English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 190 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
producer U عمل اورنده سازنده باراورنده
producers U عمل اورنده سازنده باراورنده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
pertubative U اشفته سازنده مضطرب سازنده
bearer U اورنده
bearers U اورنده
growers U عمل اورنده
compiler U گرد اورنده
colleotor U جمع اورنده
collector U فراهم اورنده
securer U بدست اورنده
catcher U بدست اورنده
collector U گرد اورنده
collectors U فراهم اورنده
shaper U بشکل در اورنده
collectors U گرد اورنده
aliquant U باقی اورنده
acquirer U بدست اورنده
irritants U به خشم اورنده
grower U عمل اورنده
presager U خبر اورنده
resuscitator U بهوش اورنده
gatherer U گرد اورنده
procurer U بدست اورنده
sustainer U تاب اورنده
provider U بدست اورنده
providers U بدست اورنده
processor U عمل اورنده
regenarate U از نو بوجود اورنده
irritant U به خشم اورنده
irritant U بخشم اورنده ازارنده
irritants U بخشم اورنده ازارنده
curing compound U مایه عمل اورنده
wrangler U گرد اورنده احشام
snoopy U بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
self tightening U برنفس خویش فشاروارد اورنده
hemostat U عامل بند اورنده جریان خون
reviver U تجدید حیات کننده بهوش اورنده
resumptive U ادامه دهنده دوباره بدست اورنده
cancelled cheque U چکی که وجه ان را بانک به اورنده چک پرداخته است
manufacturers U سازنده
manufacturer U سازنده
constituents U سازنده
fomative U سازنده
producers U سازنده
fabricator U سازنده
fabricant U سازنده
constructor U سازنده
concoctor U سازنده
constituent U سازنده
producer U سازنده
instrumentalists U سازنده
instrumentalist U سازنده
makers U سازنده
maker U سازنده
wright U سازنده
compositor U سازنده
components U سازنده
constructive U سازنده
builder U سازنده
compositors U سازنده
builders U سازنده
component U سازنده
distractive U پریشان سازنده
factors U سازنده فاکتور
refrigerative U خنک سازنده
factor U سازنده فاکتور
depletive U تهی سازنده
fabricator U سازنده وسایل
qualifier U ملایم سازنده
enslaver U بنده سازنده
dispossessor U بی بهره سازنده
qualificatory U محدود سازنده
dissipative U پراکنده سازنده
elucidatory U روشن سازنده
qualifiers U ملایم سازنده
film developer U سازنده فیلم
manufacturer's agent U نماینده سازنده
manifestative U اشکار سازنده
lutist U سازنده عود
inveigler U گمراه سازنده
interceptive U جدا سازنده
irradiative U روشن سازنده
incorporator U یکی سازنده
component U جزء سازنده
presentive U مجسم سازنده
melodist U سازنده ملودی
procreator U موجد سازنده
components U جزء سازنده
manufacturers' agent U نماینده سازنده
deific U خدا سازنده
suppressive U موقوف سازنده
assuror U مطمئن سازنده
assurer U مطمئن سازنده
sonneteer U سازنده غزل
alterative U دگرگون سازنده
lubricant U روان سازنده
lubricants U روان سازنده
vitiator U تباه سازنده
supersessive U لغو سازنده
builder U موسس سازنده
builders U موسس سازنده
ingredient U عنصر سازنده
ingredients U عنصر سازنده
spoiler U فاسد سازنده
suppressor U موقوف سازنده
subjugator U مطیع سازنده
lubricating U روان سازنده
separative U جدا سازنده
computer manufacturer U سازنده کامپیوتر
coordinative U متناسب سازنده
composer U سازنده مصنف
renovator U باز نو سازنده
restrictive U محدود سازنده
refrigrative U خنک سازنده
purificative U پا سازنده تطهیری
procreation U سازنده زایش
lubricate U روان سازنده
lubricated U روان سازنده
lubricates U روان سازنده
composers U سازنده مصنف
reflectional U بازتابنده منعکس سازنده
metrist U سازنده نظم وشعر
mitigatory U سبک سازنده مخفف
original equipment manufacturer U سازنده تجهیزات اصلی
paper stainer U سازنده کاغذهای دیواری
procurer U فراهم سازنده جاکش
wright U کارگر سازنده نجار
toyer U سازنده اسباب بازی
producer advertising U تبلیغ توسط سازنده
purificatory U پاک سازنده تطهیری
composition U نسبت اجزای سازنده
compositions U نسبت اجزای سازنده
formative U ترکیب کننده سازنده
manufacturer U تولید کننده سازنده
diallist U سازنده ساعت افتابی
compositions U نسبت اجزاء سازنده
composition U نسبت اجزاء سازنده
manufacturers U تولید کننده سازنده
indican U ماده سازنده نیل
ideologue U سازنده ایده ئولوژی
reflective U بازتابنده منعکس سازنده
boiler maker U سازنده دیگ بخار
ceramist U سازنده فروف سفالین
ceramicist U سازنده فروف سفالین
loathful U دافع بیرغبت سازنده
elucidative U تفسیری روشن سازنده
manufacturer's software U نرم افزار سازنده
boilermaker U سازنده دیگ بخار
data general corporation U سازنده سیستمهای مینی کامپیوتر
spoilsman U تباه کننده فاسد سازنده
self discharging U ازاد سازنده نفس خود
assimilator U تحلیل برنده همانند سازنده
illusory U گمراه کننده مشتبه سازنده
mitigative U سبک سازنده تخفیف دهنده
humiliating U پست سازنده خفیف کننده
humiliatingly U پست سازنده خفیف کننده
detonating U محترق شونده منفجر سازنده
pastoralist U سازنده شعرهای روستایی چوپان
illusive U گمراه کننده مشتبه سازنده
perversive U گمراه کننده منحرف سازنده
pictorial U تصویر نما مجسم سازنده
wet cooper U سازنده چلیک برای مایعات
unisys U یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
honeywell U یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
carver U قلم سنگ تراشی سازنده
Dec U یک سازنده بزرگ سیستمهای مینی کامپیوتر
borland international U یک شرکت سازنده نرم افزارهای ریزکامپیوتر
flag waver U مضطرب سازنده تولیدکننده هیجان عمومی
dry cooper U سازنده چلیک برای خشکه بار
digital equipment corporation U سازنده انواع سیستمهای مینی کامپیوتر
control data corporation U یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
motorola U سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
leukosis U زیاد شدن بافتهای سازنده گویچههای سفید
outriggers U اعضای سازنده اولیه حامل قسمت دم هواپیما
smokescreen U عمل یا حرف گمراه کننده یا مستتر سازنده
horner U سازنده شانههای شاخی کرنازن شاخ تراش
metencephalon U قسمتی از مغز جنین که سازنده مخچه وبصل النخاع است
free issue materials U موادی که خریدار جهت تولیدکالای موردنیاز خود به سازنده میدهد
radio sheck U یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
parbasis U سرودی که دسته تهلیل خوانان بنام سازنده ان وبعنوان تماشاکنندگان میخواند
doa U شرح محصولی که به هنگام دریافت از سازنده یا تهیه کننده کار نمیکند
particular lien U حق حبس مخصوص حق حبسی است برای فروشنده یا سازنده کالای بخصوص نسبت به ان کالا
third party lease U توافقنامهای که بوسیله ان یک شرکت مستقل تجهیزاتی رااز سازنده خریده و به استفاده کننده کرایه میدهد
cost plus contracts U به حساب خرید سفارش دهنده وجز فروش سازنده به حساب می اورند
compaq computer corporation U شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
unbundled U اموزش و..... که مستقل از سخت افزارکامپیوتر توسط سازنده سخت افزاری فروخته میشود دسته نشده
disruptive pattern U اشکار سازنده هدف استتارشده وسیله اشکار ساختن هدف استتار شده روی صفحه رادار
leukon U عناصر سفید خون وسلولهای سازنده انها دودمان سفید خون
cray U نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
plug compatible U دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com