Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
byeffect
U
عوارض جانبی
side effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
adverse reaction
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
by-effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
byeffect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
fall-out
[side effect]
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
secondary effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
spillover effect
U
عوارض جانبی
[اثر جانبی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Ask your doctor or pharmacist about any health risks and possible side effects.
U
در مورد هر خطرات سلامتی و عوارض جانبی احتمالی از دکتر یا داروساز خود بپرسید.
Other Matches
hypsometric diagram
U
طرح منظری عوارض نمایی که عوارض در ان با سایه زدن مشخص شده باشد
tolling
U
عوارض عبور عوارض راهداری
toll
U
عوارض عبور عوارض راهداری
tolls
U
عوارض عبور عوارض راهداری
warehousing system
U
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
topography
U
نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
duty
U
عوارض گمرکی عوارض
expansion interface
U
حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
bells and whistles
U
خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
sidelap
U
بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
peripheral
U
مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication
U
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
wait condition
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state
U
1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down
U
خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
externals
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
external
U
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray
U
بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
taxed
U
عوارض
tax
U
عوارض
taxes
U
عوارض
toll
U
عوارض
dues
U
عوارض
due
U
عوارض
complications
U
عوارض
imposition
U
عوارض
tolls
U
عوارض
complication
U
عوارض
tolling
U
عوارض
ratepayer
U
عوارض دهنده
ratepayers
U
عوارض دهنده
tolling
U
عوارض راهداری
rates and taxes
U
عوارض ومالیات
toll
U
عوارض راهداری
wharfage
U
عوارض باراندازی
toll
U
عوارض عبور
rate of duty
U
نرخ عوارض
terrain features
U
عوارض زمین
scatt
U
مالیات عوارض
tolls
U
عوارض راهداری
contour
U
عوارض زمین
tolling
U
عوارض عبور
customs duties
U
عوارض گمرکی
customs duty
U
عوارض گمرکی
feature line
U
خط عوارض زمین
tolls
U
عوارض عبور
berthage
U
عوارض اسکله
ratings
U
میزان عوارض
terrain
U
عوارض زمین
rating
U
میزان عوارض
imposition
U
عوارض فریب
shaded relief
U
عوارض مشخص یا بسیارناهموار
tollgate
U
محل پرداخت عوارض
tollhouse
U
محل پرداخت عوارض
duty free
U
معاف از عوارض گمرکی
dutiable
U
مشمول مالیات و عوارض
tariff
U
عوارض تعرفه گمرکی
topography
U
تهیه نقشه از عوارض
contour map
U
نقشه عوارض نما
quayage
U
عوارض گمرکی و دریایی
railroad tariff
U
عوارض راه اهن
tariffs
U
عوارض تعرفه گمرکی
river dues
U
عوارض استفاده از ابراهها
tollhouses
U
محل پرداخت عوارض
key terrain features
U
عوارض حساس زمین
featured
U
عوارض زمین عارضه
features
U
عوارض زمین عارضه
free of duty
U
معاف از عوارض گمرکی
hydrography
U
ضبط عوارض ابی
acoustics
U
علم عوارض شنوایی
feature
U
عوارض زمین عارضه
featuring
U
عوارض زمین عارضه
towage
U
عوارض یدک کشی
spillover costs
U
عوارض منفی خارجی
infill
U
عوارض روی نقشه
rate
U
تندی سرعت عوارض
rates
U
تندی سرعت عوارض
flank observation
U
دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
culturing
U
عوارض شهری مناطق شهرنشین
culture
U
عوارض شهری مناطق شهرنشین
plane table map
U
نقشه مسطحه عوارض نما
relief
U
نقشه برداری عوارض زمین
Customs and Excise
U
اداره حقوق و عوارض گمرکی
cultures
U
عوارض شهری مناطق شهرنشین
air contographic photography
U
عکسبرداری هوایی از عوارض زمین
terrestrial environment
U
وضع عوارض و اب و هوای زمین
keel
U
کشتی زغال کش عوارض بندری
keels
U
کشتی زغال کش عوارض بندری
undulant
U
دارای عوارض پست و بلند
delivered duty paid
U
تحویل پس از پرداخت عوارض مربوطه
relief
U
مرخصی تعویض نگهبانی عوارض زمین
surcharges
U
اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
to bear any customs duties
U
هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
tolbooth
U
گیشه دریافت عوارض راه نواقل
tollbooth
U
گیشه دریافت عوارض راه نواقل
pipeage
U
عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
pipage
U
عوارض یاحق حمل بوسیله لوله
specific duties
U
عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
surcharge
U
اضافه بارکردن عوارض زیادی گرفتن از
to bear all customs duties and taxes
U
تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
terrain following
U
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین
visual flight
U
پرواز بااستفاده ازناوبری به کمک عوارض زمین
shunpike
U
جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
tolling
U
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
toll
U
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
tolls
U
حق خرید و فروش در محوطه بازار یا نمایشگاه عمومی عوارض عبور
phototopography
U
روش تهیه نقشههای عوارض نما و برجسته ازروی عکس هوایی
thermokarst
U
عوارض برجستهای که ازذوب شدن یخها و تولیدسوراخها و غارها در زمین حاصل میشود
hypsographic map
U
نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
laterad
U
جانبی
sidelong
U
جانبی
bilateral
U
دو جانبی
accessory
U
جانبی
adverse reaction
U
اثر جانبی
by-effect
U
اثر جانبی
byeffect
U
اثر جانبی
fall-out
[side effect]
U
اثر جانبی
secondary effect
U
اثر جانبی
spillover effect
U
اثر جانبی
lateral
U
جانبی
contour line
U
خط جانبی
ancillary equipment
U
وسیله جانبی
side effect
U
نتیجه جانبی
side-effect
U
اثر جانبی
side-effect
U
نتیجه جانبی
side effect
U
اثر جانبی
byeffects
U
آثار جانبی
side effects
U
آثار جانبی
secondary effects
U
آثار جانبی
flank speed
U
سرعت جانبی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
secondary effect
U
نتیجه جانبی
fall-out
[side effect]
U
نتیجه جانبی
spillover effect
U
نتیجه جانبی
spillover effects
U
آثار جانبی
spillover effects
U
اثرهای جانبی
side effects
U
اثرهای جانبی
adverse reactions
U
آثار جانبی
by-effects
U
آثار جانبی
byeffects
U
اثرهای جانبی
by-effects
U
اثرهای جانبی
side-effects
U
نتیجه جانبی
adverse reactions
U
اثرهای جانبی
secondary effects
U
اثرهای جانبی
device
U
وسیله جانبی
side-effects
U
اثر جانبی
devices
U
وسیله جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
by-effect
U
نتیجه جانبی
side reaction
U
واکنش جانبی
side group
U
گروه جانبی
lateral dominance
U
برتری جانبی
laterality
U
برتری جانبی
lateral fissure
U
شیار جانبی
lateral inversion
U
معکوس جانبی
lateral load
U
بار جانبی
lateral pressure
U
فشار جانبی
lateral shifts
U
تغییرات جانبی
lateral shifts
U
حرکت جانبی
lateral surface
U
سطح جانبی
side friction
U
اصطکاک جانبی
lateral yield
U
له شدگی جانبی
side circuit
U
مدار جانبی
marginal bund
U
خاکریز جانبی
oblique fire
U
اتش جانبی
peripherals
U
دستگاههای جانبی
side view
U
نمای جانبی
sideband
U
باندهای جانبی
cross wind
U
باد جانبی
adverse reaction
U
نتیجه جانبی
dorsolateral
U
پشتی و جانبی
end gable
U
نمای جانبی
byeffect
U
نتیجه جانبی
wing wall
U
دیواره جانبی
ventrolateral
U
بطنی و جانبی
trilaterality
U
حالت سه جانبی
i/o
U
وسیله جانبی
input/output
U
وسیله جانبی
sideways sum
U
مجموع جانبی
lateral buckling
U
کمانکش جانبی
lateral control
U
کنترل جانبی
lateral dispersion
U
پراکندگی جانبی
sidelooking airborne radar
U
رادار جانبی
side chain
U
زنجیر جانبی
aisle
U
جانبی صحن
aisles
U
جانبی صحن
accessory
U
وسیله جانبی
units
U
وسیله جانبی
peripheral
U
دستگاه جانبی
unit
U
وسیله جانبی
lateral magnifying power
U
درشت نمایی جانبی
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
sidelobe
U
بیم جانبی رادار
sides way
U
تغییر مکان جانبی
angle of sideslip
U
زاویه انحراف جانبی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com