English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
coupling element U عنصر پیوست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
circulars U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circular U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
chain U لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
chains U لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
list U لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
atoms U کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atom U کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
airlift control element U عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
appendages U پیوست
clutch U پیوست
clutched U پیوست
coupling U پیوست
clutches U پیوست
enclosure U پیوست
clutching U پیوست
therewith U به پیوست
appendage U پیوست
annexes U پیوست
annexing U پیوست
enclosures U پیوست
annex U پیوست
tie bar U پیوست
bond U پیوست
annexation U پیوست
constipation U پیوست
appendixes U پیوست
appendix U پیوست
annexed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
input coupling U پیوست ورودی
inductive flux linkage U پیوست القائی
inductive exposure U پیوست القائی
enclosed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
inductive coupling U پیوست القائی
inductance coupling U پیوست القائی
intelligence annex U پیوست اطلاعاتی
artillery annex U پیوست توپخانه
intermediate coupling U پیوست واسطه
mains coupling U پیوست شبکه
attached <adj.> <past-p.> U پیوست شده
attributed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
unites U بهم پیوست
uniting U بهم پیوست
jaw clutch coupling U پیوست دندانه
affected [added] <adj.> <past-p.> U پیوست شده
clutch coupling U پیوست کلاج
transformer coupling U پیوست ترانسفورماتور
flange coupling U پیوست صفحهای
coupling resistance U مقاومت پیوست
electric coupling U پیوست الکتریکی
coupling factor U ضریب پیوست
coupling of circuits U پیوست مدارها
unite U بهم پیوست
sleeve coupling U پیوست تزویجی
electron coupling U پیوست الکترونی
dog clutch U پیوست دندانهای
reunion U باز پیوست
reunions U باز پیوست
impedance coupling U پیوست امپدانس
intelligence annex U پیوست اطلاعات
affixed <adj.> <past-p.> U پیوست شده
appending U اویختن پیوست کردن
coupling impedance U مقاومت فاهری پیوست
impedance feedback U پیوست برگشت امپدانس
coupling coil U سیم پیچ پیوست
hose coupling U پیوست لوله پلاستیکی
appended U اویختن پیوست کردن
appends U اویختن پیوست کردن
append U اویختن پیوست کردن
input coupling loop U حلقه پیوست ورودی
main coupling transformer U ترانسفورماتور پیوست شبکه
coupling instability U نااستواری پیوست تزلزل تزویج
inductive feedback U پیوست برگشت وارونه القائی
railroad coupling U پیوست یا تزویج راه اهن
encloses U به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclose U به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
enclosing U به پیوست فرستادن حصار یا چینه کشیدن دور
isomeric U هم عنصر
masurium U عنصر 34
members U عنصر
elements U عنصر
member U عنصر
element U عنصر
agent U عنصر
agents U عنصر
component U عنصر
components U عنصر
data element U عنصر داده
coupling element U عنصر اتصال
tracer element U عنصر ردیاب
threshold element U عنصر استانهای
thermocouple U عنصر حرارتی
cryotron U عنصر برودتی
transition element U عنصر واسطه
wallydraigle U سست عنصر
weak minded U سست عنصر
chemical element U عنصر شیمیایی
delay element U عنصر تاخیری
logic element U عنصر منطقی
Elementarism U عنصر نگری
code element U عنصر رمز
electronic element U عنصر الکترونیکی
tactical element U عنصر تاکتیکی
guest element U عنصر کم مقدار
inverse element U عنصر وارون
primitive element U عنصر اولیه
picture element U عنصر تصویر
logic element U عنصر لاجیک
minor constituent U عنصر فرعی
minor constituent U عنصر جزئی
print element U عنصر چاپ
primordial element U عنصر ازلی
nand element U عنصر نقیض و
processing element U عنصر پردازشی
trace element U عنصر کم مقدار
symmetry element U عنصر تقارن
identity element U عنصر یکسانی
stop element U عنصر ایست
start element U عنصر شروع
signal element U عنصر علامتی
shunt element U عنصر موازی
service element U عنصر اداری
passive element U عنصر غیرعامل
biotic element U عنصر زیستی
weak kneed U سست عنصر
ingredients U عنصر سازنده
abiotic element U عنصر بیجان
abiotic element U عنصر نازیوه
absorbing element U عنصر جذب
abundant element U عنصر فراوان
accommpanying element U عنصر همراه
acid forming element U عنصر اسیدی
acid forming element U عنصر اسیدساز
ingredient U عنصر سازنده
element U عنصر اساس
weak-kneed U سست عنصر
titanium U عنصر فلزی
element U عنصر عملیاتی
elements U عنصر اساس
elements U عنصر عملیاتی
weakling U سست عنصر
weaklings U سست عنصر
part U عنصر اصلی
active element U عنصر فعال
active element U عنصر کنشی
alloying agent U عنصر الیاژی
disafected person U عنصر نامطلوب
active element U عنصر عامل
alloying element U عنصر الیاژ
aqueous element U عنصر ابی
alloying element U عنصر الیاژی
primordial U عنصر نخستین اساسی
pyrogen U عنصر قابل اشتعال
pixel U نقطه عنصر تصویری
physical element of crime U عنصر مادی جرم
macronutrient U عنصر غذایی پر مصرف
silicon U سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
asterium U عنصر ویژه ستارگان
micronutrient U عنصر غذایی کم مصرف
metal cutting element U عنصر براده برداری
mental element of crime U عنصر روانی جرم
disafected person U عنصر غیرقابل اعتماد
task element U عنصر اجرای عملیات
strontium U عنصر سبک دو فرفیتی
exclusive or element U عنصر یای انحصاری
fire support element U عنصر پشتیبانی اتش
air defense element U عنصر پدافند هوایی
heating element U المان یا عنصر حرارتی
active element U عنصر عمل کننده
parametron U عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
two up U تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
terbium U عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
two up U ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
characteristic U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
boron water U ابی که عنصر شیمیایی بردارد
Gothic Survival U [ادامه عنصر سبک گوتیک]
fabric U بافته عنصر تار و پود
characteristically U اندازه گیری مشخصات یک عنصر
fabrics U بافته عنصر تار و پود
thallium U عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
elements U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
queue U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
microprocessor U واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
element U یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
transmitter signal element timing U زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
quintessence U عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
microprocessors U واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
jelly bean U ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
queueing U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queues U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued U ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
head U اولین عنصر داده در لیست بودن
chips U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
chip U طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
corpus delicti U عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
atoms U کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
searched U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searches U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searchingly U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
search U بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
atomic energy U تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com