Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 140 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
column head
U
عناصر سرستون
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
combatant
U
یکان رزمنده عناصر رزمنده عناصر درگیردر جنگ
display board
U
تابلوی نمایش عناصر تیر نمودار عناصر تیر
combatants
U
یکان رزمنده عناصر رزمنده عناصر درگیردر جنگ
cap-house
U
سرستون
head
U
سرستون
stanchion cap
U
سرستون
column head
U
سرستون
chapiter
U
سرستون
cap plate
U
سرستون
column capital
U
سرستون
capital
U
سرستون
angle-capital
U
سرستون گوشه ای
campana
U
سرستون کرنتی
block-capital
U
سرستون بالشتکی
corner-capital
U
سرستون نبش
bandelet
U
چنبره سرستون
epistyle
U
گچ بری روی سرستون
capital
U
سرستون سرلوله بخاری
abacus
U
تخته روی سرستون
abacuses
U
تخته روی سرستون
continuously set vector
U
عناصر تصحیح شده متوالی هدف عناصر تنظیم شده هدف به طریق متوالی
fillet like architrave
U
گچ بری سرستون مغزی گون
abacus
U
تاوه روی سرستون سرستونی
abacuses
U
تاوه روی سرستون سرستونی
angular capital
U
[نوعی سرستون چهار ضلعی یونی]
hypotrachelion
[um]
U
[در معماری کلاسیک قسمتی بین سرستون و میله ستون]
angle-volute
U
[طومار پیچیده شده در گوشه سرستون یونی و کرنتی]
dentil-band
U
[بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
Agricultural Order
U
سرستون
[سر ستون کرنتی با تومارهای پیچیده شده به شکل سر حیوانات یا آرایش برگ کنگره ای]
ingredient
U
عناصر
ingredients
U
عناصر
component operation
U
عناصر عملیاتی
essential elements
U
عناصر ضروری
data element
U
عناصر اطلاعات
conversion of data
U
تبدیل عناصر
cantilever elements
U
عناصر کنسولی
combat , elements
U
عناصر رزمی
firing data
U
عناصر تیر
clemency
U
اعتدال عناصر
known data
U
عناصر تیرمعلوم
meteorological data
U
عناصر هواسنجی
minor elements
U
عناصر فرعی
minor elements
U
عناصر جزئی
orbital element
U
عناصر مداری
representative elements
U
عناصر نماینده
target indications
U
عناصر هدف
known data
U
عناصر معلوم
trace elements
U
عناصر کمیاب
job elements
U
عناصر شغلی
intelligence data
U
عناصر اطلاعات
gft setting
U
عناصر خط کش تیر
transmutation
U
تبدیل عناصر
transition series
U
گروه عناصر واسطه
essential elements of information
U
عناصر اصلی اخبار
interrupted
U
[عناصر معماری منقطع]
chart data
U
عناصر تیر نقشهای
firing data
U
عناصر مربوط به تیراندازی
force augmentation
U
عناصر تقویتی یکان
periocic table
U
جدول تناوبی عناصر
inner transition elements
U
عناصر واسطه داخلی
constituent elements of crime
U
عناصر متشکله جرم
combat , elements
U
عناصر درگیر در رزم
data
U
سوابق عناصر داده ها
head
U
عناصر اولیه ستون
basic data
U
عناصر تیر اولیه
antisurface
U
ضد عناصر سطحی شناوردشمن
treadway
U
پل برای عناصر پیاده
elemental
U
مربوط به عناصر ابتدائی
quantification
U
معرفی عناصر یک جسم تعریف
record firing
U
عناصر تیر را ثبت کنید
replot data
U
عناصر دوباره بردن هدفها
chaines
U
[عناصر بنایی شبیه پایه]
coriolis force
U
اثرچرخش زمینی عناصر متحرک
direct plotting
U
تعیین عناصر تیر به طورمستقیم
computing sight
U
وسیله محاسبه عناصر تیر
computing gunsight
U
دوربین محاسب عناصر تیر
aided matching
U
سیستم تبدیل عناصر تیر توپ
topology
U
روش اتصال عناصر مختلف شبکه
filters
U
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
purges
U
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
purge
U
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
purged
U
تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه
aided matching
U
سیستم انتقال عناصر تیر به کامپیوتر
integration
U
یکپارچگی اتحاد عناصر مختلف اجتماع
gun pointing data
U
عناصر مربوط به روانه کردن توپ
filter
U
حذف عناصر ناخواسته از فایل یا سیگنال
task element
U
یکی از عناصر ناوگان ماموراجرای یک ماموریت
combinational
U
آنچه شماره عناصر جدا را ترکیب میکند
searches
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searched
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
search
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
searchingly
U
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
circuits
U
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
circuit
U
ارتباط بین عناصر الکترونیکی که عملی را انجام می دهند
two-dimensional
U
آرایهای که عناصر افقی و عمودی محل دهی میکند
articulation
U
[ترکیب معماری در عناصر و قسمت های مختلف ساختمان]
array
U
تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
arrays
U
تعداد عناصر آرایه که به صورت سط ر و ستون داده شده اند
circulars
U
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
neglect
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
electrothermal printer
U
چاپگری با سرعت زیاد بااستفاده از عناصر گرمازا چاپگر حرارتی
cartesian structure
U
ساختار دادهای که اندازه ثابتی دارد و عناصر به صورت خط ی مرتبند
charted
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
clustering
U
مجموعهای از عناصر که در یک خط ترتیبی فاهر می شوند و یک جدول دستیابی دارند
charts
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
charting
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
chart
U
نمایش گرافیکی عناصر منط قی مراحل تصمیمات و ارتباطات در سیستم
centerpiece
U
[عناصر تزئینی اصلی درگاه های پیچ و تاب دار]
circular
U
صف کامپیوتری که از دو علامت برای ابتداوانتهای خط ذخیره عناصر استفاده میکند
neglects
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
half thickness
U
ضخامت لازم برای نصف کردن نفوذ عناصر تراونده
neglecting
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
neglected
U
این گلوله با عناصر غلط تیراندازی شده و دیدبانی نکنید
ionic
U
وابسته به یون الکتریکی یکنوع حروف سیاه چاپخانه زبان قدیمی مردم ایونی یونان سرستون ساخته شده بسبک ایونی یونان
pert chart
U
نمودار وابستگیهای داخلی عناصر کاری که نسبت به زمان سنجیده می شوند
guerrillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
direct coupled transistor logic
U
سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
guerrilla
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
dichogamous
U
دارای عناصر نروماده ایکه درمواقع متفاوت اماده باروری می شوند
guerillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
direct plotting
U
تعیین عناصر تیربدون استفاده از طرح تیر یاوسایل هدایت اتش
dichogamic
U
دارای عناصر نر وماده ایکه در مواقع متفاوت اماده باروری می شوند
unit matrix
U
ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
circuit
U
وسیلهای که عناصر را با قط ع برق در صورت بروز شرایط غیر عادی محافظت میکند
circuits
U
وسیلهای که عناصر را با قط ع برق در صورت بروز شرایط غیر عادی محافظت میکند
selective clock stetching
U
تکنیک برطرف کردن اختلافات زمان گیری دیجیتال بین عناصر سیستم
director
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
directors
U
نرم افزار نوشتاری چند رسانهای محصول Macromedia که به کاربر اجازه کنترل عناصر در زمان مشخص میدهد
arrays
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
array
U
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه
decomposing
U
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
universal
U
مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
repeat
U
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats
U
بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
electrothermal printer
U
چاپگری که نوک چاپ به همراه عناصر گرمایی -dot matrix برای فرم دادن به حروف کاغذهای حساس به الکتریسیته به کار می رود
elements of weather
U
عناصر موثر در شرایط جوی عوامل جوی
thermal
U
نوعی چاپگر که حروف روی کاغذ حرارتی با نوک چاپ قرار می گیرند و یک ماتریس از عناصر حرارتی کوچک ایجاد می کنند
basic data
U
دادههای اولیه عناصر اولیه
leukon
U
عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com