English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (45 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
back fill U عمل دوباره پر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
repair U جبران کردن دوباره دایر کردن
repaired U جبران کردن دوباره دایر کردن
regenerate U دوباره خلق شدن یا کردن
regenerated U دوباره خلق شدن یا کردن
regenerates U دوباره خلق شدن یا کردن
regenerating U دوباره خلق شدن یا کردن
regain U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain U دوباره تصرف کردن
regained U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regained U دوباره تصرف کردن
regaining U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining U دوباره تصرف کردن
regains U دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains U دوباره تصرف کردن
reorganised U دوباره متشکل کردن
reorganises U دوباره متشکل کردن
reorganising U دوباره متشکل کردن
reorganize U دوباره متشکل کردن
reorganized U دوباره متشکل کردن
reorganizes U دوباره متشکل کردن
reorganizing U دوباره متشکل کردن
recollect U دوباره جمع کردن
recollected U دوباره جمع کردن
recollecting U دوباره جمع کردن
recollects U دوباره جمع کردن
regarding U دوباره تسطیح کردن
revise U دوباره چاپ کردن
revises U دوباره چاپ کردن
revising U دوباره چاپ کردن
rallied U دوباره جمع اوری کردن
rallies U دوباره جمع اوری کردن
rally U دوباره جمع اوری کردن
rejuvenate U دوباره جوان کردن
rejuvenated U دوباره جوان کردن
rejuvenates U دوباره جوان کردن
rejuvenating U دوباره جوان کردن
rebuild U دوباره ساختمان کردن
rebuilds U دوباره ساختمان کردن
rearm U دوباره مسلح شدن یا کردن
rearmed U دوباره مسلح شدن یا کردن
rearms U دوباره مسلح شدن یا کردن
recondition U دوباره درست کردن
reconditioned U دوباره درست کردن
reconditions U دوباره درست کردن
reopen U دوباره باز کردن
reopen U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened U دوباره باز کردن
reopened U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening U دوباره باز کردن
reopening U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens U دوباره باز کردن
reopens U دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reinstate U دوباره برقرار کردن
reinstated U دوباره برقرار کردن
reinstates U دوباره برقرار کردن
reinstating U دوباره برقرار کردن
redress U دوباره پوشیدن جبران کردن
redressed U دوباره پوشیدن جبران کردن
redresses U دوباره پوشیدن جبران کردن
revisit U دوباره ملاقات کردن
revisited U دوباره ملاقات کردن
revisiting U دوباره ملاقات کردن
revisits U دوباره ملاقات کردن
remarried U دوباره عروسی کردن
remarries U دوباره عروسی کردن
remarry U دوباره عروسی کردن
overhaul U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauled U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauling U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
overhauls U پیاده کردن پیاده کردن و دوباره سوارکردن
remount U برگشتن دوباره سوار کردن
remounted U برگشتن دوباره سوار کردن
remounting U برگشتن دوباره سوار کردن
remounts U برگشتن دوباره سوار کردن
refill U دوباره پر کردن
refilled U دوباره پر کردن
refilling U دوباره پر کردن
refills U دوباره پر کردن
relay U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays U دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
resort U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorted U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
resorts U رفت و امد مکرر دوباره دسته بندی کردن متشبث شدن به
revamp U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamping U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps U دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
re examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examine U دوباره بازپرسی کردن
re-examined U دوباره بازپرسی کردن
re-examines U دوباره بازپرسی کردن
re-examining U دوباره بازپرسی کردن
revalue U دوباره ارزیابی کردن
revalued U دوباره ارزیابی کردن
revalues U دوباره ارزیابی کردن
revaluing U دوباره ارزیابی کردن
revive U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives U دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
Other Matches
reeducate U دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship U دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
redintegrate U دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
unregenerate U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerated U دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
tempering (metallurgy) U بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
overpacking U دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
replenish U دوباره پر کردن
replenishing U دوباره پر کردن
refreshes U دوباره پر کردن
refresh U دوباره پر کردن
double-check <idiom> U دوباره چک کردن
replenishes U دوباره پر کردن
refreshed U دوباره پر کردن
replenished U دوباره پر کردن
looped U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops U تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
retranslate U دوباره ترجمه کردن
redistributed U دوباره پخش کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
redistributes U دوباره پخش کردن
retrocede U دوباره واگذار کردن
retake U دوباره تسخیر کردن
redistribute U دوباره پخش کردن
revalidate U دوباره پادار کردن
rewake U دوباره بیدار کردن
rejuveoize U دوباره جوان کردن
redeveloping U دوباره پیشرفته کردن
redirects U دوباره راهنمایی کردن
redirecting U دوباره راهنمایی کردن
redirected U دوباره راهنمایی کردن
redirect U دوباره راهنمایی کردن
retaken U دوباره تسخیر کردن
retakes U دوباره تسخیر کردن
reappraised U دوباره ارزیابی کردن
republish U دوباره منتشر کردن
republish U دوباره چاپ کردن
rephrased U دوباره عبارتبندی کردن
rewiring U دوباره سیمکشی کردن
reoccupy U دوباره اغاز کردن
remonetize U دوباره رایج کردن
redevelops U دوباره پیشرفته کردن
renegotiate U دوباره مذاکره کردن
rewires U دوباره سیمکشی کردن
rewired U دوباره سیمکشی کردن
rewire U دوباره سیمکشی کردن
reorder U دوباره مرتب کردن
reproduces U دوباره چاپ کردن
cold start U دوباره روشن کردن
reuse U دوباره استفاده کردن
reimport U دوباره وارد کردن
reinstall U دوباره برقرار کردن
reappraise U دوباره ارزیابی کردن
reinsure U دوباره بیمه کردن
retry U دوباره ازمایش کردن
retry U دوباره محاکمه کردن
reinterpret U دوباره تفسیر کردن
restart U روشن کردن دوباره
resorb U دوباره جذب کردن
oversrike U دوباره چاپ کردن
rebind U دوباره صحافی کردن
resurfaces U دوباره روکاری کردن
re establish U دوباره تاسیس کردن
reemploy U دوباره استخدام کردن
reactivate U دوباره فعال کردن
redevelop U دوباره پیشرفته کردن
reactivates U دوباره فعال کردن
reappraising U دوباره ارزیابی کردن
reactivated U دوباره فعال کردن
recalculate U دوباره حساب کردن
recompose U دوباره انشاء کردن
rescheduling U دوباره برنامهریزی کردن
reschedules U دوباره برنامهریزی کردن
rescheduled U دوباره برنامهریزی کردن
retaking U دوباره تسخیر کردن
reschedule U دوباره برنامهریزی کردن
rephrasing U دوباره عبارتبندی کردن
rephrases U دوباره عبارتبندی کردن
reproducing U دوباره چاپ کردن
recommit U دوباره زندان کردن
redefine U دوباره تعریف کردن
redefined U دوباره تعریف کردن
redefines U دوباره تعریف کردن
redefining U دوباره تعریف کردن
resurfaced U دوباره روکاری کردن
resurface U دوباره روکاری کردن
re export U دوباره صادر کردن
relives U دوباره تجربه کردن
redeveloped U دوباره پیشرفته کردن
reliving U دوباره تجربه کردن
re form U دوباره درست کردن
redeliver U دوباره مستخلص کردن
re sort U دوباره جور کردن
reforge U دوباره جعل کردن
re establish U دوباره برپا کردن
redistributing U دوباره پخش کردن
relive U دوباره تجربه کردن
relived U دوباره تجربه کردن
reexamine U دوباره امتحان کردن
re paving U دوباره فرش کردن
reassociate U دوباره متحد کردن
reassociate U دوباره معاشرت کردن
reengage U دوباره استخدام کردن
reproduced U دوباره چاپ کردن
reappraises U دوباره ارزیابی کردن
reproduce U دوباره چاپ کردن
reasure U دوباره بیمه کردن
reactivating U دوباره فعال کردن
re strain U دوباره صاف کردن
rephrase U دوباره عبارتبندی کردن
second thought <idiom> U دوباره به چیزی فکر کردن
reestablish U دوباره بر قرار یا تاسیس کردن
reabsorb U دوباره مکیدن و جذب کردن
reproducing U چاپ کردن دوباره ساختن
recommit U دوباره به کیمسیون ارجاع کردن
ruminating U اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminates U اندیشه کردن دوباره جویدن
reproduced U چاپ کردن دوباره ساختن
iterate U دوباره گفتن بازگو کردن
restart U بازاغازی دوباره شروع کردن
reproduces U چاپ کردن دوباره ساختن
reproduce U چاپ کردن دوباره ساختن
ruminated U اندیشه کردن دوباره جویدن
ruminate U اندیشه کردن دوباره جویدن
after hardening U دوباره سخت کردن پلاستیک
to pick up U فراگرفتن دوباره پیدا کردن
reintegrate U دوباره جمع اوری ومتحد کردن
revictual U دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
reworking U دوباره روی متن کار کردن
pick up <idiom> U ادامه دادن ،دوباره شروع کردن
reworks U دوباره روی متن کار کردن
off the wagon <idiom> U دوباره شروع به خوردن الکل کردن
rework U دوباره روی متن کار کردن
to revisit a subject of research U سوژه پژوهشی را دوباره بازدید کردن
reoccupy U دنبال کردن دوباره بدست اوردن
reworked U دوباره روی متن کار کردن
repristinate U بصورت اصلی برگرداندن دوباره بکر کردن
recriminate U اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
revivalist movement U جنبش دوباره دایر کردن آداب و سبک قدیمی
to reprogram U دوباره برنامه ریزی [جدید] کردن [رایانه شناسی]
reconvey U بمحل اولیه باز گرداندن دوباره جمل کردن
rehash U بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
to refresh [jog] your memory U خاطره خود را تازه کردن [ که دوباره یادشان بیاید]
rehashes U بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
rehashed U بحثهای قدیمی را دوباره بصورت جدیدی مطرح کردن
deletion U روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
afresh U دوباره
on more U دوباره
continually U دوباره و دوباره
de novo U دوباره
anew U دوباره
revet U دوباره
again U دوباره
bis U دوباره
reproducer U دوباره تولیدکننده
repiece U دوباره سر هم دادن
repass U دوباره عبورکردن
replenishment U دوباره پرکردن
reproducing U دوباره تولیدکردن
retaking U دوباره گرفتن
redevelop U دوباره فاهرکردن
reseat U دوباره نشاندن
remakes U دوباره سازی
second check U بررسی دوباره
redevelops U دوباره فاهرکردن
reelect U دوباره گزیدن
reproduces U دوباره تولیدکردن
redintegrate U دوباره مستقرشونده
repeated test U ازمون دوباره
redeveloping U دوباره فاهرکردن
reseats U دوباره نشاندن
reseating U دوباره نشاندن
reenagement U استخدام دوباره
reproduce U دوباره تولیدکردن
reseated U دوباره نشاندن
reproduced U دوباره تولیدکردن
reassembling U دوباره سوارکردن
remake U دوباره سازی
restart U شروع دوباره
refloats U دوباره به اب انداختن
retaken U دوباره گرفتن
reworking U دوباره ورزیدن
retakes U دوباره گرفتن
rewriter U دوباره نویس
rewake U دوباره برانگیختن
reinvest U دوباره گماشتن
regorge U دوباره فروبردن
revest U دوباره گماشتن
retransmit U دوباره فرستادن
rehear U دوباره شنیدن
redeveloped U دوباره فاهرکردن
reassemble U دوباره سوارکردن
reassembled U دوباره سوارکردن
Come again <idiom> دوباره تکرار کن.
A fresh lease of life. U عمر دوباره
repullulate U دوباره درامدن
rework U دوباره ورزیدن
reassembles U دوباره سوارکردن
refloat U دوباره به اب انداختن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com