Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
armor sweep
U
عملیات پاکسازی زرهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
housekeeping
U
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
armor protection
U
حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
purgation
U
پاکسازی
purging
U
پاکسازی
purification
U
پاکسازی
water treatment
U
پاکسازی اب
purge
U
پاکسازی
purged
U
پاکسازی
purges
U
پاکسازی
purged
U
پاکسازی کردن
purges
U
پاکسازی کردن
clearing of jungle
U
پاکسازی جنگل
secondary treatment
U
پاکسازی دومین
air treatment
U
پاکسازی هوا
primary treatment
U
پاکسازی نخستین
air purification
U
پاکسازی هوا
purge
U
پاکسازی کردن
These tablets make water pure.
U
این قرص ها آب را پاکسازی می کند.
attrition sweeping
U
پاکسازی میدان مین فرسایشی
These tablets purify the water.
U
این قرص ها آب را پاکسازی می کند.
antitank
U
ضد زرهی
armor
U
زرهی
armoring
U
زرهی
armored
U
زرهی
armorial
U
زرهی
rmour
U
زرهی
influence sweep
U
پاکسازی میدان مین بااستفاده از امواج رادار یارادیویی
shells
U
زرهی پوشش
shelling
U
زرهی پوشش
armour
U
زرهی کردن
armored vehicle
U
خودروی زرهی
armored cavalry
U
سوار زرهی
shell
U
زرهی پوشش
sheathed cable
U
کابل زرهی
mechanized
U
پیاده زرهی
armored artillery
U
توپخانه زرهی
armor group
U
گروه زرهی
cavalry
U
سوار زرهی
armored infantry
U
پیاده زرهی
armor protection
U
حفافت زرهی
armor
U
زرهی کردن
armor plate
U
ورق زرهی
armor
U
رسته زرهی
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
U
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
composite armor
U
نیروی زرهی مرکب
panzer
U
لشگر زرهی المانی
light armor
U
وسایل زرهی سبک
armored reconnaissance vehicle
U
خودروی شناسایی زرهی
armor plate
U
حفاظ یا پوشش زرهی
anticrop operations
U
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
counter air
U
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air operations
U
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
achievement of arms
U
مجموعه ای از نشان های زرهی
armor plate planer
U
ماشین رنده ورق زرهی
coil up
U
جمع شدن ستون زرهی
armor plate rolling mill
U
دستگاه نورد ورق زرهی
tank recovery vehicle
U
خودرو اخراجات تانک جرثقیل زرهی
domes
U
کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
dome
U
کلاهک رادار برجک خودرو زرهی
composite squadron
U
گردان سوار زرهی یا هلی کوپتر مختلط
statements
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statement
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagate
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
U
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
air-sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
U
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
scout car
U
خودروی دیده وری خودروی شناسایی زرهی
time resolution
U
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit
U
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation
U
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
U
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise
U
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
operation
U
عملیات
op
U
عملیات
treatment
U
عملیات
treatments
U
عملیات
operations
U
عملیات
combat information center
U
اطاق عملیات
continuity of operations
U
تسلسل عملیات
continuity of operations
U
مداومت عملیات
concrete operations
U
عملیات عینی
denial operations
U
عملیات ممانعتی
deputy for operations
U
معاونت عملیات
computer operation
U
عملیات کامپیوتر
delaying action
U
عملیات تاخیری
centre of activities
U
مرکز عملیات
business type operation
U
عملیات کامپیوتری
destructive operation
U
عملیات مخرب
base of operations
U
پایگاه عملیات
business type operation
U
عملیات تجارتی
concept of operations
U
تدبیر عملیات
building operations
U
عملیات ساختمانی
counter battery
U
عملیات ضد اتشبار
conversational operation
U
عملیات محاورهای
counter military
U
ضد عملیات نظامی
countermine
U
عملیات ضد مین
covert operations
U
عملیات مخفی
covert operations
U
عملیات پنهانی
block operation
U
عملیات بلوک
base operation
U
عملیات پایگاهی
rehearsals
U
تکرار عملیات
chemical operations
U
عملیات شیمیایی
delay action
U
عملیات تاخیری
autonomous operation
U
عملیات ازاد
phases
U
مرحله عملیات
counter espionage
U
عملیات ضدجاسوسی
counter-espionage
U
عملیات ضدجاسوسی
flow chart
U
شمای عملیات
flow charts
U
شمای عملیات
subversive
U
عملیات براندازی
subversives
U
عملیات براندازی
radius
U
شعاع عملیات
hostilities
U
عملیات خصمانه
terrain
U
زمین عملیات
offensives
U
عملیات افندی
phased
U
مرحله عملیات
phase
U
مرحله عملیات
sabotage
U
عملیات تخریبی
sabotaged
U
عملیات تخریبی
sabotages
U
عملیات تخریبی
sabotaging
U
عملیات تخریبی
earthworks
U
عملیات خاکی
closing
U
خاتمه عملیات
offensive
U
عملیات افندی
hostility
U
عملیات خصمانه
area of operation
U
منطقه عملیات
offenses
U
عملیات تعرضی
offence
U
عملیات افندی
offence
U
عملیات تعرضی
delays
U
عملیات تاخیری
delaying
U
عملیات تاخیری
delay
U
عملیات تاخیری
phasing
U
مراحل عملیات
assistant chief of staff, g (operations
U
معاونت عملیات
offenses
U
عملیات افندی
arithmetic operation
U
عملیات حسابی
action deferred
U
تامل در عملیات
air operations
U
عملیات هوایی
airborne battlefield
U
عملیات هوابرد
airmobile operations
U
عملیات هوارو
amphibious operation
U
عملیات اب خاکی
actions
U
عملیات جنگی
actions
U
جنگ عملیات
action
U
عملیات جنگی
action
U
جنگ عملیات
autonomous operation
U
عملیات مستقل
pseudooperation
U
شبه عملیات
scene of action
U
صحنه عملیات
nature of the operation
U
ماهیت عملیات
serial operation
U
عملیات سری
logical operations
U
عملیات منطقی
limiting operation
U
عملیات محدودکننده
scope
U
هدف عملیات
scope
U
منظور از عملیات
spial
U
عملیات جاسوسی
rehearsal
U
تکرار عملیات
immediate action
U
عملیات فوری
parallel operation
U
عملیات موازی
hot dogging
U
عملیات نمایشی
string operation
U
عملیات رشتهای
heat treatment
U
عملیات حرارتی
surface treatment
U
عملیات سطحی
synchronous operation
U
عملیات همزمان
night operations
U
عملیات شبانه
initiatives
U
ابتکار عملیات
initiative
U
ابتکار عملیات
process chart
U
نقشه عملیات
preliminary treatment
U
عملیات مقدماتی
rescue operation
U
عملیات نجات
plan of action
U
طرح عملیات
over the beach operations
U
عملیات کرانهای
over the beach operations
U
عملیات ساحلی
operations room
U
اتاق عملیات
operations research
U
تحقیق در عملیات
operations personal
U
پرسنل عملیات
operationally ready
U
حاضر به عملیات
operation overlay
U
کالک عملیات
operation map
U
نقشه عملیات
psychological operations
U
عملیات روانی
finishing
U
عملیات تکمیل
operation center
U
مرکز عملیات
operating program
U
برنامه عملیات
manual operation
U
عملیات دستی
espial
U
عملیات جاسوسی
campaigned
U
عملیات جنگی
war room
U
اتاق عملیات
operation manager
U
مدیر عملیات
earth work
U
عملیات خاکی
region
U
ناحیه عملیات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com