Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 238 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
internal
U
عملیات ریاضی ALU
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
logic
U
ترمیم ریاضی عملیات منط قی مثل AND و OR و... و تبدیل آنها به مدارهای مختلف
notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notation
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
notations
U
عملیات ریاضی به صورت منط قی که عملگر قبل از عملوند می آید و دیگر نیاز به کروشه نیست
notations
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند
general
U
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
generals
U
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط قی مختلف ذخیره کند
multiplication
U
عملیات ریاضی که یک عدد را یک واحد به خودش اضافه میکند
super-
U
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
sentinel
U
1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
sentinels
U
1-علامت گذار یا چاپگر بخش خاص داده .2-پرچمی که وضعیت ثبات را پس از عملیات ریاضی یا منط قی گزارش میدهد
borrow
U
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrowed
U
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
borrows
U
عملیات در برخی فرآیندهای ریاضی از قبیل تفریق از عدد کوچکتر
order
U
پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کدگشایی کند و انجام میدهد مط ابق کد برنامه
operator
U
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
operators
U
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
precedence
U
ترتیب اجرای عملیات ریاضی
precedence
U
قوانین محاسباتی برای بیان نحوه محاسبه عملیات ریاضی
reverse
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversed
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reverses
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
reversing
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند, وبنابراین عملگرپس از اعداد فاهر میشودونیازبه کروشه را ازبین می برد
floating
U
عملیات ریاضی روی اعداد اعشاری
mode
U
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
modes
U
عملیات ریاضی اعشاری که در آن عددی غیر از صفر به عدد با کمترین ارزش اضافه میشود در حین نرمال سازی عدد اعشاری
result
U
پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
resulted
U
پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
resulting
U
پاسخ یا خروجی عملیات ریاضی یا منط قی
coprocessor
U
پردازندهای که نتایج عملیات ریاضی را سریع تر از بخش ALU از CPU انجام میدهد
gpr
U
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند
OCP
U
پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را طبق کد برنامه انجام میدهد
postfix
U
عملیات ریاضی که به صورت منط قی نوشته شده اند به طوری که عملگر پس از عملوند می آید
prefix notation
U
عملیات ریاضی به صورت منط ق به طوری که عملگر پیش از عملوندها فاهر میشود و نیازی به کروشه نیست
processor
U
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه داده برای عملیات ریاضی خیلی سریع
processor
U
پردازندهای که عملیات ریاضی و منط قی را کد گشایی و اجرا میکند طبق کد برنامه
suffix notation
U
عملیات ریاضی که به صورت منط ق نوشته میشود و نشانه پس از عددی که عمل روی آن انجام میشود می آید
Other Matches
farmgate type operations
U
رهبری اموزش و عملیات نیروی هوایی یک کشور تامرحله عملیات جنگی
buffered computer
U
کامپیوتری که عملیات ورودی و خروجی و عملیات پردازشی را بطور همزمان ارائه میدهد
counter air
U
عملیات ضدهواپیمایی عملیات ضد فعالیت هوایی دشمن
counter air operations
U
عملیات ضد هواپیمایی عملیات ضد برتری هوایی دشمن
anticrop operations
U
عملیات کاربرد افات کشاورزی در عملیات نظامی
statement
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
statements
U
2-دستور برنامه که CPU را هدایت میکند تا عملیات کنترلی انجام دهد یا عملیات CPU را کنترل کند
propagates
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagated
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagating
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
propagate
U
خطایی که در یک محل یا عملیات رخ دهد و سایر عملیات و فرآیند را تحت تاثیر قرار دهد
land control operation
U
عملیات کنترل زمین عملیات
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
housekeeping
U
عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
air sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
air-sea rescue
U
عملیات نجات هوا دریایی عملیات نجات هوایی ودریایی
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
m
U
مگا عملیات اعشاری در ثانیه . معیار اندازه گیری توان و سرعت معادل یک میلیون عملیات اعشاری در ثانیه
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
time resolution
U
جزییات زمان اجرای عملیات نشان دادن جزییات اجرای زمانی عملیات
mathematical notation
U
نشانه گذاری ریاضی
[ریاضی]
beachmaster's unit
U
یکان عملیات بارانداز یکان عملیات اسکله
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
operation
U
1-عملیات روی دو عملوند. 2-عملیات روی عملوند به صورت دودویی
combined operations
U
عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
mathematical logic
U
منطق ریاضی
[ریاضی]
von neuman morgensterm utility index
U
شاخص مطلوبیت ون نیومن مورگن استرن منظورشاخص عددی برای مطلوبیت مورد انتظار استکه دروضعیت ریسک و نامطمئنی ازاین شاخص استفاده میشود .ازنظر ریاضی این شاخص درحقیقت امید ریاضی مژلوبیت کل است
armistise
U
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
operations
U
عملیات
treatments
U
عملیات
op
U
عملیات
operation
U
عملیات
treatment
U
عملیات
process chart
U
نقشه عملیات
rehearsal
U
تکرار عملیات
offensive
U
عملیات افندی
counter-espionage
U
عملیات ضدجاسوسی
immediate action
U
عملیات فوری
rehearsals
U
تکرار عملیات
counter espionage
U
عملیات ضدجاسوسی
preliminary treatment
U
عملیات مقدماتی
offensives
U
عملیات افندی
base operation
U
عملیات پایگاهی
offenses
U
عملیات تعرضی
offence
U
عملیات افندی
flow chart
U
شمای عملیات
flow charts
U
شمای عملیات
phasing
U
مراحل عملیات
rescue operation
U
عملیات نجات
delay
U
عملیات تاخیری
delaying
U
عملیات تاخیری
subversives
U
عملیات براندازی
subversive
U
عملیات براندازی
scope
U
هدف عملیات
scope
U
منظور از عملیات
night operations
U
عملیات شبانه
psychological operations
U
عملیات روانی
delays
U
عملیات تاخیری
nature of the operation
U
ماهیت عملیات
offence
U
عملیات تعرضی
hot dogging
U
عملیات نمایشی
pseudooperation
U
شبه عملیات
earthworks
U
عملیات خاکی
sabotaging
U
عملیات تخریبی
operation manager
U
مدیر عملیات
actions
U
جنگ عملیات
actions
U
عملیات جنگی
terrain
U
زمین عملیات
infiltration
U
عملیات نفوذی
operation map
U
نقشه عملیات
plan of action
U
طرح عملیات
limiting operation
U
عملیات محدودکننده
logical operations
U
عملیات منطقی
operation overlay
U
کالک عملیات
parallel operation
U
عملیات موازی
over the beach operations
U
عملیات کرانهای
over the beach operations
U
عملیات ساحلی
operations room
U
اتاق عملیات
operations research
U
تحقیق در عملیات
operations personal
U
پرسنل عملیات
manual operation
U
عملیات دستی
phase
U
مرحله عملیات
phased
U
مرحله عملیات
sabotages
U
عملیات تخریبی
offenses
U
عملیات افندی
sabotaged
U
عملیات تخریبی
campaign
U
عملیات جنگی
action
U
جنگ عملیات
operating program
U
برنامه عملیات
sabotage
U
عملیات تخریبی
campaigned
U
عملیات جنگی
operation center
U
مرکز عملیات
campaigning
U
عملیات جنگی
action
U
عملیات جنگی
phases
U
مرحله عملیات
campaigns
U
عملیات جنگی
operationally ready
U
حاضر به عملیات
radius
U
شعاع عملیات
string operation
U
عملیات رشتهای
electrochemical treatment
U
عملیات الکتروشیمایی
base of operations
U
پایگاه عملیات
earth work
U
عملیات خاکی
block operation
U
عملیات بلوک
building operations
U
عملیات ساختمانی
business type operation
U
عملیات تجارتی
business type operation
U
عملیات کامپیوتری
centre of activities
U
مرکز عملیات
chemical operations
U
عملیات شیمیایی
Military operations.
U
عملیات نظامی
autonomous operation
U
عملیات ازاد
autonomous operation
U
عملیات مستقل
surface treatment
U
عملیات سطحی
f.of operations
U
حوزه عملیات
synchronous operation
U
عملیات همزمان
external operation
U
عملیات خارجی
Construction works .
U
عملیات ساختمانی
area of operation
U
منطقه عملیات
arithmetic operation
U
عملیات حسابی
espial
U
عملیات جاسوسی
terminal operations
U
عملیات اسکلهای
assistant chief of staff, g (operations
U
معاونت عملیات
combat information center
U
اطاق عملیات
dry run
U
عملیات جنگی
computer operation
U
عملیات کامپیوتر
countermine
U
عملیات ضد مین
regions
U
ناحیه عملیات
region
U
ناحیه عملیات
covert operations
U
عملیات مخفی
covert operations
U
عملیات پنهانی
destructive operation
U
عملیات مخرب
deputy for operations
U
معاونت عملیات
denial operations
U
عملیات ممانعتی
delaying action
U
عملیات تاخیری
delay action
U
عملیات تاخیری
counter military
U
ضد عملیات نظامی
divert action
U
عملیات مخالف
Counter – espionage operations k.
U
عملیات ضد جاسوسی
counter battery
U
عملیات ضد اتشبار
terminal operations
U
عملیات بارانداز
concept of operations
U
تدبیر عملیات
concrete operations
U
عملیات عینی
theater of operations
U
صحنه عملیات
thermal treatment
U
عملیات گرمایی
continuity of operations
U
مداومت عملیات
continuity of operations
U
تسلسل عملیات
conversational operation
U
عملیات محاورهای
war room
U
اتاق عملیات
heat treatment
U
عملیات حرارتی
spial
U
عملیات جاسوسی
airmobile operations
U
عملیات هوارو
scene of action
U
صحنه عملیات
initiatives
U
ابتکار عملیات
initiative
U
ابتکار عملیات
closing
U
خاتمه عملیات
harassing actions
U
عملیات ایذایی
serial operation
U
عملیات سری
air operations
U
عملیات هوایی
action deferred
U
تامل در عملیات
global operation
U
عملیات سراسری
formal operations
U
عملیات صوری
finishing
U
عملیات تکمیل
hostilities
U
عملیات خصمانه
airborne battlefield
U
عملیات هوابرد
amphibious operation
U
عملیات اب خاکی
flight operations
U
عملیات پرواز
hostility
U
عملیات خصمانه
combat operations
U
مرکز عملیات رزمی
data transfer operations
U
عملیات انتقال داده
containing action
U
عملیات احاطهای بازدارنده
clearing operations
U
عملیات مین روبی
heat treating equipment
U
تاسیسات عملیات حرارتی
concept of operations
U
روش اجرای عملیات
furnace campaign
U
عملیات داخل کوره
computer operations manager
U
مدیر عملیات کامپیوتر
air area operations
U
عملیات منطقه هوایی
naval district
U
ناحیه عملیات دریایی
aerospace projection operations
U
بالای منطقه عملیات
agendum
U
دستورکار برنامهء عملیات
hot working steel
U
فولاد عملیات حرارتی
heat treatment crack
U
ترک عملیات حرارتی
heat treatable
U
قابل عملیات حرارتی
psychological warfare
U
عملیات جنگ روانی
direction center
U
مرکز هدایت عملیات
d day
U
روز شروع عملیات
logs
U
ضبط مجموعهای از عملیات
logistic route
U
فن امادکردن یکانهادر عملیات
multijob operation
U
عملیات چند کاره
heat treating property
U
خاصیت عملیات حرارتی
umpire
U
داوری عملیات بازرس
log
U
ضبط مجموعهای از عملیات
control center
U
مرکز کنترل عملیات
heat treating furnace
U
کوره عملیات حرارتی
retirement
U
عملیات عقب روی
contingency plan
U
طرح عملیات احتمالی
h hour
U
ساعت شروع عملیات
civil military action
U
عملیات مردم یاری
cycled
U
دوره عملیات یابازی
intratheater
U
داخل صحنه عملیات
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com