English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
special operations U عملیات مخصوص یا ویژه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
aerospace projection operations U عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
favourite or vor U ویژه مخصوص
special ammunition U مهمات مخصوص یا ویژه
characteristic U آنچه مخصوص یا ویژه است
characteristically U آنچه مخصوص یا ویژه است
special character U علامت ویژه کاراکتر مخصوص
contingencey forces U نیروهای مخصوص عملیات احتمالی
air inst alations U تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
air facility U تاسیسات مخصوص هدایت عملیات هوایی
delay position U موضع مخصوص اجرای عملیات تاخیری
e hour U وقت مخصوص اجرای عملیات ستادی
floating U UPC ویژه که میتواند روی اعداد اعشاری به سرعت عملیات انجام دهد
airhead operations U عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
flow diagram U نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
flowchart U نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
coprocessor U آداپتور نمایش سریع که مخصوص عملیات گرافیکی مثلاگ رسم خط و... است
special forces U نیروهای مخصوص یانیروهای ویژه نیروی چریک و ضد چریک
storage U TRC مخصوص برای گرافیک کامپیوتری . تصویری را روی صفحه برمی گرداند بدون نیاز به عملیات تنظیم مجدد
day fighter U هواپیمای رهگیری روزانه جنگنده رهگیر مخصوص عملیات روزانه
support U CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
at U قالب استاندارد برای صفحه کلید IBM. صفحه کلید دارای کلیدهایی در بالا است که عملیات مخصوص انجام میدهد
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
farmgate type operations U رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer U کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air operations U عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
counter air U عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
anticrop operations U عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
statement U 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements U 2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
propagate U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagates U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating U خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation U عملیات کنترل زمین عملیات
code panel U رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping U عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air-sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air sea rescue U عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m U مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center U مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
time resolution U جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
beachmaster's unit U یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
operation U 1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations U عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
armistise U متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
experts U ویژه گر
particular U ویژه
special U ویژه
particulars U ویژه
adhoc U ویژه
specific humidity U نم ویژه
idiocrasy U ویژه
prerogative U حق ویژه
prerogatives U حق ویژه
extra special U ویژه
expert U ویژه گر
specifics U ویژه
priviege U حق ویژه
specialist U ویژه گر
peculiar U ویژه
specialists U ویژه گر
expressing U ویژه
expresses U ویژه
expressed U ویژه
express U ویژه
specially U ویژه
paticular U ویژه
specific U ویژه
special <adj.> U ویژه
privilege U حق ویژه
special character U ویژه
extra <adj.> U ویژه
nett U ویژه
nets U ویژه
net U ویژه
habiliments U جامه ویژه
indicium U نشانه ویژه
specific rotation U چرخش ویژه
specific viscosity U گرانروی ویژه
specific heat U گرمای ویژه
specific weight U وزن ویژه
specific volume U حجم ویژه
specific yield U ابدهی ویژه
specific lattice U شبکه ویژه
specific resistance U مقاومت ویژه
specific weight U سنگینی ویژه
specialization U ویژه گری
specialization U ویژه کاری
stall U لژ جایگاه ویژه
specific heat U دمای ویژه
stalling U لژ جایگاه ویژه
gastronomist U ویژه گرخوراک
speleologist U ویژه گر غارشناسی
specific humidity U رطوبت ویژه
specific drawdown U افت ویژه
specialty U ویژه گری
regiospecific U جهت ویژه
specialize U ویژه گری
specializes U ویژه گری
relative density U گرانی ویژه
specializing U ویژه گری
resistivity U مقاومت ویژه
net profit U سود ویژه
monocular U ویژه یک چشم
specialising U ویژه گری
specialist U ویژه کار
particular lien U حق حبس ویژه
praetorian guard U گارد ویژه
preceptorial U ویژه اموزگاری
characteristic U نشان ویژه
penologist U ویژه گر کیفرشناسی
prerogatived U دارای حق ویژه
characteristically U نشان ویژه
proper function U ویژه تابع
proper volume U ویژه حجم
lingo U زبان ویژه
lingoes U زبان ویژه
specialises U ویژه گری
quantum state U ویژه حالت
specialists U ویژه کار
monkish U ویژه راهبان
singular matrix U ماتریش ویژه
singular matrix U ماتریس ویژه
expert U ویژه کار
special party U گروه ویژه
special passport U پاسپورت ویژه
special symbol U نماد ویژه
lacrimal U ویژه اشک
special verdict U تصمیم ویژه
species specific U نوع- ویژه
lachrymal U ویژه اشک
labeled cargo U کالای ویژه
kink U ویژه گی فرریز
specific cost U هزینه ویژه
physiologists U ویژه گر فیزیولوژی
physiologist U ویژه گر فیزیولوژی
experts U ویژه کار
special duty U کار ویژه
monographs U ویژه نگاشت
monograph U ویژه نگاشت
special agreement U قرارداد ویژه
special bastard U حرامزاده ویژه
special case U مورد ویژه
garb U پوشاک ویژه
dead weights U ویژه وزن
dead weight U ویژه وزن
self weight U ویژه وزن
special character U دخشه ویژه
life guard U هنگ ویژه
special deposits U سپردههای ویژه
special drawing right U حق برداشت ویژه
special drawing rights U حق برداشت ویژه
specific donor U دهنده ویژه
extra equipment U متعلقات ویژه
zoologist U ویژه گرجانورشناسی
body guard U هنگ ویژه
morbid U ویژه ناخوشی
standing order U اوامر ویژه
standing orders U اوامر ویژه
prerogatives U دارای حق ویژه
prerogatives U حق یا امتیاز ویژه
prerogative U دارای حق ویژه
prerogative U حق یا امتیاز ویژه
trait U نشان ویژه
traits U نشان ویژه
extraordinary meeting U نشست ویژه
special session U نشست ویژه
booth U جای ویژه
booths U جای ویژه
byelaw U قانون ویژه
bylaw U قانون ویژه
(not one's) cup of tea <idiom> U علاقه ویژه
versions U شرح ویژه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com