English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
brand U عنوان تجارتی
branding U عنوان تجارتی
brands U عنوان تجارتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
commercialize U بصورت تجارتی دراوردن جنبه تجارتی دادن به
title U صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
titles U صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
eponym U عنوان دهنده عنوان مشخص
broach U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches U ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
commerical U تجارتی
merchant U تجارتی
merchants U تجارتی
commercial <adj.> U تجارتی
corporate [commercial] <adj.> U تجارتی
mercantile U تجارتی
business <adj.> U تجارتی
commercial U تجارتی
relating to business <adj.> U تجارتی
for-profit <adj.> U تجارتی
commercial loading U بارگیری تجارتی
commercial marine U کشتیرانی تجارتی
commercial paper U سند تجارتی
commerical papers U اوراق تجارتی
commercial pure U خلوص تجارتی
commercial value U ارزش تجارتی
commercial transactions U معاملات تجارتی
commercial structural steel U فولادسازهای تجارتی
commerical papers U اسناد تجارتی
trade barrier U مانع تجارتی
trade balance U موازنه تجارتی
trade agreement U موافقتنامه تجارتی
merchantman U کشتی تجارتی
commodity rate U براتهای تجارتی
merchant bar U فولاد تجارتی
mercantile marine U کشتیهای تجارتی
industrial tube U لامپ تجارتی
merchandise U کالای تجارتی
ideograph U مارک تجارتی
merchant ship U کشتی تجارتی
trade disputes U دعاوی تجارتی
brand U علامت تجارتی
brand leader U علامت تجارتی
bill of goods U فهرست تجارتی
argosy U ناوگان تجارتی
trades unions U اتحادیه تجارتی
trade unions U اتحادیه تجارتی
trade union U اتحادیه تجارتی
commercial items U کالاهای تجارتی
commercials U اگهیهای تجارتی
advertisements U اگهیهای تجارتی
brand name U نام تجارتی
brand names U نام تجارتی
brand loyalty U نام تجارتی
brands U علامت تجارتی
business name U اسم تجارتی
commercial items U اقلام تجارتی
commercial invoice U سیاهه تجارتی
commercial firm U شرکت تجارتی
document bills U اوراق تجارتی
trademark U علامت تجارتی
trademarks U علامت تجارتی
trade name U نام تجارتی
trade names U نام تجارتی
commercial bills U اوراق تجارتی
commercial attache U وابسته تجارتی
capital asset U علامت تجارتی
business type operation U عملیات تجارتی
trade gap U کسری تجارتی
trade restrictions U تضییقات تجارتی
trade winds U بادهای تجارتی
trading company U شرکت تجارتی
trade price U قیمت تجارتی
branding U علامت تجارتی
Trade mark. U علامت تجارتی
trade price U بهای تجارتی
trade mark U علامت تجارتی
commercial papers U اوراق تجارتی
unfavorable balance of trade U توازن نامطلوب تجارتی
business income U درامد خالص تجارتی
in restraint of trade U تحت محدودیت تجارتی
name brand U علامت تجارتی مشهور
local trade customs U عرف تجارتی محل
commercial loading U بارگیری کالای تجارتی
commercial light gage sheet U ورق فریف تجارتی
dominant firm U واحد تجارتی مسلط
trademark U علامت تجارتی گذاشتن
commercial structural steel U فولاد ساختمان تجارتی
trademarks U علامت تجارتی گذاشتن
commercial representative U قائم مقام تجارتی
commercial procuration U قائم مقام تجارتی
commercial banking system U نظام بانکداری تجارتی
cost plus U براساس قیمت تجارتی
passive trade balance U توازن تجارتی منفی
advertisement آگهی های تجارتی
subsidiary brand U علامت تجارتی فرعی
register of commerce U دفتر ثبت تجارتی
trade barrier U قید و بند تجارتی
stbtitle U عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
roll out U معرفی یک کالای تجارتی به بازار
commercial type vehicle U خودروی تجارتی خودروهای شخصی
transferable commercial instrument U اوراق تجارتی قابل انتقال
merchandies U معامله کردن کالای تجارتی
name plugging U تکرار نام یا علامت تجارتی
downswing U تنزل کارهای تجارتی وغیره
secular trend U سهام تجارتی وگواهی نامه ان ها
charter party U قرارداد اجاره کشتی تجارتی
camial U وابسته بمبادله تجارتی تهاتری
stock exchnge U بازار سهام تجارتی اتحادیه سهامداران
privateer U درکشتی تجارتی مسلح کار کردن
copywriters U نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
commercialization U تبدیل بصورت بازرگانی تجارتی کردن
Biro U نام تجارتی نوعی قلم خودکار
Biros U نام تجارتی نوعی قلم خودکار
copywriter U نویسندهی آگهیهای تجارتی و مطالب تبلیغاتی
advert U توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
dacron U نام تجارتی الیاف مصنوعی پارچه داکرون
adverts U توجه کردن مخفف تجارتی کلمهء advertisement
public image U تاثیر علامت تجارتی روی ذهن مردم
service marking U علایم و مشخصات تجارتی که روی کالاها یا مهمات حک میشود
confirming house U موسسه تجارتی واسطه میان خریدار و صادر کننده
take over bid U پیشنهادخرید برای تحت کنترل دراوردن واحد تجارتی
payola U وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
privateer U کشتی تجارتی که هنگام جنگ توسط دولت مصادره ومسلح میشود
favourble balance of trade U تعادل مطلوب تجارتی موازنه مثبت بیشتر بودن صادرات یک کشور ازوارداتش
legal reserves U مقدار وجهی که بانکهای تجارتی طبق قانون باید نزد بانک مرکزی داشته باشند
spam U مقالهای که به بیشتر از یک گروه خبری پست شود و بنابراین حاوی پیام های تجارتی است
names U عنوان ها
headword U عنوان
titles U عنوان ها
heading U عنوان
appellative U عنوان
topics U عنوان ها
captions U عنوان
life peers U عنوان
by way of remainder U به عنوان رد
subject [topic] U عنوان
capitulary U عنوان
title U عنوان
subjects U عنوان ها
themes U عنوان ها
name U عنوان
headings U عنوان
headwords U عنوان
life peer U عنوان
title U عنوان
print U عنوان و..
caption U عنوان
topic U عنوان
head line U عنوان
ground U عنوان
epithet U عنوان
printed U عنوان و..
epithets U عنوان
headlines U عنوان
headline U عنوان
prints U عنوان و..
rubrics U عنوان
rubric U عنوان
titles U عنوان
rediscount rate U نرخ بهره در مورد وامی که بانک تجارتی از بانک مرکزی می گیرد
reserve requirement U مقدار ودیعه مالی که هر بانک تجارتی در بانک مرکزی بایدداشته باشد
possessory title U عنوان مالکیت
honorifics U عنوان تجلیلی
honorific U عنوان تجلیلی
surnames U لقب عنوان
start of heading U شروع عنوان
superscrible U عنوان روی
exempli gratia [e.g.] U به عنوان مثال
for example U به عنوان مثال
titlist U دارای عنوان
appropriation title U عنوان اعتبار
appropriation title U عنوان سپرده
Under the title ( heading) of … U تحت عنوان ...
Distinguished . Titled. U صاحب عنوان
untitled U بدون عنوان
the hoy f. U عنوان پاپ
guize U روبند عنوان
exercise term U عنوان مانور
in a topic form U بصورت عنوان
intitule U عنوان دادن به
message heading U عنوان پیام
nowise U به هیچ عنوان
on loan U به عنوان قرض
surname U لقب عنوان
naturals U حرکت در عنوان
headings U عنوان سرصفحه
berths U کسب عنوان
head U عنوان مبحث
head U سالار عنوان
doctorate U عنوان دکتری
doctorates U عنوان دکتری
berth U کسب عنوان
berthed U کسب عنوان
berthing U کسب عنوان
headings U عنوان گذاری
heading U عنوان سرصفحه
natural U حرکت در عنوان
topic U عنوان سرفصل
heading U عنوان گذاری
caption U عنوان دادن
topics U عنوان سرفصل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com