English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
whistle a different tune <idiom> U عوض کردن میل شخصی ویاعقیده گذشته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
f.drss U جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscriber U 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscribers U 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
let bygones be bygones <idiom> U فراموش کردن اتفاقات گذشته
in one's hair <idiom> U عصبانی کردن شخصی
individualization of punshment U شخصی کردن مجازاتها
talk shop <idiom> U درموردکار شخصی صحبت کردن
get a grip of oneself <idiom> U کنترل کردن احساسات شخصی
chew out (someone) <idiom> U به شدت سرزنش کردن (شخصی)
have over <idiom> U شخصی را به خانه خود دعوت کردن
clip someone's wings <idiom> U محدود کردن فعالیت یاامکانات شخصی
make ends meet <idiom> U باپول شخصی گذران روزگار کردن
Give the benefit of the doubt <idiom> U [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
talk into <idiom> U موافقت شخصی برای انجام کاری راجلب کردن
head-hunting <idiom> U جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
zero in on <idiom> U تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
cover one's tracks <idiom> U پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
due out U از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
invisible hand U فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
report program generator U زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
yesternight U شب گذشته
not to mention <conj.> U گذشته از
bypast U گذشته
not to speak of <conj.> U گذشته از
let [leave] alone <conj.> U گذشته از
to say nothing of <conj.> U گذشته از
foreby U گذشته
forepassed U گذشته
asides U گذشته از
gone by U گذشته
past U گذشته
spun or span U گذشته
by gone U گذشته
historical U گذشته
preceded U گذشته
and certainly not <conj.> U گذشته از
foretime U گذشته
forepast U گذشته
aside U گذشته از
due out U گذشته
What is past is past . what is gone is gone . U گذشته ها گذشته
aside from U گذشته از
older U گذشته
over with U گذشته
last night U شب گذشته
old U گذشته
bygone U گذشته
oldest U گذشته
departed U گذشته
beyoned the pale U از حد گذشته
last a U گذشته
agone U گذشته
beyond that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
sware U گذشته swear
expired U گذشته از موعد
over and above <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
sup.latest or last U تازه گذشته
yesterday U زمان گذشته
past tense U زمان گذشته
in the p U درزمان گذشته
belatedly U ازموقع گذشته
belated U ازموقع گذشته
in a. to this U گذشته ازاین
regression U بازگشت به گذشته
nostalgia U حسرت گذشته
out of date U از تاریخ گذشته
exposed U سر راه گذشته
the year past U سال گذشته
furthermore <adv.> U گذشته از این
in addition <adv.> U گذشته از این
moreover <adv.> U گذشته از این
on top of this <adv.> U گذشته از این
over and above <adv.> U گذشته از این
what is more <adv.> U گذشته از این
beyond that <adv.> U گذشته از این
on top of that <adv.> U گذشته از این
on to <adv.> U گذشته از این
further [moreover] <adv.> U گذشته از این
forby <adv.> U گذشته از این
aside from that <adv.> U گذشته از این
the preterite tense U زمان گذشته
the present and the past U گذشته و حال
the present and the past U حال و گذشته
the present and the past U اکنون و گذشته
the past tense U زمان گذشته
late U تازه گذشته
additionally <adv.> U گذشته از این
furthermore <adv.> U از این گذشته
also [moreover] <adv.> U گذشته از این
additionally <adv.> U از این گذشته
also [moreover] <adv.> U از این گذشته
additionally <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
also [moreover] <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
aside from that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
forby <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
furthermore <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
further [moreover] <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
in addition <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
moreover <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on to <adv.> U از این گذشته
on top of that <adv.> U از این گذشته
beyond that <adv.> U از این گذشته
aside from that <adv.> U از این گذشته
besides <adv.> U از این گذشته
forby <adv.> U از این گذشته
bygone U چیزهای گذشته
further [moreover] <adv.> U از این گذشته
in addition <adv.> U از این گذشته
moreover <adv.> U از این گذشته
on top of this <adv.> U از این گذشته
over and above <adv.> U از این گذشته
what is more <adv.> U از این گذشته
on top of this <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
ex post U به اعتبار گذشته
redolence U خاطرات گذشته
retrospective falsification U تحریف گذشته
besides <adv.> U گذشته از این
pt U زمان گذشته
self devoted U از خود گذشته
self giving U از خود گذشته
retrospective view [on] U نگاه به گذشته
also U گذشته از این
past U گذشته از ماورای
retrospect U شامل گذشته
upheld U گذشته uphold
outdid U گذشته outdo
bled U گذشته Bleed
desperate U از جان گذشته
by gone U قدیمی گذشته ها
furthermore U از این گذشته
by gone U چیزهای گذشته
desperado U از جان گذشته
sprang U گذشته gnirps
retrospect U نگاه به گذشته
retroactive U معطوف به گذشته
stale cheque U چک تاریخ گذشته
lastmonth U ماه گذشته
last year U سال گذشته
next week U هفته گذشته
last sunday U یکشنبه گذشته
ultimo U ماه گذشته
ultimo U در ماه گذشته
whish U بسرعت گذشته
over and above U گذشته ازاین
backs U عقبی گذشته
back U عقبی گذشته
over- U گذشته اضافی
over U گذشته اضافی
past years U سالهای گذشته
swore U گذشته sweatr
rode U گذشته ride
yesteryear U سال گذشته
further on U از این گذشته
on to <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
last week U هفته گذشته
the last two years U دوسال اخیر یا گذشته
overdue draft U برات سررسید گذشته
Joking apart. U از شوخی گذشته ( جدی )
To review the past in ones minds eye . U گذشته را از نظر گذراندن
one cannot put back the time <proverb> U زمان گذشته نیاید به بر
In the course of the past centuries. U درطی قرنهای گذشته
ultimo U مربوط به ماه گذشته
During the past few days. U طی چند روز گذشته
not to mention U گذشته از قطع نظر از
passe U کهنه مسلک گذشته
gladiator U پهلوان از جان گذشته
gladiators U پهلوان از جان گذشته
long U دیر گذشته ازوقت
long- U دیر گذشته ازوقت
longed U دیر گذشته ازوقت
longer U دیر گذشته ازوقت
secondary U حاکی از زمان گذشته
longest U دیر گذشته ازوقت
longs U دیر گذشته ازوقت
The water has risen over his head . <proverb> U آب از سرش گذشته است .
see in the past makes saw U فعل see در گذشته sawمیشود
(a) while back <idiom> U هفتها یا ماهای گذشته
took U زمان گذشته فعل take
retroact U شامل گذشته شدن
overdue U از موعد گذشته منقضی
ex post facto U شامل اصول گذشته
came U گذشته فعل امدن
got U زمان گذشته فعل get
latest U تازه گذشته اینده
kamikaze U خلبان ازجان گذشته ژاپنی
chickens come home to roost <idiom> U چوب کارهای گذشته را خوردن
over a U گذشته ازسن بلوغ یا12سال
Act according to the previous procedure. U بترتیب گذشته عمل کنید
strove U گذشته وقسمت سوم strive
shone U گذشته و اسم مفعول shine
He is past work. U دیگر از سن کار کردنش گذشته
retroactively U چنانکه شامل گذشته شود
letter of d ult U مامه سوم ماه گذشته
lit U زمان گذشته فعل light
spoiled or spoilt U گذشته و قسمت سوم spoil
rapped U گذشته و قسمت سوم rap
sought U گذشته و قسمت سوم seek
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com