English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bail U عمل خارج کردن اب قایق
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
canopy U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
canopies U روکش قایق کروکی قایق سرپوش قایق
lubber's line U علامت روی قطبنمای قایق نشاندهنده قسمت جلو و عقب قایق
backwind U حرکت قایق در وضعی که باداثر نامساعد نسبت به بادبان قایق بعدی داشته باشد
inactivate U غیر فعال کردن ناو از رده خارج کردن یکان
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
tacking U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacks U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tack U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
tacked U سمت حرکت قایق نسبت به باد پیشروی قایق در سمت معین
extraction U خارج کردن
derails U از خط خارج کردن
derailing U از خط خارج کردن
expulse U خارج کردن
derailed U از خط خارج کردن
derail U از خط خارج کردن
unship U خارج کردن
to rule out U خارج کردن
discharge U خارج کردن
discharges U خارج کردن
phase out U خارج کردن
ejects U خارج کردن
ejecting U خارج کردن
ejected U خارج کردن
bring out U خارج کردن
eject U خارج کردن
out of bounds U خارج از خط کناری یا پایان یا خط دروازه توپ خارج از میدان واترپولو توپ مرده
capsized U واژگون کردن قایق
swamped U غرق کردن قایق
swamping U غرق کردن قایق
broaching U سوراخ کردن قایق
swamps U غرق کردن قایق
capsizes U واژگون کردن قایق
swamp U غرق کردن قایق
broach U سوراخ کردن قایق
broached U سوراخ کردن قایق
broaches U سوراخ کردن قایق
barged U با قایق حمل کردن
barge U با قایق حمل کردن
barges U با قایق حمل کردن
capsizing U واژگون کردن قایق
boat U قایق رانی کردن
boats U قایق رانی کردن
capsize U واژگون کردن قایق
defecated U خارج کردن مدفوع
exfiltration U خارج کردن از میدان
to expel [from] U بزور خارج کردن [از]
spewing U با فشار خارج کردن
defecate U خارج کردن مدفوع
phase out U به ترتیب خارج کردن
disseise U ازتصرف خارج کردن
defecates U خارج کردن مدفوع
defecating U خارج کردن مدفوع
write-offs U از دفتر خارج کردن
spewed U با فشار خارج کردن
write-off U از دفتر خارج کردن
spew U با فشار خارج کردن
write off U از دفتر خارج کردن
to put out of court U از دستور خارج کردن
spews U با فشار خارج کردن
ablate U بریدن و خارج کردن
disarmed U از ضامن خارج کردن
tabled U از دستور خارج کردن
decivilize U از تمدن خارج کردن
table U از دستور خارج کردن
expectorate U ازشش خارج کردن
lay on the table U از دستور خارج کردن
swap out U مبادله کردن به خارج
tables U از دستور خارج کردن
disarms U از ضامن خارج کردن
tabling U از دستور خارج کردن
disarm U از ضامن خارج کردن
cast off U باز کردن طناب قایق
ground tackle U وسیله مهار کردن قایق
ship water U نفوذ کردن اب بداخل قایق
scow U با قایق چهارگوش حمل کردن
expels U منفصل کردن بزور خارج کردن
expelling U منفصل کردن بزور خارج کردن
expelled U منفصل کردن بزور خارج کردن
expel U منفصل کردن بزور خارج کردن
deconcentrate U از حالت تغلیظ خارج کردن
emancipate U از زیر سلطه خارج کردن
to phase out something U به ترتیب خارج کردن چیزی
uncouple U از حالت زوجی خارج کردن
To import goods [from abroad] کالا از خارج وارد کردن
strike off the rolls U از صورت وکلا خارج کردن
evacuate U اخراج خارج کردن یا شدن
evacuating U اخراج خارج کردن یا شدن
evacuates U اخراج خارج کردن یا شدن
emancipated U از زیر سلطه خارج کردن
emancipates U از زیر سلطه خارج کردن
emancipating U از زیر سلطه خارج کردن
emit U بیرون دادن خارج کردن
evacuated U اخراج خارج کردن یا شدن
emits U بیرون دادن خارج کردن
emitted U بیرون دادن خارج کردن
reek U بخار ازدهان خارج کردن
unplugs U خارج کردن دو شاخه از سوکت
reeked U بخار ازدهان خارج کردن
unplugging U خارج کردن دو شاخه از سوکت
unplugged U خارج کردن دو شاخه از سوکت
emitting U بیرون دادن خارج کردن
unplug U خارج کردن دو شاخه از سوکت
reeking U بخار ازدهان خارج کردن
withdrawals U خارج کردن عقب کشیدن
reeks U بخار ازدهان خارج کردن
withdrawal U خارج کردن عقب کشیدن
mooring U نقطه مهار کردن قایق به ساحل
lighters U با قایق باری کالا حمل کردن
lighter U با قایق باری کالا حمل کردن
steamboat U قایق بخاری باکشتی بخارسفر کردن
snake out U خارج کردن کالا از انبار ناو
emitted U بیرون دادن از خود خارج کردن
emits U بیرون دادن از خود خارج کردن
bowdlerize U قسمتهای خارج از اخلاق را حذف کردن از
safing U از حالت مسلح بودن خارج کردن
emitting U بیرون دادن از خود خارج کردن
to play in or out U با نواختن ارغنون یا سازدیگرواردیا خارج کردن
emit U بیرون دادن از خود خارج کردن
breaks U از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
break U از حالت رمز خارج کردن یک کد مشکل
port U بزرگ کردن لوله اگزاست سمت چپ قایق
head down U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head off U دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
mooring line U طناب برای مهار کردن قایق به ساحل
foldboat U قایق قابل جدا کردن قطعات وبستن ان
boat space U فضای بار موجود در قایق محوطه بار قایق
to move one's operation offshore U شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
discard U خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
deviations U از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discarded U خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
importation U عمل وارد کردن چیزی به سیستم از خارج
deviation U از شروط و مقررات قراردادتجاوز کردن و خارج شدن
discarding U خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
discards U خارج کردن چیزی که مورد نیاز است
stripping crane U جرثقیل برای خارج کردن شمش از کوکیله
hooked medallion U ترنج قلاب شکل [در این ترنج سر قلاب ها می تواند به سمت خارج و یا ترکیبی از داخل و خارج طراحی شود.]
evicted U خارج کردن خلع ید کردن
evicts U خارج کردن خلع ید کردن
evict U خارج کردن خلع ید کردن
evicting U خارج کردن خلع ید کردن
sidelining U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
releases U خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
smut U تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
release U خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
released U خارج کردن بری شدن برائت از دین ترخیص
sidelines U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
smuts U تصاویروداستانهای خارج از اخلاق سیاه ولکه دار کردن
sidelined U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
external U مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
externals U مشخص کردن انبار کاغذ در خارج از وسیله یا میز
exfiltration U خارج کردن عده ها از مناطق تحت کنترل دشمن
sideline U ازبازی یا معرکه خارج کردن کار یا چیز فرعی
evictions U چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
eviction U چیزی را به حکم قانون از تصرف کسی خارج کردن
cable U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
spill wind U سست کردن بادبان برای جلوگیری از تمایل قایق به یک سمت
cabled U طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
break out U نوعی حمله برای خارج کردن گوی از منطقه دفاعی
denationalising U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizing U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize U از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
deforest U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforesting U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforested U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
deforests U درختان جنگل را قطع کردن ازحالت جنگل خارج کردن جنگل تراشی کردن
traveler U میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
showboat U قایق دارای صحنه نمایش نمایش در قایق
label U مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
demonetization U سکه خارج از گردش جایگزین کردن مسکوکات جدیدبه جای سکههای رایج
labels U مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labelled U مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
labeling U مشخص کردن قطعه کاغذ که خارج وسیله یا دیسک نصب شده است
texts U پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
text U پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
port U مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان خارج کردن یا ارسال داده به ماشین دیگر یا وسیله دگر میدهد
scooters U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
scooter U روروک مخصوص بچه ها قایق موتوری ته پهن روروک سواری کردن
tackled U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackle U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles U درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
demonetization U خارج کردن پول از گردش از اعتبار انداختن پول درگردش
tilting mixer U نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
osteotomy U برش استخوان و جداکردن و خارج کردن قسمتی از استخوان
reversion U هبه کردن مال غیر منقول بخ کسی به شرط حدوث امری در خارج یا گذشتن مدت معین هبه مشروط
cryptographic U تعداد کدهایی که در الگوریتم رمز برای مشخص کردن داده رمز دار و خارج از رمز به کارمی روند
serviced U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
service U شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
declassification U از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
lighters U قایق
lighter U قایق
ark U قایق
bilge U کف قایق
boat U قایق
outboard U قایق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com