English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
arithmetic operation U عمل ریاضی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
formula U مجموعهای از قوانین ریاضی برای حل یک مشکل
formulae U مجموعهای از قوانین ریاضی برای حل یک مشکل
formulas U مجموعهای از قوانین ریاضی برای حل یک مشکل
facing U علائم ریاضی
facings U علائم ریاضی
induce U ریاضی
induced U ریاضی
induces U ریاضی
inducing U ریاضی
basic U بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
basics U بخشی از کنترل کننده ارتباطات که توابع ریاضی و منط قی را بررسی میکند
utility U برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
logic U منطق ریاضی
logic U زبان ریاضی
logic U ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
arithmetic U تابع ریاضی اعمال شده روی داده
arithmetic U توانایی یک وسیله برای انجام توابع ریاضی
arithmetic U بخش سخت افزاری CPU که تمام توابع ریاضی و منط قی را انجام میدهد
arithmetic U عمل ریاضی انجام شده توسط پردازنده همزمان
arithmetic U عمل ریاضی انجام شده توسط ALU
arithmetic U مربوط به توابع ریاضی از قبیل جمع و تفریق و تقسیم و ضرب
notation U عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation U عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notation U قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
notations U عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations U عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notations U قالب ریاضی که عملگها درون عملوندها توکار وجود دارند.
linear U روش شکستن ریاضی مشکل به طوری که دو قسمت باکامیوتر قابل حل باشد
power U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powered U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powering U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
powers U اصط لاح ریاضی برای بیان تعداد دفعاتی که یک عدد باید در خودش ضرب شود.
math U CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
maths U CI مخصوص که به سیستم اضافه میشود تا توابع ریاضی را سریع تر از CPU استاندارد انجام دهد
mathematical U ریاضی
mathematical U توابع کتابخانهای که حاوی توابع ریاضی استاندارد هستند
mathematical U نمایش سیستم با ایده ها و فرمولهای ریاضی
mathematics U علوم ریاضی
hidden U فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
expression U فرمول یا رابط ه ریاضی
expressions U فرمول یا رابط ه ریاضی
shift U جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift U جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shifted U جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifted U جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shifts U جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifts U جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
general U ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
generals U ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
extend U بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
extending U بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
extends U بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
set U ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
sets U ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
setting up U ریاضی مربوط به مجموعههای اعداد
array U کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
arrays U کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
flag U بیت ای در کلمه که در صورت وقوع سر زیر ریاضی یک میشود
flag U 1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
flags U بیت ای در کلمه که در صورت وقوع سر زیر ریاضی یک میشود
flags U 1-روش نشان دادن انتهای فیلد یا یک چیز مخصوص در پایگاه داده ها. 2-روش گزارش دادن وضعیت ثبات پس از یک عمل ریاضی یا منط قی
internal U عملیات ریاضی ALU
sector U خط کش ریاضی ناحیه
sectors U خط کش ریاضی ناحیه
numerical U مط العه روشهای حل مساله ریاضی
multiplication U عملیات ریاضی که یک عدد را یک واحد به خودش اضافه میکند
super- U کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
sentinel U 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinels U 1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
borrow U عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrowed U عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrows U عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
order U پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
function U فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functioned U فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functions U فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
operator U نشانهای که یک عمل ریاضی را بیان کند.
operator U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
operators U نشانهای که یک عمل ریاضی را بیان کند.
operators U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
overflow U بیت در کلمهای که یک میشود تاگر سرریز ریاضی رخ دهد
overflow U نتیجه ریاضی که بزرگتر از حد اعداد سیستم ذخیره سازی کامپیوتر است
overflowed U بیت در کلمهای که یک میشود تاگر سرریز ریاضی رخ دهد
overflowed U نتیجه ریاضی که بزرگتر از حد اعداد سیستم ذخیره سازی کامپیوتر است
overflows U بیت در کلمهای که یک میشود تاگر سرریز ریاضی رخ دهد
overflows U نتیجه ریاضی که بزرگتر از حد اعداد سیستم ذخیره سازی کامپیوتر است
precedence U ترتیب اجرای عملیات ریاضی
precedence U قوانین محاسباتی برای بیان نحوه محاسبه عملیات ریاضی
operation U درستور العمل ریاضی که بر روی داده انجام میشود
analysis U انالیز ریاضی
reverse U عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversed U عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverses U عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversing U عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
formulate U بیان داشتن بزبان ریاضی
formulated U بیان داشتن بزبان ریاضی
formulates U بیان داشتن بزبان ریاضی
formulating U بیان داشتن بزبان ریاضی
floating U عملیات ریاضی روی اعداد اعشاری
floating U عمل ریاضی روی عدد اعشاری
Other Matches
mathematical notation U نشانه گذاری ریاضی [ریاضی]
mathematical logic U منطق ریاضی [ریاضی]
von neuman morgensterm utility index U شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
limit U حد [ریاضی]
slide rules U خط کش ریاضی
slide rule U خط کش ریاضی
power U قوه [ریاضی]
vertex U رأس [ریاضی]
function تابع [ریاضی]
infinity U بی نهایت [ریاضی]
fractal U فراکتال [ریاضی]
power U توان [ریاضی]
to the power of [three] U به توان [سه] [ریاضی]
product [the result of multiplying] U حاصلضرب [ریاضی]
straight line U خط [هندسه] [ریاضی]
rhombus U لوزی [ریاضی]
equilateral quadrilateral U لوزی [ریاضی]
secant line U خط متقاطع [ریاضی]
secant line U خط قاطع [ریاضی]
one-to-one correspondence [bijection] U تناظر یک به یک [ریاضی]
number U رقم [ریاضی]
odd <adj.> U فرد [ریاضی]
vertical U عمودی [ریاضی]
uneven <adj.> U فرد [ریاضی]
unlevel <adj.> U فرد [ریاضی]
divergence U دیورژانس [ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence U سری [ریاضی]
series U سری [ریاضی]
term U جمله [ریاضی]
mathematical term U جمله [ریاضی]
divergence U واگرایی [ریاضی]
sequence U دنباله [ریاضی]
term U عبارت [ریاضی]
mathematical term U عبارت [ریاضی]
division U تقسیم [ریاضی]
volume U حجم [ریاضی]
accruacy U صحت [ریاضی]
calculus [infinitesimal calculus] U حسابان [ریاضی]
infinitesimal calculus U حسابان [ریاضی]
in the neighborhood of U در حدود [ریاضی]
range of doubt U گستره شک [ریاضی]
minor U کهاد [ریاضی]
gradient U شیو [ریاضی]
deviations U انحرافات [ریاضی]
partial quantity U زیرمجموعه [ریاضی]
subset U زیرمجموعه [ریاضی]
range U دامنه [ریاضی]
domain U گستره [ریاضی]
Venn diagram نمودار ون [ریاضی]
gradient U گرادیان [ریاضی]
Venn's diagram U نمودار ون [ریاضی]
pi [π] U عدد پی [ریاضی]
relationship U رابطه [ریاضی]
proof U اثبات [ریاضی]
exponent U توان [ریاضی]
exponent U قوه [ریاضی]
multiplication U ضرب [ریاضی]
determinant U دترمینان [ریاضی]
to extract a root U جذرگرفتن [ریاضی]
root U ریشه [ریاضی]
fractal U برخال [ریاضی]
set U مجموعه [ریاضی]
radical U جذر [ریاضی]
root U جذر [ریاضی]
radical U ریشه [ریاضی]
matrix U ماتریس [ریاضی]
cube U مکعب [ریاضی]
face U وجح [ریاضی]
face U طرف [ریاضی]
operator U عملگر [ریاضی]
interval U فاصله [ریاضی]
interval U بازه [ریاضی]
antiderivative U پادمشتق [ریاضی]
calculus U حسابان [ریاضی]
map U نگاشت [ریاضی]
mapping U نگاشت [ریاضی]
transformation U نگاشت [ریاضی]
hypotenuse U وتر [ریاضی]
Lattice [order] U شبکه [ریاضی]
equation solving U حل معادله [ریاضی]
equation U هموگش [ریاضی]
equation U هم چندی [ریاضی]
equation U معادله [ریاضی]
map U ترانگاشت [ریاضی]
mapping U ترانگاشت [ریاضی]
field [algebraic structure] U میدان [ریاضی]
digit U عدد [ریاضی]
algorism [rare] U افماریک [ریاضی]
arithmetic U افماریک [ریاضی]
mathematically U بقانون ریاضی
digit U رقم [ریاضی]
formulation U بیان ریاضی
transformation U ترانگاشت [ریاضی]
map U بازنمایی [ریاضی]
mapping U بازنمایی [ریاضی]
mathematician U ریاضی دان
structure [first order] U ساختار [ریاضی]
mathematicians U ریاضی دان
algorism [rare] U حساب [ریاضی]
permutation U جایگشت [ریاضی]
Symmetry U تقارن [ریاضی]
Symmetry U همامونی [ریاضی]
norm U نرم [ریاضی]
integral U انتگرال [ریاضی]
manifold U چندگونا [ریاضی]
manifold U خمینه [ریاضی]
manifold U منیفولد [ریاضی]
golden ratio U عدد فی [ریاضی]
polynomial U چندجمله ای [ریاضی]
arithmetic U حساب [ریاضی]
mathematical symbols U علائم ریاضی
mathematical identity U اتحاد ریاضی
mathematical functions U توابع ریاضی
mathematical expectation U امید ریاضی
mathematical economics U اقتصاد ریاضی
mathamatical analysis U انالیز ریاضی
mathematical probability U احتمال ریاضی
math. least upper bound [lub, LUB] U سوپریمم [ریاضی]
guntersscale U خطکش ریاضی
times U ضربدر [ریاضی]
mathematical induction U استقراء ریاضی
supremum U سوپریمم [ریاضی]
mathematical logic U منطق ریاضی
physico mathematical U فیزیکی و ریاضی
mathematical statistics U امار ریاضی
porism U لغز ریاضی
mathematicl model U الگوی ریاضی
mathematical school U مکتب ریاضی
mathematical psychology U روانشناسی ریاضی
mathematical model U مدل ریاضی
mathematical model U الگوی ریاضی
mathematical mode U مدل ریاضی
quantitative economics U اقتصاد ریاضی
generalized function U توزیع [ریاضی]
quadrant U چارک [ریاضی]
sine [sin] U سینوس [ریاضی]
arithmetic register U ثبات ریاضی
arithmetic progression U تصاعد ریاضی
cosine [cos] U سینوس [ریاضی]
secant [sec] U سکانت [ریاضی]
transformation U بازنمایی [ریاضی]
n-sphere U ابرکره [ریاضی]
cosecant [csc] U کسکانت [ریاضی]
Distribution U توزیع [ریاضی]
sliding rule U خطکش ریاضی
Abelian group [math.] U گروه آبلی [ریاضی]
finite group U گروه متناهی [ریاضی]
transcendental function U تابع غیرجبری [ریاضی]
area of a circle U مساحت دایره [ریاضی]
intercept U برش خط محور [ریاضی]
necessary condition U شرط لازم [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه آبلی [ریاضی]
error propagation U انتشار خطا [ریاضی]
gross error U خطای فاحش [ریاضی]
error due to external influence U خطای محیطی [ریاضی]
frequency function U تابع تکرار [ریاضی]
probability density U چگالی احتمال [ریاضی]
fraction U برخه [کسر] [ریاضی]
cyclic group U گروه دوری [ریاضی]
area of a disc U مساحت دایره [ریاضی]
intercept point U محل تقاطع [ریاضی]
observational error U خطای مشاهده [ریاضی]
sporadic group U گروه نامنظم [ریاضی]
Y' U ایگرگ پریم [ریاضی]
map U نمایش مطابقه [ریاضی]
Y prime U مشتق ایگرگ [ریاضی]
Y' U مشتق ایگرگ [ریاضی]
family of curves U دسته توابع [ریاضی]
chain rule U قاعده زنجیری [ریاضی]
inverse U تابع وارون [ریاضی]
Y prime U ایگرگ پریم [ریاضی]
mapping U نمایش مطابقه [ریاضی]
to extract a root U ریشه گرفتن [ریاضی]
even number U عدد زوج [ریاضی]
transformation U نمایش مطابقه [ریاضی]
inverse function U تابع وارون [ریاضی]
commutative group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
base of a triangle U قاعده [مثلثی] [ریاضی]
Abelian group [math.] U گروه جابجایی [ریاضی]
zero of a function U ریشه تابع [ریاضی]
root of a function U ریشه تابع [ریاضی]
root of a function U صفر یک تابع [ریاضی]
zero of a function U صفر یک تابع [ریاضی]
inverse U تابع معکوس [ریاضی]
inverse function U تابع معکوس [ریاضی]
continuity of a function U پیوستگی تابعی [ریاضی]
edge length U درازای لبه [ریاضی]
family of curves U دسته منحنی ها [ریاضی]
multiplication table U جدول ضرب [ریاضی]
ring [algebraic structure] U حلقه گروهی [ریاضی]
circle chart U گراف دایره ای [ریاضی]
pie chart U گراف دایره ای [ریاضی]
circle chart U نمودار دایره ای [ریاضی]
pie chart U نمودار دایره ای [ریاضی]
Group theory U نظریه گروه ها [ریاضی]
isotropic scaling U تجانس [هندسه] [ریاضی]
uniform scaling U تجانس [هندسه] [ریاضی]
quadrant U ربع دایره [ریاضی]
rectification of a curve U طول کمان [ریاضی]
arc length U طول کمان [ریاضی]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com