English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
whistle a different tune <idiom> U عوض کردن میل شخصی ویاعقیده گذشته
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
f.drss U جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscribers U 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscriber U 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
let bygones be bygones <idiom> U فراموش کردن اتفاقات گذشته
individualization of punshment U شخصی کردن مجازاتها
in one's hair <idiom> U عصبانی کردن شخصی
chew out (someone) <idiom> U به شدت سرزنش کردن (شخصی)
talk shop <idiom> U درموردکار شخصی صحبت کردن
get a grip of oneself <idiom> U کنترل کردن احساسات شخصی
clip someone's wings <idiom> U محدود کردن فعالیت یاامکانات شخصی
make ends meet <idiom> U باپول شخصی گذران روزگار کردن
have over <idiom> U شخصی را به خانه خود دعوت کردن
Give the benefit of the doubt <idiom> U [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
head-hunting <idiom> U جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
talk into <idiom> U موافقت شخصی برای انجام کاری راجلب کردن
zero in on <idiom> U تمام توجه شخصی را جلب کردن(میخ کسی شدن)
cover one's tracks <idiom> U پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
due out U از وقت مصرف گذشته از وقت گذشته
invisible hand U فرد در تعقیب منافع شخصی خود بطورخودکار به حداکثر کردن منافع جامعه کمک میکند
report program generator U زبان برنامه نویسی درکامپیوترهای شخصی برای آماده کردن گزارشات تجاری که به دادههای درون فایل , پایگاه داده ها و...امکان شامل شدن میدهد
gone by U گذشته
over with U گذشته
past U گذشته
aside from U گذشته از
forepast U گذشته
What is past is past . what is gone is gone . U گذشته ها گذشته
last a U گذشته
foretime U گذشته
departed U گذشته
by gone U گذشته
spun or span U گذشته
bypast U گذشته
asides U گذشته از
beyoned the pale U از حد گذشته
aside U گذشته از
last night U شب گذشته
foreby U گذشته
forepassed U گذشته
agone U گذشته
preceded U گذشته
bygone U گذشته
not to mention <conj.> U گذشته از
due out U گذشته
yesternight U شب گذشته
historical U گذشته
and certainly not <conj.> U گذشته از
to say nothing of <conj.> U گذشته از
old U گذشته
older U گذشته
oldest U گذشته
not to speak of <conj.> U گذشته از
let [leave] alone <conj.> U گذشته از
stale cheque U چک تاریخ گذشته
out of date U از تاریخ گذشته
nostalgia U حسرت گذشته
belatedly U ازموقع گذشته
belated U ازموقع گذشته
besides <adv.> U گذشته از این
what is more <adv.> U گذشته از این
over and above <adv.> U گذشته از این
backs U عقبی گذشته
past U گذشته از ماورای
additionally <adv.> U گذشته از این
also [moreover] <adv.> U گذشته از این
the past tense U زمان گذشته
aside from that <adv.> U گذشته از این
forby <adv.> U گذشته از این
further [moreover] <adv.> U گذشته از این
moreover <adv.> U گذشته از این
on top of this <adv.> U گذشته از این
regression U بازگشت به گذشته
sware U گذشته swear
exposed U سر راه گذشته
swore U گذشته sweatr
ex post U به اعتبار گذشته
back U عقبی گذشته
sup.latest or last U تازه گذشته
in addition <adv.> U گذشته از این
beyond that <adv.> U گذشته از این
moreover <adv.> U از این گذشته
past tense U زمان گذشته
also [moreover] <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
aside from that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
besides <adv.> U از این گذشته
forby <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
furthermore <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
aside from that <adv.> U از این گذشته
additionally <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of this <adv.> U از این گذشته
over and above <adv.> U از این گذشته
in addition <adv.> U از این گذشته
beyond that <adv.> U از این گذشته
on top of that <adv.> U از این گذشته
further [moreover] <adv.> U از این گذشته
on to <adv.> U از این گذشته
forby <adv.> U از این گذشته
also [moreover] <adv.> U از این گذشته
further [moreover] <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
in addition <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> U گذشته از این
on to <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> U از این گذشته
bygone U چیزهای گذشته
on to <adv.> U گذشته از این
yesterday U زمان گذشته
additionally <adv.> U از این گذشته
moreover <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of this <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
over and above <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
what is more <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
beyond that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
on top of that <adv.> U به جز آن [گذشته از این]
late U تازه گذشته
further on U از این گذشته
retroactive U معطوف به گذشته
past years U سالهای گذشته
over and above U گذشته ازاین
also U گذشته از این
redolence U خاطرات گذشته
rode U گذشته ride
sprang U گذشته gnirps
in the p U درزمان گذشته
retrospective falsification U تحریف گذشته
ultimo U در ماه گذشته
whish U بسرعت گذشته
yesteryear U سال گذشته
furthermore U از این گذشته
furthermore <adv.> U از این گذشته
furthermore <adv.> U گذشته از این
expired U گذشته از موعد
bled U گذشته Bleed
outdid U گذشته outdo
upheld U گذشته uphold
desperate U از جان گذشته
desperado U از جان گذشته
in a. to this U گذشته ازاین
retrospect U نگاه به گذشته
retrospect U شامل گذشته
ultimo U ماه گذشته
lastmonth U ماه گذشته
last year U سال گذشته
over- U گذشته اضافی
last sunday U یکشنبه گذشته
last week U هفته گذشته
pt U زمان گذشته
over U گذشته اضافی
retrospective view [on] U نگاه به گذشته
by gone U چیزهای گذشته
self giving U از خود گذشته
the year past U سال گذشته
next week U هفته گذشته
the present and the past U حال و گذشته
the present and the past U گذشته و حال
the present and the past U اکنون و گذشته
by gone U قدیمی گذشته ها
self devoted U از خود گذشته
the preterite tense U زمان گذشته
In the course of the past centuries. U درطی قرنهای گذشته
long U دیر گذشته ازوقت
Joking apart. U از شوخی گذشته ( جدی )
overdue U از موعد گذشته منقضی
gladiator U پهلوان از جان گذشته
longs U دیر گذشته ازوقت
ex post facto U شامل اصول گذشته
gladiators U پهلوان از جان گذشته
the last two years U دوسال اخیر یا گذشته
see in the past makes saw U فعل see در گذشته sawمیشود
(a) while back <idiom> U هفتها یا ماهای گذشته
During the past few days. U طی چند روز گذشته
longest U دیر گذشته ازوقت
longed U دیر گذشته ازوقت
The water has risen over his head . <proverb> U آب از سرش گذشته است .
came U گذشته فعل امدن
retroact U شامل گذشته شدن
long- U دیر گذشته ازوقت
got U زمان گذشته فعل get
ultimo U مربوط به ماه گذشته
not to mention U گذشته از قطع نظر از
secondary U حاکی از زمان گذشته
took U زمان گذشته فعل take
passe U کهنه مسلک گذشته
overdue draft U برات سررسید گذشته
one cannot put back the time <proverb> U زمان گذشته نیاید به بر
To review the past in ones minds eye . U گذشته را از نظر گذراندن
latest U تازه گذشته اینده
longer U دیر گذشته ازوقت
shone U گذشته و اسم مفعول shine
her prime of life is past U عنفوان جوانی وی گذشته است
knelt U گذشته و قسمت سوم kneel
He is past work. U دیگر از سن کار کردنش گذشته
in the last fortnight U دراین پانزده روز گذشته
kamikaze U خلبان ازجان گذشته ژاپنی
Act according to the previous procedure. U بترتیب گذشته عمل کنید
adside from U صرفنظر از اینکه گذشته از این
past U پیشینه وابسته بزمان گذشته
rapped U گذشته و قسمت سوم rap
chickens come home to roost <idiom> U چوب کارهای گذشته را خوردن
sped U گذشته و قسمت سوم speed
letter of d ult U مامه سوم ماه گذشته
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com