Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
part
U
عنصر اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
microprocessor
U
واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
microprocessors
U
واحدی که عنصر اصلی ریزپردازنده را می سازد
Other Matches
circular
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars
U
لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
chain
U
لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
chains
U
لیستی که در آن هر عنصر شامل داده و آدرس عنصر بعدی در لیست است
list
U
لیستی که هر عنصر حاوی داده و آدرس عنصر بعدی در لیست باشد
atom
U
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
atoms
U
کوچکترین قسمت یک عنصر که همان خصوصیات آن عنصر را دارد
VL local bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
master
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
mastered
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
U
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
U
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
U
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
generation
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
first generation computer
U
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves
U
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
generations
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
staple
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypal
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypic
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
stapled
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
main guard
U
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
stapling
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base camp
U
پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
master file
U
فایل اصلی پرونده اصلی
base unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
element
U
عنصر
elements
U
عنصر
masurium
U
عنصر 34
component
U
عنصر
components
U
عنصر
member
U
عنصر
isomeric
U
هم عنصر
agent
U
عنصر
agents
U
عنصر
members
U
عنصر
mattered
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
weakling
U
سست عنصر
cryotron
U
عنصر برودتی
coupling element
U
عنصر پیوست
primitive element
U
عنصر اولیه
primordial element
U
عنصر ازلی
coupling element
U
عنصر اتصال
weaklings
U
سست عنصر
weak kneed
U
سست عنصر
print element
U
عنصر چاپ
biotic element
U
عنصر زیستی
disafected person
U
عنصر نامطلوب
elements
U
عنصر اساس
delay element
U
عنصر تاخیری
element
U
عنصر اساس
processing element
U
عنصر پردازشی
chemical element
U
عنصر شیمیایی
code element
U
عنصر رمز
data element
U
عنصر داده
titanium
U
عنصر فلزی
weak-kneed
U
سست عنصر
element
U
عنصر عملیاتی
acid forming element
U
عنصر اسیدساز
weak minded
U
سست عنصر
signal element
U
عنصر علامتی
shunt element
U
عنصر موازی
logic element
U
عنصر منطقی
logic element
U
عنصر لاجیک
service element
U
عنصر اداری
ingredient
U
عنصر سازنده
ingredients
U
عنصر سازنده
nand element
U
عنصر نقیض و
wallydraigle
U
سست عنصر
guest element
U
عنصر کم مقدار
tactical element
U
عنصر تاکتیکی
symmetry element
U
عنصر تقارن
thermocouple
U
عنصر حرارتی
threshold element
U
عنصر استانهای
identity element
U
عنصر یکسانی
stop element
U
عنصر ایست
tracer element
U
عنصر ردیاب
transition element
U
عنصر واسطه
trace element
U
عنصر کم مقدار
start element
U
عنصر شروع
abiotic element
U
عنصر بیجان
active element
U
عنصر عامل
alloying agent
U
عنصر الیاژی
alloying element
U
عنصر الیاژی
alloying element
U
عنصر الیاژ
inverse element
U
عنصر وارون
picture element
U
عنصر تصویر
elements
U
عنصر عملیاتی
electronic element
U
عنصر الکترونیکی
accommpanying element
U
عنصر همراه
active element
U
عنصر کنشی
active element
U
عنصر فعال
abiotic element
U
عنصر نازیوه
absorbing element
U
عنصر جذب
minor constituent
U
عنصر جزئی
passive element
U
عنصر غیرعامل
minor constituent
U
عنصر فرعی
abundant element
U
عنصر فراوان
Elementarism
U
عنصر نگری
acid forming element
U
عنصر اسیدی
aqueous element
U
عنصر ابی
external
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
heating element
U
المان یا عنصر حرارتی
micronutrient
U
عنصر غذایی کم مصرف
primordial
U
عنصر نخستین اساسی
air defense element
U
عنصر پدافند هوایی
metal cutting element
U
عنصر براده برداری
pixel
U
نقطه عنصر تصویری
disafected person
U
عنصر غیرقابل اعتماد
fire support element
U
عنصر پشتیبانی اتش
strontium
U
عنصر سبک دو فرفیتی
pyrogen
U
عنصر قابل اشتعال
physical element of crime
U
عنصر مادی جرم
active element
U
عنصر عمل کننده
task element
U
عنصر اجرای عملیات
asterium
U
عنصر ویژه ستارگان
exclusive or element
U
عنصر یای انحصاری
macronutrient
U
عنصر غذایی پر مصرف
silicon
U
سیلیسیوم عنصر شش بنیانی
mental element of crime
U
عنصر روانی جرم
FEP
U
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
boron water
U
ابی که عنصر شیمیایی بردارد
parametron
U
عنصر با عدم تقارن مغناطیسی
characteristically
U
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
characteristic
U
اندازه گیری مشخصات یک عنصر
Gothic Survival
U
[ادامه عنصر سبک گوتیک]
terbium
U
عنصر فلزی کمیاب بعلامت Tb
fabric
U
بافته عنصر تار و پود
fabrics
U
بافته عنصر تار و پود
two up
U
ارایش حرکت با دو عنصر درجلو
two up
U
تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
element
U
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
transmitter signal element timing
U
زمان گیری عنصر سیگنال فرستنده
chips
U
طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
head
U
اولین عنصر داده در لیست بودن
chip
U
طراحی و مشخصات یک عنصر روی یک قطعه
thallium
U
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
quintessence
U
عنصر پنجم یعنی "اثیر" یا "اتر"
queues
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
jelly bean
U
ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
queueing
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
elements
U
یک عنصر منحصر به فرد داده در آرایه
atomic energy
U
تبدیل جرم به نیرو در تبادلات اتمی یک عنصر
corpus delicti
U
عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
atoms
U
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
searchingly
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
atom
U
کوچکترین جزء یک عنصرکه خواص ان عنصر را داراباشد
searches
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
searched
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
osmium
U
عنصر فلزی سخت و ابی مایل بسفید
search
U
بررسی میشود تا به عنصر مورد نظر برسیم
sequential
U
بررسی میشود تا عنصر مورد نظر بدست آید
ring
U
لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
charge
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges
U
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
lifo
U
سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را اول می خواند
capacitance
U
توانایی یک عنصر برای ذخیره سازی بار الکتریکی
capacitor
U
عنصر الکترونیکی که میتواند بار الکتریکی ذخیره کند
pilot tunnel
U
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
declarative statement
U
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر بخصوص را میدهد
combinational
U
مدار الکترونیکی که از چندین عنصر متصل تشکیل شده است
last in first out
U
نوعی سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را در اول می خواند
phosphide
U
ترکیب دو فرفیتی که ازترکیب فسفر با یک عنصر یاریشه بدست اید
chaining
U
جستجوی یک عنصر فایل که در لیست زنجیره مرتب شده است
declarations
U
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
forward
U
نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
declaration
U
نوع و اندازه یک عنصر یا عدد ثابت یا متغیر به خصوص را میدهد
forwarded
U
نشانه گری که حاوی آدرس عنصر بعدی لیست است
body
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
bodies
U
1-بخش اصلی در یک متن 2-بخش اصلی یک برنامه
authentic document
U
اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
bypass
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassed
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypasses
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
bypassing
U
روش متفاوتی برای یک عنصر یا وسیله به طوری که دیگر استفاده نشود
source
U
1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
typeball
U
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
fet
U
Transistor Effect Field نیمه هادی که به عنوان یک عنصر حافظه بکار برده میشود
standby
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
standbys
U
سیستم ثانویی سیستم اصلی , که وقتی سیستم اصلی خراب شود استفادهمی شود
echo check
U
بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
standalone
U
ترمینال کامپیوتر با پردازنده و حافظه که مستقیماگ به مودم وصل میشود و بدون اینکه عنصر شبکه یا انشعابی از آن باشد
finder
U
عنصر مرکزی یک محیط عملیاتی و برنامهای که میان سایر چیزها فایلهای ذخیره شده روی دیسک ها رانشان میدهد
master compass
U
قطبنمای الکتریکی اصلی قطبنمای اصلی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com