English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
Other Matches
osteopathy U درمان بوسیله مالش استخوان و مفاصل
hydro-electric U وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
hydro electric U وابسته به پیدایش الکتریسیته بوسیله مالش اب یا بخار
to rub sore U از مالش زیادزخم کردن
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
scrubs U مالش
gnawing U مالش
scrub U مالش
scrubbed U مالش
frictions U مالش
scrubbing U مالش
friction U مالش
frottage U مالش
attrition U مالش خراش
chafe U مالش دادن
coefficient of friction U ضریب مالش
chafing U مالش دادن
chafes U مالش دادن
angle of friction U زاویه مالش
magnetic friction U مالش مغناطیسی
friction U مالش اختلاف
frictions U مالش اختلاف
scumble U مالش مختصر
rubdown U مالش سریع بدن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
tribometer U مالش سنج سایش ازما
they give it a good scrub U خوب انرا مالش میدهند
liniment U مرهم رقیق روغن مالش
liniments U مرهم رقیق روغن مالش
internal friction U مالش درونی سایش داخلی
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
paint roller mill U دستگاه مالش رنگ بر روی دیوار
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
electrostatic charge U بار الکتریسیته ساکن [که در اثر مالش بوجود می آید.]
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
garotte U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
phototostat U رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method U طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizon U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizons U افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulance U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances U بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
croquet U بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
by U بوسیله
by the instrumentality of U بوسیله
with U بوسیله
whereby U که بوسیله ان
via U بوسیله
by dint of U بوسیله
at the hand of U بوسیله
per U بوسیله
wherewithal U که بوسیله ان
perprep U بوسیله
of U بوسیله
thruogh the a of U بوسیله
municipally U بوسیله شهرداری
hydrolysis U تجزیه بوسیله اب
by the f. U بوسیله لمس
by wire U بوسیله تلگراف
hydromancy U تفال بوسیله اب
electrically U بوسیله برق
by depty U بوسیله نماینده
per pais U بوسیله کشور
per pais U بوسیله مملکت
dragonnades U بوسیله سواره نظام
intuitively U بوسیله درک مستقیم
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
electric chair U اعدام بوسیله برق
windswept U بوسیله باد جاروشده
leaching U تصفیه بوسیله شستشو
hydrolyze U بوسیله اب تجزیه شدن
churns U بوسیله اسباب گردنده
churned U بوسیله اسباب گردنده
hydromancer U تفال زننده بوسیله اب
electromotive U متحرک بوسیله برق
pours U تراوش بوسیله ریزش
pouring U تراوش بوسیله ریزش
patents U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
postage U حمل بوسیله پست
brews U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
radar scan U مراقبت بوسیله رادار
pour U تراوش بوسیله ریزش
pipeage U ترابری بوسیله لوله
pipe down U بوسیله شیپور یا نای
diathermy U معالجه بوسیله حرارت
seagirt U محصور بوسیله دریا
brew U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
brewed U بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pipage U ترابری بوسیله لوله
traingulation U پیمایش بوسیله مثلثات
photogelatin process U چاپ بوسیله ژلاتین
patenting U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
phototypography U چاپ بوسیله عکسبرداری
galvanography U روی مس بوسیله اندودکهربایی
sent via e-mail U بوسیله ایمیل فرستاده شد
eluviation U انتقال بوسیله بادوباران
churn U بوسیله اسباب گردنده
aeromancy U تفال بوسیله هوا
in propria persona U بوسیله خود شخص
infiltration U پالایش بوسیله تراوش
aerotherapeutics U معالجه بوسیله هوا
poured U تراوش بوسیله ریزش
patented U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
to scent out U بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
lapped joint U اتصال بوسیله پوشش
windblown U در حرکت بوسیله باد
to pick thanks U بوسیله سخن چینی
patent U بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
roentgenoscopy U معاینه بوسیله اشعه مجهول
self-appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
photocopying U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
self appointed U منصوب شده بوسیله خویشتن
soaks U بوسیله مایع اشباع شدن
the block U مردن بوسیله گردن زنی
lures U بوسیله تطمیع بدام انداختن
string U یک سری تیراندازی بوسیله یک نفر
carbon arcwelding U جوش قوسی بوسیله کربن
luring U بوسیله تطمیع بدام انداختن
steam propulsion of ships U راندن کشتی ها بوسیله بخار
photocopy U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
by no one else U از [بوسیله] هیچ کسی دیگر
seaborne U بوسیله کشتی حمل شده
rocket propulsion U حرکت بجلو بوسیله موتورموشکی
nettles U بوسیله گزنه گزیده شدن
nettle U بوسیله گزنه گزیده شدن
lip-reads U کلمات را بوسیله حرکات لب فهمیدن
soak U بوسیله مایع اشباع شدن
cathodogeaph U بوسیله پرتومجهول عکس برداشتن از
self-service U کمک بوسیله خود شخص
photocopies U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
suicide bombing U قصد کشت بوسیله خودکشی
sporogony U تولید مثل بوسیله هاگ
chemical warfare U جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
self service U کمک بوسیله خود شخص
intercommunication system U ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
massotherapy U معالجه بوسیله مشت و مال
lyophil U خشک شده بوسیله انجمادسخت
argon arc welding U جوش قوسی بوسیله گازارگون
pyretotherapy U معالجه ناخوشی بوسیله تولیدتب
photocopied U رونوشت برداری بوسیله عکاسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com