ نوشته شوند
capitals
U
حالت بزرگ حروف
hamster
موش بزرگ
hamsters
U
موش بزرگ
chute
U
چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
chutes
U
چترنجات محوطه کوچک گاو پیش از ورود به میدان بادبان سه گوش بزرگ
name
U
نام یک شرکت بزرگ
names
U
نام یک شرکت بزرگ
walloping
U
بزرگ
wallopings
U
بزرگ
swingeing
U
بزرگ
halibut
U
نوعی ماهی پهن بزرگ
halibuts
U
نوعی ماهی پهن بزرگ
august
U
بزرگ جاه
large
U
بزرگ
larger
U
بزرگ
largest
U
بزرگ
enormous
U
بزرگ
nurture
U
غذا بزرگ کردن
nurtured
U
غذا بزرگ کردن
nurtures
U
غذا بزرگ کردن
nurturing
U
غذا بزرگ کردن
nave
U
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
naves
U
سالن کلیسا یا سایر سالنهای بزرگ
guide
U
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guided
U
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guides
U
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
common
U
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد
commoners
U
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد
commonest
U
استانداری برای تصاویر ویدیویی که پیکسلهای تصویر را بزرگ و پهن نشان میدهد
gross
U
بزرگ
gross
U
بزرگ کردن
grossed
U
بزرگ
grossed
U
بزرگ کردن
grosser
U
بزرگ
Other Matches
My grandparents are six feet under.
<idiom>
U
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania
U
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
big game
U
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
fossil
U
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
macropterous
U
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
grandam
U
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparent
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
so large
U
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparents
U
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
cray
U
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
grosses
U
بزرگ
small
U
بزرگ نه
vast
U
بزرگ
megapod
U
بزرگ پا
grossing
U
بزرگ
big
U
بزرگ
headman
U
بزرگ
grossest
U
بزرگ
nonus
U
بزرگ
smaller
U
بزرگ نه
propylon
U
در بزرگ
paternal grandmother
U
نه نه بزرگ
headmen
U
بزرگ
biggest
U
بزرگ
bigger
U
بزرگ
stour
U
بزرگ
macrocephalic
U
بزرگ سر
macro
U
بزرگ
long ton
U
تن بزرگ
massive
U
بزرگ
majestic
U
بزرگ
voluminous
U
بزرگ
hugeous
U
بزرگ
immane
U
بزرگ
greatest
U
بزرگ
great-
U
بزرگ
great
U
بزرگ
of a large size
U
بزرگ
large sized a
U
بزرگ
large sized
U
بزرگ
massively
U
بزرگ
majuscule
U
بزرگ
majuscular
U
بزرگ
smallest
U
بزرگ نه
extra
U
بزرگ
extra-
U
بزرگ
extras
U
بزرگ
gate
U
در بزرگ
gates
U
در بزرگ
magacephalic
U
بزرگ سر
king size
U
بزرگ
canis major
U
سگ بزرگ
bulky
U
بزرگ
bulkier
U
بزرگ
bulkiest
U
بزرگ
grave
U
بزرگ
graves
U
بزرگ
canis majoris
U
سگ بزرگ
spankings
U
بزرگ
full bottomed
U
بزرگ
gravest
U
بزرگ
egregious
U
بزرگ
considerably large
U
بس بزرگ
adults
U
بزرگ
adult
U
بزرگ
mightier
U
بزرگ
mightiest
U
بزرگ
mighty
U
بزرگ
decuman
U
بزرگ
dignified
U
بزرگ
spanking
U
بزرگ
swith
U
بزرگ
bandog
U
سگ بزرگ
extensive
U
بزرگ
vasty
U
بزرگ
doyennes
U
زن بزرگ
eminent
U
بزرگ
doyenne
U
زن بزرگ
mausoleums
U
ارامگاه بزرگ
bronchocele
U
بزرگ شدگی
mausoleum
U
ارامگاه بزرگ
caldron
U
کتری بزرگ
paterfamilias
U
بزرگ خانواده
aggrandize
U
بزرگ کردن
platters
U
بشقاب بزرگ
platter
U
بشقاب بزرگ
blunders
U
اشتباه بزرگ
aggrandise
U
بزرگ شدن
aggrandise
U
بزرگ کردن
big bang
U
انفجار بزرگ
bonefire
U
اتش بزرگ
big league
U
لیگ بزرگ
antrum
U
غار بزرگ
arch enemy
U
دشمن بزرگ
archduchess
U
دوشس بزرگ
zoom
U
بزرگ کردن
swell
U
بزرگ شدن
avous
U
پدر بزرگ
zoomed
U
بزرگ کردن
argosy
U
کشتی بزرگ
archpriest
U
کشیش بزرگ
archenemy
U
دشمن بزرگ
archbshop
U
اسقف بزرگ
magnifications
U
بزرگ نمایی
bass fiddle
U
ویلن سل بزرگ
magnification
U
بزرگ نمایی
bass drum
U
طبل بزرگ
a large car
U
یک اتومبیل بزرگ
grand father
U
پدر بزرگ
zooms
U
بزرگ کردن
arch fiend
U
دیو بزرگ
archfiend
U
دیو بزرگ
archduke
U
دوک بزرگ
maximising
U
بزرگ کردن
maximize
U
بزرگ کردن
maximized
U
بزرگ کردن
maximizes
U
بزرگ کردن
maximizing
U
بزرگ کردن
swelled
U
بزرگ شدن
swells
U
بزرگ شدن
distend
U
بزرگ کردن
distending
U
بزرگ کردن
distends
U
بزرگ کردن
billow
U
موج بزرگ اب
billowed
U
موج بزرگ اب
billowing
U
موج بزرگ اب
billows
U
موج بزرگ اب
bulldog
U
نوعی سگ بزرگ
maximises
U
بزرگ کردن
maximised
U
بزرگ کردن
dilating
U
بزرگ کردن
enlarges
U
بزرگ کردن
enlarging
U
بزرگ کردن
magnified
U
بزرگ کردن
magnifies
U
بزرگ کردن
magnify
U
بزرگ کردن
magnifying
U
بزرگ کردن
grandmother
U
مادر بزرگ
grandmothers
U
مادر بزرگ
dilate
U
بزرگ کردن
dilates
U
بزرگ کردن
bulldogs
U
نوعی سگ بزرگ
whacking
U
خیلی بزرگ
lumped
U
بزرگ شدن
lumps
U
بزرگ شدن
heave
U
بزرگ کردن
heaved
U
بزرگ کردن
longbow
U
کمان بزرگ
longbows
U
کمان بزرگ
emporia
U
بازار بزرگ
emporium
U
بازار بزرگ
cataclysm
U
سیل بزرگ
cataclysms
U
سیل بزرگ
blunder
U
اشتباه بزرگ
blundered
U
اشتباه بزرگ
lump
U
بزرگ شدن
lofty
U
بلند بزرگ
grandest
U
بزرگ مهم
whackings
U
خیلی بزرگ
store
U
مغازه بزرگ
storing
U
مغازه بزرگ
emporiums
U
بازار بزرگ
tankard
U
ابخوری بزرگ
tankards
U
ابخوری بزرگ
hunk
U
تکه بزرگ
grand
U
بزرگ مهم
grander
U
بزرگ مهم
bonfire
U
اتش بزرگ
bonfires
U
اتش بزرگ
bollard
U
موت بزرگ
bollards
U
موت بزرگ
viola
U
ویولن بزرگ
magnum opus
U
کار بزرگ
blundering
U
اشتباه بزرگ
capital letter
U
حرف بزرگ
mandola
U
ماندولین بزرگ
sea captain
U
ملاح بزرگ
stull
U
لقمه بزرگ
stull
U
قطعه بزرگ
supergalaxy
U
کهکشان بزرگ
the great vassals
U
تیولداران بزرگ
the powers
U
دولتهای بزرگ
the supreme
U
خدای بزرگ
to fil out
U
بزرگ شدن
to grow old
U
بزرگ شدن
to grow up
U
بزرگ شدن
tun
U
بشکه بزرگ
ursa major
U
خرس بزرگ
ursae majoris
U
خرس بزرگ
heavyweight
U
بزرگ و سنگین
heavyweights
U
بزرگ و سنگین
land mass
U
سرزمین بزرگ
saint bernard
U
نوعی سگ بزرگ
protonotary
U
محر ر بزرگ
mandore
U
ماندولین بزرگ
master mind
U
فکر بزرگ
megalocephalia
U
بزرگ سری
megalopolis
U
بزرگ شهر
minster
U
کلیسای بزرگ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com