English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
vasectomies U عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
vasectomy U عمل جراحی و برداشتن مجرای ناقل منی برای عقیم کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
commandeering U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeers U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeered U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
commandeer U وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن
to make a long arm [برای برداشتن یا گرفتن چیزی دست دراز کردن]
scrubbing U ضد عفونی برای عمل جراحی
scrubs U ضد عفونی برای عمل جراحی
scrub U ضد عفونی برای عمل جراحی
scrubbed U ضد عفونی برای عمل جراحی
transcribed U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribes U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribing U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
transcribe U استنساخ کردن رونوشت برداشتن سواد برداشتن
embolectomy U عمل جراحی برای دراوردن مانع جریان خون
sterilization U عقیم کردن
spay U عقیم کردن
spays U عقیم کردن
confute U عقیم کردن
spayed U عقیم کردن
insuperability U عدم امادگی برای از میان برداشتن
thwarted U عقیم گذاردن مخالفت کردن با
foiled U عقیم گذاردن خنثی کردن
foil U عقیم گذاردن خنثی کردن
foiling U عقیم گذاردن خنثی کردن
foils U عقیم گذاردن خنثی کردن
thwart U عقیم گذاردن مخالفت کردن با
to commandeer something U چیزی را [بدون اجازه] برای خود برداشتن
bote U حق مستاجر به برداشتن چوب برای بعضی مصارف
operated U عمل جراحی کردن
operates U عمل جراحی کردن
operate U عمل جراحی کردن
countercheck U عقیم کردن دفع کردن
free drop U برداشتن و انداختن گوی گلف با دست از نقطه ناممکن برای ضربه زدن به نقطه مناسب نزدیک ان
process U جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
processes U جریان دعوی از مجرای قانون تعقیب کردن
conveyer U ناقل
story teller U ناقل
conveyor U ناقل
transferor U ناقل
transporter U ناقل
vehicle U ناقل
vehicles U ناقل
transporters U ناقل
passant U ناقل
tellers U ناقل
teller U ناقل
porter U ناقل امراض
fabler U افسانه گو ناقل
porters U ناقل امراض
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
insect vectors U حشرات ناقل بیماری
photographing U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
photographs U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
warps U منحرف کردن تاب برداشتن
photographed U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
take off U برداشتن پرواز کردن هواپیما
warped U منحرف کردن تاب برداشتن
warp U منحرف کردن تاب برداشتن
opens U برداشتن پوشش یا باز کردن در
forborne U دست برداشتن تحمل کردن
photograph U عکس برداشتن از عکسبرداری کردن
opened U برداشتن پوشش یا باز کردن در
open U برداشتن پوشش یا باز کردن در
split U ترک برداشتن تقسیم کردن
anopheles U که ناقل میکرب مالاریا میباشد
lopping U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lop U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
lopped U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
notate U یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
removal U از بین بردن برداشتن پیاده کردن
lops U باتنبلی حرکت کردن شلنگ برداشتن
abortive <adj.> عقیم
sterile U عقیم
barren U عقیم
pickup U دستگاه برقی ناقل صدای گرامافون
to d. up a liquid U مایعی را باچمچه ومانندان برداشتن یا خالی کردن
abort U عقیم ماندن
incomplete offence U جرم عقیم
nulify U عقیم گذارندن
frustrated U عقیم مانده
to come to nothing U عقیم ماندن
come to nothing U عقیم ماندن
frustrations U عقیم گذاری
frustration U عقیم گذاری
busing U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bussing U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bus U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
busses U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bused U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
bussed U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
buses U رسانگر ناقل هواپیما بافزفیتهای ترابری مختلف
failed U عقیم ماندن ورشکستن
fail U عقیم ماندن ورشکستن
fails U عقیم ماندن ورشکستن
paralysation U بی اثرسازی عقیم گذاری
to foil a plan U عقیم گذاردن نقشه ای
indexing U استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
genes U عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
gene U عامل موجود در کروموزوم که ناقل صفات ارثی است
miscarry U نتیجه ندادن عقیم ماندن
male sterile U گامتهای عقیم وبی خاصیت نر
aborted U ریشه نکردن عقیم ماندن
aborting U ریشه نکردن عقیم ماندن
miscarrying U نتیجه ندادن عقیم ماندن
miscarries U نتیجه ندادن عقیم ماندن
aborts U ریشه نکردن عقیم ماندن
surgeries U جراحی
surgery U جراحی
the knife U الت جراحی
the knife U چاقوی جراحی
psychosurgery U جراحی روانی
canula U لوله جراحی
surgical instruments U الات جراحی
raspatory U سوهان جراحی
aciurgy U عمل جراحی
surgeries U عمل جراحی
surgeries U اتاق جراحی
surgical operation U عمل جراحی
surgical U عمل جراحی
surgical U وابسته به جراحی
surgery U اتاق جراحی
bougie U میل جراحی
surgery U عمل جراحی
surgical U مربوط به جراحی
plastic surgery U جراحی پلاستیک
hysterotomy U جراحی رحم
neurosurgery U جراحی اعصاب
orthopedics U جراحی استخوان
postoperative U پس از عمل جراحی
A surgical operation . U عمل جراحی
forceps U انبر جراحی
surgically U از لحاظ جراحی
operation U عمل جراحی
rhinoplasty U جراحی پیوندی بینی
gouging U اسکنه جراحی بزورستانی
scalpel U چاقوی کوچک جراحی
bistoury U چاقوی کوچک جراحی
operating theatres U نمایشگاه عمل جراحی
scalpels U چاقوی کوچک جراحی
scalpels U باچاقوی جراحی بریدن
forceps U انبر جراحی انبرک
gouged U اسکنه جراحی بزورستانی
gouge U اسکنه جراحی بزورستانی
inoperable U غیر قابل جراحی
abaptiston U اره جراحی مغز
abaptistum U اره جراحی مغز
ablator U الت بریدن در جراحی
surgeon's knot U گره بخیه جراحی
operating theatre U نمایشگاه عمل جراحی
catheter U میل جراحی بول
scalpel U باچاقوی جراحی بریدن
plastic surgery U جراحی ترمیمی و زیبایی
gouges U اسکنه جراحی بزورستانی
thoracotomy U عمل جراحی شکافتن جدارسینه
swabs U سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
surgical U مربوط به امور پزشکی جراحی
interne U یا جراحی که در بیمارستان اقامت دارد
swab U سنبه جراحی گردوخاک گرفتن
probang U میله گلو پاک کن جراحی
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
pneumectomy U عمل جراحی وبرداشتن نسج ریه
tonsillectomy U در اوردن لوزتین بوسیله عمل جراحی
emboly U یکنوع عمل جراحی مخصوص فتق
osteoplastic U وابسته به روش جراحی ترمیمی استخوان
liberal education U اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
potatoes and point U سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
personal U متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
intubation U فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
auto U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
autos U توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
bread and point U سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
diagnostics U اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time U زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
hysterectomize U بوسیله عمل جراحی زهدان رادر اوردن
psychosurgery U جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
face lifting U جراحی و از بین بردن چین وچرک صورت
weight belt U کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing U اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
decollate U جدا کردن موضوعات مختلف به ورقههای مجزا. جدا کردن دو یا سه موضوع مختلف به حالت مجزا و برداشتن کاغذ کاربنی
skimming U محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
culverts U مجرای اب
water course U مجرای اب
apt words U مجرای اب
culvert U مجرای اب
tsetse U مگس تسه تسه ناقل تریپانوزوم
urethra U مجرای پیشاب
conduit U مجرای سیم
vales U مجرای کوچک
watertight U مجرای تنگ
output channel U مجرای خروجی
urinary meatus U مجرای پیشاب
syphon aqueduct U مجرای سیفونی
sewer U مجرای فاضل اب
sewers U مجرای فاضل اب
sewers U مجرای فاضلاب
waste gas fule U مجرای دود
sewer U مجرای فاضلاب
thoracic duct U مجرای سینه
trade channel U مجرای توزیع
scuppers U مجرای ناودان
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com